علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
آرشیو وبلاگ
      علیرضا آیت اللهیalireza ayatollahi (گذشته ی هرکسی چراغ راه آینده اوست ؛ به شرط آن كه به خاطر بسپارد ، تحليل كند و عبرت بگيرد : آينده نتيجه مجموعه تجربيٌات هرچند به ظاهر ناچيز همه افراد بشر درجهان است .)
فروغ فرخزاد، « علی کوچیکه » و پادشاه نا متناهی ؟!!!.. نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/۱۱/٢۳

فروغ فرخزاد

در « علی کوچیکه »

قبلا" یکی دوجا در باره فروغ نوشته ام و آنهم نه چندان در باره خود فروغ ، بلکه در فروغ شعر فروغ ...

 اصولا" دوست ندارم در سالروز مرگ دیگران ، و سالروز فقدان فروغ که همین 24 بهمن باشد ، بنویسم ؛ ترجیحا" سالروز تولدشان را یاد آور می شوم و با نوشتن چند جمله ای هم که شده آن را جشن میگیرم . امٌا در این چند روز تعطیل فرصتی یافته بودم که تعدادی از کتابهای قدیمیم را از خانه برون بگذارم و اتفاقا" چشمم به نوشته ای افتاد در ارتباط  ، نه تنگاتنگ بلکه کم و بیش ، با فروغ  و باز آنهم نه خود فروغ ، بلکه یکی از ساده ترین و روانترین شعرهای او : علی کوچیکه (1) .

از همان اوایلی که در سال 1356 ، یعنی خردادماه ، در پاریس ساکن شده بودم چون تقریبا" کلمه ای زبان فرانسه نمی دانستم و تصمیم گرفته بودم که برای همیشه در آن شهر اقامت کنم ، به کلاس زبان فرانسه می رفتم . کلاسهای زبان فرانسه ادامه یافت تا اینکه جنبشهایی ضدٌ سلطنتی در ایران شروع شد و خبرش در آنجا به ما ایرانی ها هم می رسید . منتهی برخی یکریگر را به ساواکی بودن و بنابر این نا محرم بودن متهم می کردند و اینکه در مقابلشان نباید از لام تا کام چیزی گفت ؛ خانه ی برخی از سران مخالف شاه مقیم در پاریس هم نباید رفت ؛ و خلاصه ( بدون پیش بینی پیروزی انقلاب ... ) : آهسته بیا ، آهسته برو که ...

عبرت تاریخ ...

بهمن 1356، در بدو شروع ترم دوٌم ، یک روز بین دوکلاس همانجا در کلاس درس به دنبال مطلبی در کتاب درسیم می گشتم که صفحه آرایی آن مرا به یاد صفحه آرایی ماهنامه ای انداخت که قبل از مهاجرت در آن می نوشتم . یک بار که چهار صفحه را ذخیره کرده بودم و بیش از سه صفحه و نیم مطلب نداده بودم مدیر مجلٌه نگاهی به بنده کرد به گمانم به این معنی که بازهم نصف صفحه از ماهنامه که چقدر کاغذ و چقدر پول کاغذش می شود را به هدر دادی ...

همان موقع فروغ برایش تلفن زد و ... به مدیر داخلی مجلٌه گفتم بخشی از شعر علی کوچیکه فروغ را کنار مقاله من چاپ کند ! مدیر نگاه معنی دار دیگری به بنده انداخت و رفت ... و مدیر داخلی با تعجب گفت شعری خطاب به علی کوچیکه و علی کوچیکه ها در کنار یک مقاله دانشگاهی در باره سیاست اقتصادی ؟! . این دفعه من نگاهی به وی انداختم ! و... نهایتا" هم این قسمت از شعر علی کوچیکه در آنجا چاپ شد :

....

علی کوچیکه
علی کوچیکه
نکنه تو جات وول بخوری
حرفای ننه قمر خانم
یادت بره گول بخوری
تو خواب اگه ماهی دیدی خیر باشه
خواب کجا حوض پر از آب کجا
کاری نکنی که اسمتو
توی کتابا بنویسن
سیا کنن طلسمتو

...  و من همانجا سر کلاس این تکٌه را ، چون کاغذ مناسب همراه نداشتم ، با مداد پشت جلد کتاب درسی زبان فرانسه ام نوشته بودم :

...............

« آهسته بیا ، آهسته برو که

     گربه شاخت نزنه ! »

گربه (2) می خواد شاه باشه

همنشین ماه باشه

همیشه طول عمر خود

     صاحب این جاه باشه

کسی میاد بو بکشه ؟

   خم به دو ابرو بکشه ..

کسی میاد گوش بده

   طاقی به ابروش بده ...

وای اگر کس ببینه

    که زیر گربه زمینه !

چشماتو درویش بکن

در گوشاتو پیش بکن

زبونتو کام بگیر

از هر الف لام بگیر

......(3)

فروغ فرخزاد یک زن بود و به نظر من لطافتی ذاتی در شعرهای بانوان هست که به ندرت در اشعار آقایان مشاهده می شود . به علاوه ، و آنچه که خیلی خیلی مهم تر است این است که فروغ هم برای مرد و هم برای زن ، هم برای کوچک و هم برای بزرگ ، هم برای فقیر و هم برای غنی شعر سروده بود و به این ترتیب از خانوادگی گرفته جهانی شده بود ...

گمان می کنم اکثر شاعره های طول تاریخ بشر بسیار بیش از این که در نقش یک « زن » بوده باشند در نقش یک « مادر » هوشیار و بیدار بوده اند ...

(1)    شعر علی کوچیکه روی اینترنت هست

(2)    شاه آنطور که ما ایرانی ها تلفظ می کنیم در زبان فرانسه به معنی گربه است ...

(3)    قبلا" لبخندی بر لبان نازنینتان تصوٌر می کنم ؛ امٌا حقیقت این است که دوسه مصرع آخرین را که با عجله بسیار بیشتری نوشته بودم نتوانستم بخوانم ! ...

  نظرات ()
یادی از سیاوش کسرایی نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/۱۱/۱٧

عکس سمت چپ : سیاوش کسرایی و سهراب سپهری

یادی از سیاوش کسرایی ( 5 اسفند 1305 – 19 بهمن 1374 )

زمستان 1346 یا 1347 بود که حدود ساعت ده صبح در خیابان لاله زار به مدیر یکی از ماهنامه های پایتخت برخوردم که با عجله پی کاری می رفت . تا مرا دید با تردید ایستاد و ( نقل به مضمون ) پرسید : تو که اهل شعر و ادب هستی سیاوش کسرایی را می شناسی ؟! ووقتی پاسخ منفی مرا شنید گفت می خواهی بشناسی ؟ . جوابم مثبت بود ؛ و... از طرف او رفتم شعری را که قرار بود برای چاپ در ماهنامه اش بدهد ، بگیرم .

محلٌ کار سیاوش کسرایی در اداره مرکزی بانک رهنی ( بانک مسکن کنونی ) ، درکوچه پس کوچه ای نزدیک خیابان شاهرضا ( انقلاب ) ، در خیابان لاله زار بود . وقتی وارد شدم و سراغش را گرفتم گفتند رییس فلان قسمت است ، در یک اتاق بزرگ . در طبقه مربوطه اتاق بزرگی دیدم و سرک کشیدم که آقای ثقه الاسلامی دایی شوهرخواهرم ، رییس کسرایی ، پشت میز نشسته بود . تا مرا دید به استقبال آمد و همین که متوجه مقصدم شد شخصا" مرا به اتاق کسرایی هدایت کرد ؛ و سفارش که : « این هم یکی از آخوند زاده های طایفه ما است » .

هفت – هشت نفر در اتاق وی نشسته بودند به بحث و فحص در باره فلان شعر و...که بعدا" متوجٌه شدم اکثرا" توده ای هستند و همیشه در آنجا پاتوق می کنند .

ازش خواهش کردم که دفعه بعد دوقطعه از شعرهایم را برای تصحیح نزدش ببرم و ... نهایتا" هم کسرایی گفت ( نقل به مضمون ) : یک دهم اعتماد به نفسی که در نوشتن داری در شعرگفتن نداری ... آخرین دفعه از من خواست که شعرهایم را برای تصحیح به جعفر کوش آبادی بدهم که گفتند بسیار چپگرا است و بدون برو برگشت سعی می کند تو و شعرت را به چپگرایی سوق دهد که قاعدتا" حذر کردم .

نوروز 1350 که نزدش رفتم فکر می کنم در یک شرکت روغن نباتی ( با محصولات « شاهپسند » ) ،  در خیابان فیشر آباد کار می کرد و گله فراوان از دستگاه اداری کشور . واقعه ای که شاید امروز برخی باور نکنند این است که وقتی به وی گفتم چون کارم زیاد است در پی آقایان سید علیمحمد آیت اللهی یا کاظم کشاورز ، که هردو در همان شرکت مشغول بودند ، هستم که اگر ممکن شد جایی برای نماز خواندن بیابم خودش آمد مرا به اتاقی برد که در آن تخته فرشی افتاده بود و مناسب نماز ...موضوع دیگری که من در مراوده با او برداشت کرده بودم توجٌه ویژه اش به اخلاقیٌات بود که معمولا" نزد شعرای آن زمان ، به خصوص شعرای توده ای، بسیار کمتر دیده می شد .

... و نگاهی به بخشی از شعر مشهور آرش کمانگیر وی :

 آرش کمانگیر

برف می بارد
 برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
کوهها خاموش
 دره ها دلتنگ
 راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی شد گر ز بام کلبه ها، دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
 رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
ما چه می کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد ؟
آنک آنک کلبه ای روشن
 روی تپه روبروی من
 در گشودندم
مهربانی ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
در کنار شعله آتش
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز
گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
آسمان باز
 آفتاب زر
 باغهای گل
دشت های بی در و پیکر
سر برون آوردن گل از درون برف

به ندرت شعر های شاعری را تا به این حدٍ نزدیک به شعرهای نیما دیده ام .

ابتهاج ، سیاوش کسرایی ، نیما یوشیج ، احمد شاملو ، و ..

یادش گرامی که 19 بهمن سالروز مرگ اوست .

  نظرات ()
سالروز انقلاب اسلامی مبارک باد نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/۱۱/۱٧

 

  نظرات ()
تاریخ شعر 2) : فصل شاعری... نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/۱۱/۱٦

 

 

فصل شاعری...

در چه فصلی از سال شاعر می شویم ؟. خوب ، حق با شما است : شاعر در تمام فصول سال شاعر است ؛ منتهی به نظر من میزان شعر گفتنش از این فصل به فصل دیگر و چه بسا از این ماه به ماه دیگر تفاوت می کند .

پیش از این ، در حوالی سال 1340 ، « سررسید نامه » هایی که اکنون وجود دارند و شب عید سال نو به فروش می رسند ، یا هدیه می شوند ، وجود نداشت . امٌا تقویم های نسبتا" بزرگ جیبی وجود داشت که برخی از آنها را هم بانک ملٌی ایران به مشتریانش هدیه می داد .

پدرم که در جریان عقب ماندگی های نسبتا" شدید درسی و غیر درسی من قرار گرفته بود یکی از این تقویم ها را به من داد و گفت کار هایی را که در هر روزی باید انجام بدهی از قبل در صفحه همان روز فهرست کن و آنچه را که انجام داده ای یا به هر حال اتفاق افتاده است را زیر صفحه یا در صفحه مقابل بیاور تا ببینی که با اینهمه وقت چرا به کارهایت نمی رسی و همیشه عقب میمانی . یکی از دبیران سابقم بنام آقا شیخ مهدی آقا شریعتمداری ، و یکی از دبیران لاحقم بنام محمد کیانی که در جریان قرار گرفتند توصیه کردند برنامه درس خواندن برای امتحانات خرداد را در آن بیاورم ... و این « ادبیٌات » نوشتاری سبب دو امر خیر شد :

-         خاطراتم را می نوشتم که برخی از نوشته های کنونی که می خوانید از آنها است ...

-         به برنامه نویسی و برنامه ریزی و... آنقدر علاقه مند شدم که در فرانسه در آن رشته نیز به تحصیل پرداختم ؛ حدود هفت – هشت هزار ساعت در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ایران به تدریس برنامه ریزی اقتصادی و غیر از آن پرداختم و تنها کتاب منتشر شده به نام « اصول برنامه ریزی » را به نام دوستتان که من باشم می بینید...

اواخر سال 1355 که خاطرات حدود ده سال قبلم را مرور می کردم متوجٌه شدم نیمی از اشعار خود را در اردیبهشت ، و هفته های قبل یا بعد از آن ، و به طور کلٌی در فصل بهار سروده ام . اغلب داستان هایم نیز نوشته شده در همان ایٌام بهاری اند . آیا همه ی اهل ادب در فصل بهار پرکارتر از سایر فصل ها می شوند ؟ . این یک اصلی است که ممکن است در مورد این یا آن شاعر و نویسنده متفاوت باشد ... که اگر مثلا" شاعری « فصل بر سر ذوق و شوق آمدن خود » را بیابد و چند و چونش را بسنجد به تواند به کمٌیت و کیفیٌت کار هایش بیفزاید ...  شاید هم برنامه ریزیی نسبی در کار خود داشته باشد ...

البتٌه عوامل دیگرهم بسیار مهمٌ اند ؛ مثلا" در تمام بهار سال 1356 که در اضطراب مداوم بودم ( و نهایتا" هم از ایران عزیزم فرار کردم ! ... ) حتی یک پاراگراف ادبی نداشته ام ... امٌا قبل از آن در بهار سال 1347 ، در بحبوحه امتحاناتم در رشته علوم اجتماعی شعری در وصف فالوده شهر زادگاهم یزد سروده ام که چندی پیش هم ( اصلاح شده ی ) آن را در جایی آورده ام :

    هوا بس ناجوانمردانه آلوده است

من این کنج قفس ، اندر هوس : یک ظرف پالوده !

و نه پالوده ای از نوع شیرازی که کاکویش به پیش آرد

مرا پالوده ای باید ز شهر یزد و با شهد شکر از نی .

مرا پالوده ای باید که با برف طزرجان سرد و یخ باشد

و تخم شربتی بر روی آن لرزان و گه رقصان

درون کاسه ای از کاشی میبد

به رنگ گج سفید و نقشهایش آبی آبی

زمرغ و گل ، گل و بلبل

بیا ای مرغ در تهران که بینی حال بدحالان :

هوا بس ناجوانمردانه آلوده است

فضا بس ناجوانمردانه آلوده است

قضا بس نا جوانمردانه آلوده است ....

  نظرات ()
شعر خدمت ، شعر خیانت ... نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/۱۱/۸

دوست عزیز ؛ اگر درجای دیگری به شما آزادی نداده اند بنده ی کمترین در اینجا به شما آزادی اعطاء می کنم ! :

اگر خواستید بخوانید ، اگر نخواستید نخوانید ! ( به خصوص این یادداشت های اخیر که به درازا کشیده اند )

اگر خواستید اظهار نظر بکنید ، اگر نخواستید ، نه !

( به دنبال زیاد بودن تعداد اظهار نظرها زیر یادداشتهایم نیستم ؛ بیشتر به کیفیٌت می اندیشم )

امٌا اگر اظهار نظر فرمودید لطفا" جدٌی بگیرید ! حتی الامکان از گذاشتن گل هم بپرهیزید که اینجا آرامگاه کوچکترین نویسنده و کوچکترین شاعر همه ی ادوار جهان بنام ع ... ی نیست ! . « سلام » یا «خواندم» از نظر من کفایت می کند و به حدٌ کافی سبب مسرٌت و تشکٌر ! . ببخشید اگر بیش از حدٌ رکٌ هستم .

ادبیٌات ، ابزار شهرت

شعر خدمت ، شعر خیانت

جوانی ، چه قبول کنیم و چه قبول نکنیم و چه بگوییم و چه نگوییم ، غالبا" همراه با شهرت طلبی است ؛ و بنده هم از این امر مستثنی نبودم . نه تنها به شهرت طلبی ( اگر خواستید بخوانید «خودنمایی» ! ) خود اذعان می کنم ، بلکه اصولا" آن را مثبت می دانم : شهرت طلبی اشخاص در ادبیٌات ، سیاست ، و... به آنان کمک می کند تا موفقیٌت یا موفقِیٌت بیشتری به دست آورند .

سال 1344 که به تهران مهاجرت کردم ، و از جمله در پی همین شهرت طلبی ، خواستم نویسنده – شاعر – روزنامه نگار ( حتی ورزشی نویس ) – و... بشوم .شعرهای من که شاید یکی – دوتایشان را خوانده باشید چندان مطلوب و به قول قدیمی ها ناشی از یک طبع روان نبودند ؛ و از این نظر در تناقضی آشکار قرار گرفته بودم : اگر چاپ و منتشر نمی شدند نمی توانستم جلوی دوستانم پز بدهم ؛ و اگر برای چاپ به جایی می فرستادم احتمالا" چاپ نمی شدند و همان مختصر آبرو هم در خطر می افتاد ...

حال ، اوٌل برویم سر « اصل مطلب » تا بعد برگردیم سر این ماجرا :

آن روزها که اینتر نت در ایران وجود نداشت و صنعت چاپ و نشر نسبتا" رونقی بسیار بیشتر داشت شعر به چند صورت به چاپ و نشر می رسید :

-         « دیوان » که بیشتر از اشعار کلاسیک بود و « مجموعه شعر » در خصوص اشعار شعرای نو پرداز یا به نظر من « آزاد گو » . یا گلچین اشعار یک شاعر

-          گلچین اشعار چند شاعر ( مجموعه اشعار چند نفر )

که در این دو حالت سر از کتاب های ادبی و آموزشی نیز در می آوردند ...

-          « دفتر شعر » مجلٌه گونه ای بود که چند شاعر مشترکا" اشعار خود را در آن به چاپ می رساندند و هیچ یک از آنها چندان دوام نیافت .

-          در مطبوعات ....

... و البته در مطبوعات هم اولویت با مطبوعاتی ادبی و معتبر مثل « ماهنامه سخن » یا « وحید » یا « یغما » بود که هر شعری را چاپ نمی کرد و چاپ شعر در آن به معنی اعتبار شعر بود ؛ یا مجلٌه هایی که تیراژی بیشتر داشتند مثل ماهنامه نگین و به خصوص مجله هفتگی فردوسی که در آن زمان به اصطلاح مجلٌه ای روشنفکری شناخته می شد و نزد تحصیلکردگان ، دانشجویان و سایر جوانان نه تنها محبوبیٌت هایی داشت بلکه غالبا" « حجٌت » محسوب می شد ؟! .

بسیاری از جوانان فکر می کردند که اگر شعرشان در مجلٌه فردوسی به چاپ برسد حقیقتا" شاعر اند و سیل اشعار به طرف آن مجلٌه روان بود (1) بنده هم از زمستان 1346  شروع به ارسال شعر به آن مجلٌه کردم با توجه به این مسئله که قبل از آن تمام یادداشت ها ، مقالات و داستانهایی که برای مطبوعات ارسال داشته بودم به چاپ رسیده بودند و حال اگر اشعارم ، که قبلا" برای دوستانم خوانده بودم ، مردود می شدند و به چاپ نمی رسیدند « آبرویی برایم باقی نمی ماند » ! ؛ پس با ترس و عدم اعتماد به نفس ( مثل بسیاری از وبلاگهای کنونی که یا پروفایل ندارند یا متاسفانه غلط اندازند ! ) اشعارم را با نام مستعار به آن مجلٌه ارسال می کردم . از هر دو یا حتی سه تا یکی و آنهم گاه دستکاری شده به چاپ می رسیدند که چون به سالی بیش از دو – سه شعر نرسیدند دلسرد شدم و به تدریج ، به خصوص با رفتن به فرانسه ، و خروج از زبان فارسی ، و در برگشت هم با پذیرفتن برخی از مسؤولیت های پژوهشی – اقتصادی در زمان جنگ که فوق العاده ضرورت داشت ، طبع شعرم خشکید و حتی شیوه نگارشم تحت تاثیر شیوه مکاتبات ( خشک و بی روح ) اداری (2) قرار گرفت ... تا بعدا" که خودم  چند هفته ای « سردبیر » یا « معادل سردبیر » ؟! یکی – دوتا از نشریٌات مشهور امٌا در واقع حکومتی کشور شدم ؛ و دریافتم که در این سالها نیز چاپ شعر منحصرا" براساس کیفیٌت و حقیقتا" شعر بودن آن نیست ؛ بلکه :

-         برخی پول دارند ؛ مجموعه اشعار چاپ می کنند ؛ و بعد به اصطلاح دیگران و به خصوص روزنامه نگاران را با پیشکش دادن ، و... می خرند و شعرشان چاپ می شود ! و شهرت به شاعری : زر

-          برخی هم یا خود مرجع قدرت اند ( غالبا" رییس روابط عمومی که در نتیجه انقلاب به مدیر کلٌ روابط عمومی تبدیل شده است و می تواند خبر و آگهی و پول آگهی ...به نشریٌات بدهد ) یا به مراجع قدرت وصل اند و باید شعرشان به هر قیمت شده به چاپ برسد و شاعر شناخته شوند : زور

-          برخی هم متکی بر روابط خویشاوندی ، همسایگی و همشهریگری ، دوستی با ناشران نه تنها شعر خود را ، بلکه شعر دیگران را هم ؟! به نام خود به چاپ و نشر می رسانند ؛ و... : تزویر ! .

چه بسا اشعار خوب که هیچکس نمی خواند ، و چه بسا شعر هایی به اصطلاح درجه دو ؟ یا گونه هایی که نه تنها تیراژی قابل توجٌه ، بلکه سوکسه ای غیر منتظره می یابند . این است بخشی از ادبیٌات ما ...

وقتی هفته گذشته یکی از آشنایان در کتابخانه ای به من گفت که شعر « فریاد واحسینا در تمام شهر » من که به مناسبت ایٌام عاشورا سروده بودم بیش از هشت هزار نفر خواننده داشته است ( و حرف خود را ثابت کرد ) به شدٌت شگفت زده شدم ، و به یاد موضوعات این یادداشت افتادم و اینجا آوردم . شعرهای بهتری داشته ام که شاید حتی هشت نفر خواننده هم نیافته اند . شعر هم چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه بگوییم و چه نگوییم یک « پدیده اجتماعی » است . امٌا به نظر شما :

شاعر کیست ؟

ارزش شعر در چیست ؟

معیار های ارزشیابی شعر در اینتر نت کدام اند ؟ و...

آیا موقع آن نرسیده است که متولیان ادبیات کشور به آسیب شناسی ادبیٌات در اینتر نت و حل و فصل برخی ازمسائل مربوطه در همین سالهای اوٌل بپردازند ؟ .

(1)    یکبار یکی از دست اندر کاران صفحه شعر آن مجلٌه تعریف می کرد که ماهانه بیش از هشتصد قطعه شعر توسط پست دریافت می دارند ...

(2)   در یک جاهایی هم بگمانم صلا مچ من را گرفته است که ازش متشکرم .      

  نظرات ()
تاریخ شعر و مستند سازی آن نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/۱۱/۱

  تاریخ شعر

پدیده سیستم مجازی ، سبب پدیده ادبیٌات در سیستم مجازی ، یا اگر بتوان گفت « ادبیٌات اینتر نتی » در مقابل ادبیٌات مکتوب – ادبیٌات چاپی – ادبیٌات شفاهی – و... شده است ؛ و در ایران اسلامی نیز به گمانم پدیده ای که شاید بی نظیر یا کم نظیر باشد : ورود جرگه ی دختران جوان به صحنه ادبیٌات ؛ و یافتن امکانات و جرئت بیان احساسات خود . امٌا متاسفانه با مزایای اینتر نت ، وب ، و وبلاگ  ، معایبی هم ظهور کرده اند که گاه اسباب سرافکندگی تاریخی « ادب » و ادبیٌات ایران و ایرانی را فراهم می سازند : سرقت ادبی – اینتر نتی !

کار به جایی رسیده است که ممکن است این یا آن شعر « توانا بود هر که دانا بود ... » حکیم ابوالقاسم فردوسی را به نام خود چاپ بزنند !!! ... که گرچه قاعدتا" سرقت است ؛ امٌا در حقیقت و در غالب موارد از سر « عدم اطلاع » ! ؛ به قول احمد شاملو :

« ...

قصٌه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی ...

 

من درد مشترکم

مرا فریاد کن

*

در خت با جنگل سخن می گوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن می گویم.... »

 

دو معیار و مهار مهم در رفع این مسئله وجود دارد .

-         مستند سازی

-         مورخ کردن

مستند سازی در این امر شاید چیزی جز کتابنگاری مطلب ، یعنی اشاره به نام پدید آورنده اصلی اثر ، نام اثر ( کتاب ، وب ... ) ، و...نباشد .

اهمیٌت موضوع به حدٌی است که اصولا" در جهان هرچه را که مستند باشد « علمی » یا لااقل قابل محاسبه و اعتناء ، و آنچه راکه غیر مستند باشد « عوامی »می خوانند .

امٌا مورخ کردن ، به ویژه گاه در مورد اشعار کوتاه ، مسائل متعددی را سبب می شود که شخصا" با یکی از آنها مواجه شده ام :

سال ششم دبیرستان بوده ام که چیزی نوشتم ، دوسال بعد آن را اصلاح کرده برای برخی از مطبوعات فرستاده ام که ، حق دارید اگر باورتان نشود ، نمیدانم آن را چاپ کرده اند یا خیر ؟ . سال 1350 ، موقعی که در خدمت نظام وظیفه بودم ، در محل خدمت شعری از من خواستند که به مناسبت روز در آن دست برده به صورت شعر آن را برای قرائت در یک مجلس نظامی به یکی از افسران مافوق خود دادم . سال 1358 در فرانسه دانشجویان عرب اهل تسنن یقه ی ما را چسبیده بودند که چرا نام انقلاب خود را اسلامی نهاده اید ؟!!! شما که حتی 999نفر از هزارنفرتان قرآن را بلد نیستید بخوانید و هرچه هم بخوانید معنی آن را نمی فهمید . برای چه می خوانید ؟!!! ؛ شما در عمر خود هریک سالانه به طور میانگین ده ها ساعت از عمر تان را صرف عزاداری حسین ، چون نوه پیغمبر است ،  می کنید ؛ حال آنکه شاید هریک دو دقیقه هم به عزای محمد رسول الله (ص) که پیامبر اسلام است نمی نشینید !!! . آن شعر را نه تنها ترجمه به زبان فرانسه ، بلکه ضمن ترجمه ، برای دفعه سوٌم ! تصحیح کردم ، و به آنان دادم که در کنار اشعار اهل تسنن فرانسه در ویترین مسجد مسلمانان مارسی بگذارند که البته نگذاشتند .

حدود چهار ماه قبل از این که به ارشیو قبل از انقلابم مراجعه کردم ( و همان مراجعه هم سبب تاسیس این وبلاگ شد ) آخرین صورت این شعر ، و نه ترجمه اش به فرانسه ، را یافتم .... و بازهم ، این بار پس از 45 سال از زمان نوشته ی اولیًه ، کمی در آن دست بردم و امروز به مناسبت 28 صفر نقل می کنم ؛ امٌا با این سؤال که تاریخ این شعر ؟ کدام است ؟ .

او محمٌد بود

فزند چه کس ؟ - عبدالله !

پس که « الله » ورا آورده ست ؛

       او امینش کرده ست

            و محمٌد گفته است

                  چون که او حمد و ثنا گوی وی است …

*

این ، یعنی ایمان !

      وز همینجا تو ورا پیغمبر ، خاتم ختم رسل می بینی ،

             پرتوی نورخدا بر دنیا ؛

… و همین گسترش نور که نامش « دین » است !

*

رحلتش را به چنین روز نوشته است قضا

تسلیت باد به تو ای مسلم .

راه او پویا تر …

  نظرات ()
مطالب اخیر ای کاش شعر های میهنی سلام ، تشکر و تعذر درس انشاء : نه فقط آموزش ، بلکه همچنین پرورش ! خاطره نویسی ، بسیار مهم تر است از انشاء نویسی ! کاریرد و ارزش انشاء مظلوم : شعر نو ! انشاء های دبیرستانی آن زمان انشاء ، ابزار انتقال فرهنگ صادق هدایت و تمام !
کلمات کلیدی وبلاگ 1340 (۱) آزادی (۱) آموزش اجتماعی (۱) آموزش انشا’ و نویسندگی (۱) آموزش انشاء (۳) آموزش پیشرو (۱) آموزش زیان آور (۱) آموزش غلط( زیان آور ) (۱) آموزش غلط ( زیان آور ) (۱) آموزش مذهبی (۱) آموزش مطبوع (۱) آموزش مناسب (۱) آموزش نا مطبوع (۱) آموزش هنر (۱) آموزش و پرورش (۱) اثر بخشی شعر (۱) اجتماعگرائی (۱) احسان شریعتی (۱) احمد کسروی (۱) اختناق ادبی (۱) اخلاق (۱) اخلاق ادبی ما (۱) اخلاق در نگارش (۱) اخلاق و ادبیات (۱) اخلاقشاعر (۱) ادبیًات (۱) ادبیٌات (٢) ادبیًات ابزاری (۱) ادبیًات اقتصادی (۱) ادبیات سیاه (۱) ادبیٌات فرمایشی (۱) ادبیات محاوره ای (۱) ادبیات مذهبی (۱) ادبیٌات معاصر (۱) ادبیات نشاط اجتماعی (۱) ادبیًات کاسبکارانه (۱) ادبیاتگونه مخرب (۱) ادوات استفهامی (۱) ارزش اثر ادبی (۱) ارزش ادیب (۱) استاد پروین گنابادی (۱) استاد محمد پروین گنابادی (٢) استاد محمٌد پروین گنابادی (٤) استقلال (۱) استقلال ادبی (۱) اصطلاح (۱) اصلاح (۱) اصلاح مدیحه سرائی (۱) اطلاعات شفاهی (۱) اعتماد به نفس شاعر (۱) اغراق (۱) امام حسین (ع) (۱) املا (۱) املا’(دیکته ) فارسی (۱) املا’ ( دیکته ) فارسی (۱) انتخاب سبک (۱) انتخاب نوع شعر (۱) انتشار اشعار (۱) انتقال فرهنگ (۱) انتقال فرهنگ فرهنگ (۱) انجوی شیرازی (۱) انشا’ (۳) انشا’ غریزی (۱) انشاء ( نگارش ) (۳) انشاء فارسی (۱) انقلاب ؟! (۱) اوٌلین شعر (۱) ایرانشناسی (۱) با کار و کوشش و تولید (۱) بحر طویل (۱) بدخواهان عقب مانده (۱) برنامه ریزی ادبی (۱) به آذین (۱) به روز شدن قانون (۱) به گویش مردم (۱) بهره مندی از زندگی (۱) بوف کور (۳) بیان عمومی (۱) پرورش (۱) پوچی (۱) تاثیر جامعه بر شاعر (۱) تاثیر شاعر با الگو پردازی (۱) تاثیر محیط (۱) تاریخ آموزشی (۱) تاریخ شعر (۱) تبریک نوروز (۱) تحرک اجتماعی (۱) تحقیقات صادق هدایت (۱) تحول در ادبیات فارسی (۱) تداول واژه (۱) تشویق و تحقیردرادبیات (۱) تصنیف (۱) تعداد شعرا (۱) تعریف هنر (۱) تفکر فردی (۱) تقلید (۱) تقلید در سبک (۱) تقلید صرف (۱) تقلید صرف (کپی) (۱) تلخیص (۱) تمرکز در نگارش (۱) تملق (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنویر افکار (۱) تو را من چشم در راهم (۱) توسعه پایدار (۱) توسعه فرهنگی (۱) توصیف (۱) توصیف زندگی مردم (۱) تولد شاعر (٢) جامعه شناسی (۱) جامعه شناسی شعر (۱) جامعه گریزی (۱) جامعه و ادبیات (۱) جایگاه ادیب و هنر مکند (۱) جایگاه انشاء (۱) جایگاه شعر در جامعه (۱) جریان زدگی سیاسی (۱) جشن (۱) جلال آل احمد (٤) جمالزاده (۱) چاپلوسی (۱) چخوف (۱) چهارم اسفند (۳) چکیده نویسی (۱) حسین بهزاد (۱) حسین منزوی (۱) حقشناسی (۱) حکیم ابو القاسم فردوسی (۱) خاستگاه اجتماعی نویسنده (۱) خاص ً نویسی (۱) خاطرات (۱) خاطرات ادبی (۱) خاطره نویسی (۱) خرافات (٢) خفته چند (۱) خلاصه نویسی (۱) خود شناسی (۱) خود کشی صادق هدایت (۱) خود کم بینی (۱) خودکم بینی (۱) خوشبینانه نویسی (۱) داستان کوتاه (۱) داستان کوتاه در ایران (۱) داستانهای یگانه (۱) داستایوسکی (۱) داش آکل (۱) درست نویسی به پارسی (۱) دروغ (۱) دزدی اینترنتی (۱) دستور زبان فارسی (۱) دفتر خاطرات (۱) دفتر شعر (۱) دوران احساسات (۱) دوران بلوغ (۱) دوزخ در ادبیات (۱) دکتر حسن شهید نورائی (۱) دکتر حسین آیدین (۳) دکتر علی شریعتی (٢) دکتر غلامحسین صدیقی (۱) دکتر محمد علی شیخ الاسلامی (۱) دیوان شعر (۱) دیوان فرخی یزدی (۱) دیوان های اشعار (۱) دیکته ی شعر (۱) ذبیح الله صفا (٢) ذکرنام خالق اثر (۱) رئالیسم (٢) راه فعالیٌت ادبی (۱) رسالت شاعر (۱) رسالت شاعر و نویسنده (۱) رشد و توسعه (۱) رمضان (۱) رهی معیری (۱) روایات متفاوت (۱) روز پدر (۱) روز شعر و ادب (۱) روزنامه نگاری (۳) زادروز (۱) زادروز بزرگداشت و تجلیل (۱) زبان عمومی (۱) زبان فارسی (۱) زمانه نویسنده (۱) زمستان (۱) زندگی نویسنده (۱) زندگی هنرمند (۱) زنده بگور (۳) ساده نویسی (٢) سارا شریعتی (۱) سالروز وبلاگ (۱) سالزوز تولد (۱) سرقت ادبی (۱) سرگذشت این و آن (۱) سعید نفیسی (۱) سناریو نویسی (۱) سه قطره خوان (۱) سوئ استفاده از ادبیات (۱) سوسن شریعتی (۱) سیاست شعری (۱) سیدمحمد علی جمالزاده (۱) سینما و مذهب (۱) شاعر شهید (۱) شاعران گمنام (۱) شاعران ناشناس (۱) شاهنامه (۱) شخصیٌت ادیب و هنرمند (۱) شخصیت شاعر (۱) شرح جامعه (۱) شعر (۳) شعر آزاد (۱) شعر امروز (۱) شعر انتقادی (هجویٌه ) (۱) شعر توده ای (۱) شعر دختران (۱) شعر زمستان (۱) شعر زن (۱) شعر زورکی (۱) شعر سیاسی (۱) شعر شکوه (۱) شعر ضعیف (۱) شعر فالوده یزدی (۱) شعر لاادری (۱) شعر میهنی (۱) شعر نو (٢) شعر های عاشقانه (٢) شعر کاربردی (۱) شعربافی (۱) شعرمردانه (۱) شعرمردمی (۱) شعرنو (۱) شعرنو و شعر کهن (٢) شعرنیمایی (۱) شعرهای انقلابی (۱) شعرهای به یادماندنی اسفند 91 (۱) شعرهای عوام پسند (۱) شعرکهن (٢) شناخت فرهنگ ایران (۱) شهرت ادبی (۱) شهرت تبلیغاتی (۱) شهرت شاعر (۱) شهرت طلبی (۱) شیوه ( سبک ) نگارش (۱) صادق هدایت (۱٩) صبحی مهتدی (۱) ضرورت شناخت (۱) طبیعت دوستی (۱) عدم رضایت شاعر (۱) عزاداری (۱) عزم جمعی در آموزش (۱) عصر پهلوی (۱) عقب ماندگی آموزشی (۱) علی باقرزاده (۱) علی میرزائی (۱) علیرضا آیت اللهی (۱٢) عکاسی (۱) عید (۱) عید و ادبیٌات (۱) غربزدگی (۱) غلامحسین صدیقی (۱) غلط نویسی (۱) غلو (٢) غلوً ( سیاهنمائی ) (۱) فردوسی (۱) فرم نویسی (۱) فرهنگ ایرانی (۱) فرهنگ و ادبیات عصر توٌهم (۱) فروغ فرخزاد (۱) فصل شاعری (۱) فضای داستان (۱) فطرت و ادبیات (۱) فلسفه شعر و هنر (۱) فیلم سینمائی مخلل (۱) فیلمفارسی (٢) قانون حمایت از مؤلفان (۱) قهرمان و ضدٌ قهرمان (۱) لاادری (۱) ماهنامه زیبائی و زندگی (۱) ماوراء الطبیعه (۱) مبارک باد (۱) مجتبی مینوی (۱) محسن صفایخش (٥) محمد پروین گنابادی (۱) محمدعلی فردین (۱) مخاطب پذیری (۱) مخاطب گرا ( برونگرا ) (۱) مد روز (۱) مدیر سایت (۱) مردمی بودن (۱) مرده پرستی و مرده خواری (۱) مرغ سحر (۱) مرگ (۱) مرگ و زندگی (۱) مسئله اجتماعی (۱) مسائل اجتماعی (۱) مستند سازی (۱) مشارکت شعری (۱) مشاعره (۱) مطبوعات ادبی (۱) مطلب (۱) مقامومنزلت و جایگاهنویسنده و شاعر (۱) ملک الشعراء بهار (۱) منشاء قصٌه یا داستان (۱) مهدی اخوان ثالث (٢) مهره مار (۱) مهمند شیدرنگ (۱) مک امیًتی انشا’ (۱) مکتب ادبی (۱) میراث شعری : شعر کهن (۱) میرزا محمد فرخی یزدی (۱) مینیاتور (۱) میهن دوستی (۱) میهندوستی (۱) نا امیدی از دیگر نخبگان ؟ (۱) نثر صادق هدایت (۱) نشاط اجتماعی و ادبیات (۱) نشر شعر (۱) نصرت کریمی (۱) نقد (۱) نقد نویسندگان (۱) نقش مثبت (۱) نمکنشناسی (۱) نوآوری (٢) نوآوری و شعرنو (۱) نوجوانی و جوانی (۱) نوروز (۱) نوزده فروردین (۱) نوشتار تحلیلی (۱) نوشتار جنجالی (۱) نوعی سرقت شعر (۱) نویسندگی (۳) نویسنده و شاعر زمانه ی خود (۱) نویسنده و شاعر مورد نیاز حقیقی جامعه (۱) نویسنده ی زمان و مکان و جامعه خود (۱) نیرنگستان (۱) نیما یوشیج (۳) همکاری شعری (۱) هنجار آموزشی (۱) هنر در جامعه (۱) هنر مردمی (۱) هویت ملٌی (۱) واپسگرائی در ادبیًات (۱) واژه (۱) واژه زیبا (۱) واژه عمومی (۱) واژه فارسی سره (۱) واژه های مهجور (۱) ورا من چشم در راهم (۱) وراثت و ادبیات (۱) ویراستار شعر (۱) ویرایش شعر (۱) ویرایش مداوم (۱) ویرایش مکرر (۱) کاربرد واژه (۱) کاریکاتور (۱) کافکا (۱) کپی رایت (۱) کتابخوانی تحمیلی ! (۱) کلمات مهجور (۱) کلمه (۱) کنکور (۱) کوتاه نویسی (٢) کوشش به نگارش (۱) کیفیٌت شعر (۱) یادداشت کردن شعر (۱)
دوستان من انجمن شاعران ايران دفتر شعر شاعر انجمن قلم اجتماعی دکتر آرزو صفائی ( الف - دریا ) آسمان سوخته ( ح.م ) اثیره شاعران پارسی زبان استاد نبوی ( کاریز) شعر ناب دردانه زیور حیرت رسول امیری یاس سفید ( جناب علی میرزائی ) شفیعی مطهر ( وب نامه استاد ) قطره های آبی شعر و ادب علیرضا آیت اللهی ( دفتر شعر و نقد ... ) علیرضا آیت اللهی ( طنز اجتماعی ) دریای واژه ها شبیه خودم آی ایشقی بهارهای پیاپی .. لاله عباسی های من سرنوشت شاعری گلچینی از بهترین ها خوب بو بكش پدرجان این شعرها از من نیست از شعر بافی تا شعر نویسی صدای پائیز ( خانم پناهی ) آفرینش های ادبی حوزه هنری یک جرعه غزل اشک قو نخل بی سر ( استاد دکتر دلخوش ) ولوج سرنوشت جای پای خدا آیا روحی اینجا هست ؟ آليهان ( جناب حشمت الله حياتي ) قسمتی از درون ( استاد وثيق زاده انصاري ) شعر آ گلستان شعر و ادب كريما يزدي هواي تازه بدون رنگ كهنگي ( آناهيتا مساجران ) شهيد عشق ( جناب سيٌد حسيني ) دلنوشته ها جناب معارف سرنوشت شاعری عشوه های نارس گذرانه ها انجمن شعر بانوان ايران خانه پدر يك فنجان قهوه تلخ تابش كوير دار بلوط جناب جليل شعاع حضور خلوت انس . گل ياس (زهرا) در سايه سار سرو شعر و نوشته هایم اردیبهشت میمند فارس سرنوشت شاعری شعرناب alireza ayatollahi شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی ) مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری تلق تولوق نسب نامه دودمان آیت اللهی یزدی غریبه تر از همیشه ترنم سکوت شکوفه های نوبهار سفر ، مسافر خوبی نمی شوم وقتی دیوارها سکوت می کنند شاعران پارسی زبان علیرضا آیت اللهی ( ادبی ) خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( انسانشناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi - شعر آ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ethno - archi - urbain - habitat - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) 11 - اصول برنامه ریزی مدیریت دولت ج . ا . ا . ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - گام نخست شاعر ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبنا ( آمایش شهری)alireza ayatollahi علیرضاآیت اللهی شهرسازي - معماري - آمايش - بومي و مردمي ( شما بوم ) يزد - یزد شناسی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( علیرضا آیت اللهی ( تحلیل اقتصادی - اجتماعی ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شهر من تهران ، شعر من تهران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شعر شاعر ) شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi معماری و شهرسازی بومی و مردمی یزد ( علیرضا آیت اللهیalireza ayatollai - یزدنما( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تاریخ یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبتنی :مردم شناسی . باستانشناسی . تاریخ . ناحیه یزد آمایش سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - جغرافیا و آمایش ( علیرضا آیت اللهی ( alireza ayatollahi ( geographie et amenagement amenagement du territoireساماندهی ( آمایش) سرزمین آمایش سرزمین ؛ ساماندهی کشور علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تماشا : تعاون.مشارکت.انجمنها.شوراها.اتاقها:تماشا خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi هیئت و هیئت داری در شهریزد - ورود به بهره وری در سرزمین اسلامی ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi پریسا بلاگ پارسی شعر ناب قلم ما مقتبس architecture islamique /la ville musulmane,alireza ayatollahi (Teheran.Iran) پرتال زیگور طراح قالب