علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
آرشیو وبلاگ
      علیرضا آیت اللهیalireza ayatollahi (گذشته ی هرکسی چراغ راه آینده اوست ؛ به شرط آن كه به خاطر بسپارد ، تحليل كند و عبرت بگيرد : آينده نتيجه مجموعه تجربيٌات هرچند به ظاهر ناچيز همه افراد بشر درجهان است .)
شعر : کاش که دستم می رسید ... نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٦/٢٦

کاش که دستم می رسید...

کاش که دستم می رسید...

ستاره ها را

دونه دونه می چیدم ؛

لا به لای شفق موهای تو جا می دادم ؛

که شب و ماه و ستاره همگی با هم باشن !

*

کاش که دستم می رسید ...

کاش که دستم می رسید...

ماه را پائین می آوردم ، جلوی نیمرخ تو ،

شکلی می ساختم که دوتا هلال ابروش دو تا ماه باشه ! .

*

کاش که دستم می رسید...

کاش که دستم می رسید...

آسمونو فرش می کردم زیر پاهات

کهکشانها ... کهکشانها ...

 و اونوقت ؟ ؛ هوار می کردم که :

بیائین ! بیائین ! آتیش بازی! ...

... بعد ، با قد کشیده

با دودستانی که طعم نرسیدن را چشیده

با همه تاب و توانی که به هرفکر و خیالی می رسه

دست می بردم ...

... و می بردم تا که خورشید رو دو دستام می گرفتم !

بعد ، بین دولبم ، روی زبون قورت می دادم ؛

تا شایدش سینه ام رو روشن بکنه ؛

 دنیای من را به تو هم نشون بده : قلب من رو ...

قلب منو : آنجا که دنیای پر از عشق توئه...

*

 میرسه ؟ ؛ تو بگو ! ؛ این ، محاله برسه ؟!!

کاش که دستم می رسید ...کاش که دستم می رسید ...

  نظرات ()
آموزش نویسندگی : مشهدی حسین در روزی که انشاء من شد ! نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٦/٢۱

عکس ؛ تزئینی است

خوب ، طبیعی است : شما امروز نمی روید نوشته های دوران کودکی سعدی و جامی و قائم مقام و ... تا هدایت و آل احمد را پیدا کنید و بخوانید . آنچه را که از آنها می خوانید مربوط به دوره اوج نویسندگی آنها است . نوشته های بنده حتی در زمان حاضر هم « قابل شما را ندارند » چه رسد به نوشته های دوره نوجوانی و جوانیم .

قصد من از آوردن این نوشته ها روی سایت ، خود آنها نیستند . بلکه مطالعه ای در تغییر و تحول فرهنگی آموزشی 50 - 55 ساله اخیر است که به نظرم به شدٌت ضروری می نماید .

چرا برای انشاء که از مهم ترین اساس علم است و علم هم عملا" مهم ترین اساس زندگی را تشکیل می دهد ، ارزشی که باید و شاید قائل نیستیم ؟

چرا کودکان ، جوانان و نوجوانان را به نوشتن انشاء تشویق نمی کنیم ؟

چرا برعکس ، آنان را از نوشتن انشاء می ترسانیم ؟! چرا به جای معلمان معمولی ، نویسندگان را به کلاس های انشاء نمی فرستیم ؟...

... و هزار و هزاران چرای دیگر !

ما از بین حدود 500 نفر همدوره ای در دبیرستان فقط سه چهار نفر دست به قلم شده ایم . کم نیست ؟ . آنهم به لطف دبیری اصفهانی بنام ابرقوئی ، که فقط یک سال دبیر ما بوده است . برخی از نوشته هائی که من در زمان وی نوشته ام در روزنامه کیهان آن زمان چاپ شده است ۀ شاید تعدادی از آنها را بعدا" در این سایت بیاورم ؛ امٌا فعلا" برمی گردم به مسئله انشاء .

یکی از دبیران دوره دبیرستان ما شعر زیر را به عنوان موضوع انشائمان انتخاب کرده بود :

جهان چون چشم و گوش و خال و ابرو است

که هر چیزی به جای خویش نیکو است .

وی به ما نیم ساعت وقت داد که انشاءمان را همان جا ، یعنی سر کلاس بنویسیم . ... و امٌا انشاء من :

سر کوچه ما پیر مردی بنام مشهدی حسین می نشست . این پیر مرد زنده دل به قول مردم حدود صد سال داشت . آن روز صبح آسمان را ابر پوشانده بود ، و بااینکه یکی از روزهای چلٌه بود گرمای مخصوصی احساس می شد .رو به مدرسه می آمدم که ...

چند سطر دیگری هم از این انشاء نوشته بودم که آقای دبیر بالای سر من حاضر شد و ی که از خویشان دور ما بود و رفت و آمد خانوادگی داشتیم پس از خواندن همین چند سطر اوٌل شروع کرد به قاه قاه خندیدن و بنده را به تمسخر گرفتن :مشهدی حسین بیچاره که بیشتر از شصت هفتاد سال ندارد ! روز ابری چلٌه چطوری گرم است ؟!!! و... 

خلاصه اینکه به جای تشویق ، یا لااقل مدارا و اصلاح انشاء زد توی ذوقم ؛ و همه لااقل این را می دانند که اساس انشاء یا به طور کلٌی اساس نویسندگی همین ذوق و شوق است که اگر کور شود ... 

  نظرات ()
آموزش بر اساس احساس زیبائی ، عشق و شعر های عاشقانه نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٦/۱٩

عکس ، تزئینی است

امروز که روز نوزدهم شهریور 1390 باشد من ، و به احتمال بسیار بسیار زیاد شما ،خیلی مادٌی گرا هستیم ، و درنهایت خود فریبی مادٌیگرا شده ایم ! چرا ؟!!! . ریاضی و فیزیک و مهندسی و حدٌ اکثر علوم اقتصادی و امور بازرگانی را اصل می دانیم ؛ و شعر و شاعری را حتٌی نه فرع و از فرعیٌات ! . درست به آن میماند که شما به جسم یکی کار داشته باشید و از روح و روانش کاملا" صرفنظر کنید .مگر می شود ؟! .

اصل بر روح و روان انسان است ، اصل بر احساس است و از آنجا است که ادراک تقویٌت می شود ؛ و جسم را نیز رشد می دهد .تعلیم مبتنی بر تربیت روانی است و نه تربیت بر اساس تقویت جسمانی ! .

و این تعلیم و تربیت مقتضی سنٌ کودکی ، و به خصوص نوجوانی ، بسیار حسٌاس است ؛ و در نوجوانی و جوانی « عشق » را می طلبد ؛ و قبل از هر چیز عشق به همنوع : داستانی بی پایان ... امٌا از آغاز دوران بلوغ هرکسی که فکرش را بکنیم .

ابتدا باید به احساس بپردازیم و احساسات را تقویت کنیم تا از آنجا به ادراک و فهم و تفاهم با زندگی برسیم .

قدمی به سوی کودک و نوجوان خود برداریم تا بعدا" او با شتاب به سوی ما و آنچه که ما می خواهیم گام بردارد .

کودک چه می خواهد ؟ نوجوان چه می خواهد ؟

آیا نوجوان چیزی را که ما به او دیکته می کنیم می خواهد ؟

آیا نوجوان چیزی را که طبیعتا" به مقتضای خواست جامعه در انشائش می آورد می خواهد ؟ .

یا نوجوان آنچه را که در خلوت خود به آن می اندیشد ،و چه بسا به روی کاغذ می آورد ، تمایل دارد ؟

دقیقا" همین آخرین ! .

من هم در نوجوانی و جوانی خود ، به ویژه بین 1339 تا 1343 ، مثل بسیاری از هم سنٌ و سالهایم دفترچه شعری درست کرده بودم که تقریبا" تمام آن را غزلها و ... عاشقانه تشکیل می دادند . قبلا" به اوٌلین غزل آن اشاره کرده ام ؛ و امٌا اوٌلین ابیات عاشقانه در آن :

گفتم مگرت پسته نهان در دهن است

سنگم به دهان زد که چه جای سخن است ؟!

گفتم : بله : این جواب دندان شکن است . آیتی یزدی  

*

قادری بر هرچه می خواهی مگر آزار من

زانکه گر شمشیر بر فرقم نهی آزار نیست .سعدی شیرازی

*

گردلم در عشق تو دیوانه شد عیبش مکن !

بدر بی نقصان و زر بی عیب و گل بی خار نیست . سعدی شیرازی

*

ندانم از سر و پایت کدام خوب تر است

چه جای فرق ؟! که زیبا ز فرق تا قدمی

*

یارب این قطره خون کاو را همی خوانند دل

تا کی از بیداد مهرویان ستم باید کشید ؟!

*

رسم کجا است تو بگو در کدام ملک ؟

دلمی برند و چشم به بالا نمی کنند ! وحشی بافقی

*

کو چنان یاری که داند قدر اهل درد چیست ؟

چیست عشق و کیست مرد عشق و درد مرد چیست ؟ وحشی بافقی

*

ناله را هرچند می خواهم که آسان برکشم

سینه می گوید که من تنگ آمدم ، فریاد کن !

*

پروانه ام و عادت من سوختن خویش

تا پاک نسوزم دلم آسوده نگردد . وحشی بافقی

  نظرات ()
شعر . عشق و نوجوانی نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٦/۱٥

شعر

احساسات

و نوجوانی ...

اوًلین شعری که گفته ام در سال 1335 و تحت مباحث داغ سیاسی بزرگترها در آن زمان بوده است که بزرگتری آن را از دستم گرفته و از بین برده است . فقط یادم می آید مصرعی داشت که تکرار می شد :

 اقبال هم حیوان شده دوره آخرالزمان

بعد از آن تا حدود سالهای 1340 و 1341 ، فصلی که به اصطلاح در نوجوانی قرار گرفته ام بگمانم شعری نداشته ام تا این شعر ::

آخدا !

تو که اون بالا نشستی ،

باهمه دونائیت از این بازیها ...

چطوری یک کمی خنده ات نمیگیره ؟! .

تق و تق ، توق و توق و گاهی هم دادار دودور !

همه اش با باد کنک از همه رنگ !

کاغذها و زرورقهای قشنگ !

میکروفون با آدمهای شوخ و شنگ !

وعده هائی که آدم زیر دلش قل می زنه !

شهرماهم روزی میشه یه دونه شهر فرنگ ؟!

مجمع از اینجا میره تو خونه ها :

پیچ و تاب ، پیچ و تاب ،

.... آب

کم کمک ناخنکی سوی کباب

مجلس از آخر شب ،

میشه از بهر بزرگان؛ 

مدیرها ، مهندسهای  عالیجناب !

بقیه کارها میره تو رختخواب ! 

خرٌ و پف ! خرٌ و پف ! صبح که میشه : مست و خراب ! 

می گویند چه کار کردیم ؟ : انقلاب !

حالا شما فرض بفرمائید که این کلمات را بنده پس از مراسم چهارم آبان 1342 نوشته ام .... 

  نظرات ()
دیکته : ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٦/۱٥

 سعدی و کاروان

50 سال قبل از این بر اثر کم تحرٌکی فرهنگی جامعه هنوز هم ادبیٌات و هنرهای زیبای قرنها قبل از آن مطبوع و مورد پسند قریب به تمام مردم و از آنجمله جوانان جامعه بودند . رسم بر این بود که برخی از دانش آموزان دفترچه گلچینی از اشعار مطلوب خود تهیٌه می کردند که همان اشعار بر طبع سنٌتی پسند آنان گواهی می دادند .

دفتر چه شعر من که از 1340 شروع به نوشتن آن کرده ام و به طورکلی مربوط به نیمه اوٌل دهه 1350 می شود با این شعر از شیخ اجل سعدی شیرازی شروع شده است :

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود

و آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود

من مانده ام مهجور از او ، بیچاره و رنجور از او

گوئی که نیشی دور از او در استخوانم می رود

خوب ! نوجوان و جوان ، احساساتی و عاشق پیشه است ؛ و می توان این فرصت را به غنیمت گرفته برنامه های آموزشی مطبوع تری برای وی تهیٌه و اجراکرد .

آیا دیده اید کسی شعر را دیکته کند ؟ . من در یکی از کلاسهای آن زمان دیده ام که دبیری سنٌت شکن شعری را به ما به عنوان دیکته گفت و چون در هنجار آموزشی آن زمان نبود با پوزخندهای برخی از دانش آموزان مواجه گردید ! . اقدامات فردی و موردی طبیعتا" آنچنان که باید و شاید کار ساز نمی افتند و عزم جمعی در سازمان آموزش و پرورش برای حلٌ چنین مسائلی اجتناب ناپذیر است .

  نظرات ()
دیکته ( املا’ ) فارسی (3 ) : تاریخ . آموزش غلط . آموزش نا مطبوع .درس عبرت . نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٦/۱٥

 عقب ماندگی !

شکل یا در واقع متنی که به دانش آموز دیکته می شود باید کار آمد ، مناسب و مقتضی فرهنگ و زندگی روزمرٌه عمومی ، مطبوع و در عین حال آموزنده باشد .

به دیکته دیگری که در حدود پنجاه سال قبل ، تحت عنوان « میهمانی مرموز » به من گفته اند اشاره می کنم :

« حکایت کرد مرا دوستی که در گفتار امین بود و در اسرار ضمین ؛ پیشرو ارباب وفا بود و سردفتر اصحاب صفا ؛ که :

وقتی از اوقات که کسوت صبا بر طیٌ خویش بود ، و شیطان شباب در قی ٌ خویش ، ، حلٌه کودکی از نقش خلاعت طرازی داشت و حسن جوانی از نسیم امانی اهتزازی ، عمر را نضرتی و طراوتی بود و عیش را خضرتی و حلاوتی...»

شاید دبیر ما می خواست متنی مطبوع و آموزنده را به ما دیکته کرده باشد ؛ حال آنکه چنین متنی با چنین سجع و کلماتی مقتضی فرهنگ روزگار ما نبود و در واقع ما را از یک فرهنگ عمومی حوالی 1340 ه. ش به فرهنگ پیچیده خواص چند قرن قبل از آن ارجاع می داد : عقب ماندگی و ارتجاع ! .

گویا آقای دبیر به جای رفاقت ، خود را در عالم رقابت با ما می دید و می خواست با چنین دیکته هائی ما را از گرفتن نمره 20 محروم ساخته ثابت کند که بسیار بیش از ما می داند ؟! .

به فرض هم که چنین متنی با جوانی ما مناسبتی می یافت ، آیا ما آن را درک می کردیم و می پذیرفتیم و از آن محظوظ می شدیم ؟ ! هرگز ! . مشکل تنها در قدیمی بودن متن نبود ؛ بلکه اکثر قریب به اتفاق ما اصولا" مضمون این متن را درک نمی کردیم که به قدیمی بودنش ایراد بگیریم ؛ و اصولا" در آن زمان هنوز هم تحرٌک فرهنگی جامعه ما کم بود و ادبیٌات و به طورکلٌی زیبائی ها مربوط به هردور و زمانی که می شدند خریدار داشتند .

  نظرات ()
دیکته یا املا’ فارسی (2) : آموزش غلط نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٦/۱۳

به عنوان پژوهشگر نویسنده ای که بیش از 45 سال است نوشته هایش در حتی پرتیراژترین روزنامه های کشور چاپ می شوند ، بیش از یکصد کتاب و مقاله منتشر شده دارد ، و...و...و... نوشتم که دیکته از انشاء بسیار مهم تر است ؛ زیرا دیکته حاصل پنداری اجتماعی است که به صورت گفتار مکتوب در آمده است تا راهنمای کردار ما باشد حال آنکه انشاء تقریبا" فقط حاصل پندار شخصی است که آن شخص هم غالبا" یا کودکی دبستانی است و یا نوجوان دبیرستانی .

حال به یکی از این دیکته های راهنمای زندگیم در حدود 50 سال قبل برمی گردم :

عنوان دیکته مزبور این شعر است :

هرچیز که دل بدان گراید – گرجهد کنی به دستت آید

بسیار زیبا ، متین و آموزنده است .

امٌا متن دیکته « که نمیدانم دبیر محترم از کجا آورده است و خواهشمندم که اگر شما می دانید برایم بنویسید » ؛ به این شرح است :

« جهد بی اراده جان هنگفت کندن است ، و جدٌ بدون داعیه زحمت مفت کشیدن . کوشش بیجا ثمری ندهد و جنبش « پا در هوا » نتیجه نبخشد . یابوی عصٌار از بام تا شام در تک و پوی ، و « اقسان » اشجار را از هبوب اعصار در تکان . نه این را از تکان خود « متحزٌی » و نه آن به احراز مقامی متحلٌی . زیرا اعتبار برای حرکتی است که از روی اختیار بود و نه از روی « قصر » و اجبار . همچنین فراهش بدون کوشش به جائی نرسد و آرزومند را به صوب مطلوب سوق ندهد ....»

آنچه را که در گیومه نهاده ام در آن زمان غلط نوشته ام و برخلاف دیکته قبلی که بیست گرفته بودم نمره ای متوسط آورده ام . امٌا آیا آن کلماتی که آقای دبیر در آن روز به من و همکلاسانم دیکته کرده است و نگارش صحیحشان را نمی دانسته ام تا چه حدٌ در زندگی من کار ساز بوده اند ؟ آیا حتٌی یکبار دیگر آنها را شنیده ام ؟ !!! .

در این شرایط است که می بایست به آموزگار و دبیر و امثال آنان گفت : رنج خود می دهی و زحمت ما میداری ؟ چه نیازی به یادگیری چنین کلمات مهجوری ؟ آیا به اینگونه دیکته ها آموزش می گویند یا عمر تلف کردن و... ؟ .

  نظرات ()
املاء ( دیکته ) فارسی . آموزش نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٦/۸

 این روزها می گو یند « دیکته » .

مامی گفتیم « املاء » . کی ؟ . درست پنجاه سال قبل ؛ و املاء مهم تر بود از انشاء :

غلط دیکته ای داشتن مسئله بود ، حال آنکه انشاء ضعیف نه چندان ! .

یک چیز را بعد ها من متوجٌه شدم :

انشاء فقط حاصل تفکٌر یک نفر بود .

امٌا املاء ، یعنی آنچه که به ما دیکته می کردند ، حاصل تفکٌر صدها نفر ، هزاران نفر ، چند میلیون ، چندین میلیون نفر ! ؛ درست است که مثلا" نوشته ای از شیخ اجل سعدی بود ؛ امٌا مورد قبول جامعه قرار گرفته بود ؛ تقریبا" تمام افراد جامعه آن را قبول داشتند ! پس :

گذشته از نظر فنٌی و صحیح نوشتن ، املاء یک محصول اجتماعی و « جمعی » بود و نهایتا" بسیار مهم تر . حال آنکه انشاء فقط حاصل کار «یک نفر» . املاء ماندگار بود و سرمشق ، و انشاء . شما کدام انشائتان را نگهداشته اید ؟

من ، دفتر املاء پنجاه سال قبلم را نگهداشته ام …

… و اوٌلین املائی که در آن نیم قرن قبل از این آقا معلٌم ، یا در واقع آقای دبیر ، به ما گفته است :

« منٌت خدای را عزٌ و جلٌ که طاعتش موجب قربتست … »

باز هم عیدتان مبارک باد ! همین عید فطر را عرض می کنم . طاعاتتان قبول ، در قرب و منزلت الهی بوده باشید الهی . التماس دعا ! .

  نظرات ()
وبلاگ : نگاهی به گذشته ؛ همچون چراغ آینده ! نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٦/۸

می دانید حسن یک وبلاگ چیست ؟

این است که زندگی را منعکس می کند !

و برخلاف آنچه که غالب ما تصوٌر می کنیم ، نه فقط زندگی شخصی ما را ! . نخیر ، خاطرات محض نیست …

ما می نویسیم ؛ و دیگران ما را تصحیح می کنند ، تکمیل می کنند …

پس : یک کار « انفرادی » نیست ؛ « دلنوشته » نیست ؛ محصولی « اجتماعی » است ؛ حاصل همکاری در درون یک جامعه حقیقی یا لااقل همان « جامعه مجازی » ، منعکس در این سیستم مجازی ! ، و بعد ؟

آئینه عبرت ، ابزار توسعه و ترقی !

هرچه به وبلاگنویس ، حتی اگر یک نوجوان باشد ، یا حتی یک کودک باشد ، بیشتر کمک شود :

به آموزش ، که « سرمایه اجتماعی » است ؛ و بنابر این زیربنای رشد و توسعه هم هست ، کمک می شود !

جامعه منسجم تر می شود ، سرعت پیشرفتش افزایش می یابد ، قوی تر می شود ، جامعه تر می شود .

سخت نگیرید ! کاری است بسیار آسان . ما مینویسیم ، قبل از همه نزدیکانمان می خوانند ؛ و قبل از همه غلط های املائیمان را تذکر می دهند ؛ مثل برادر من که اصولا" یک مهندس است و تا به حال تعدادی از غلط های املائی مرا ، که ادبیٌات و اجتماعیٌات و اقتصادیٌات خوانده ام ! ، گرفته است . به همین سادگی !

من اصلاح شده ام ، پس بخشی از جامعه و نهایتا" جامعه اصلاح شده است : قطره قطره سیل گردد و آنگهی دریا شود .

کارم تکمیل شده است ، پس بخشی از فرهنگ و نهایتا" فرهنگ ، تکمیل شده است ....

... و نوشته ی من شاید به درد جامعه هم بخورد .

وبلاگ ، درس است ، آموزش است ، گسترش فرهنگ ؛ و آنهم نه فقط فردی ، بلکه کاملا" اجتماعی .

یک چیز را متوجٌه شده اید ؟ . نه ! . این را که من اقتصاد دان هستم و قلم مفت نمی زنم ؛ « دلنوشته » منتشر نمی کنم ! ، و قبل از آن ، جامعه شناس هستم ، طرفدار ارتباط اجتماعی ؛ هرچه بیشتر ، بهترو سریع تر ! . امٌا می خواهم یک چیزی را اعتراف کنم ؛ من ادبیٌاتی هستم : اهل ادبیٌات ، دوستدار ادبیٌات ، عاشق ادبیٌات . اصلا" ادبیٌات یعنی اجتماعیٌات ! اقتصادیٌات ! وغیره ! .

از دبستان گرفته تا دبیرستان و سالهای آخر دبیرستان مشهور بود که علیرضا انشائش خوب است . وبلاگ هم همین انشاء است ؛ مگر نه ؟! . امٌا املائم هم بد نبود ! . می خواهید ببینید ؟

  نظرات ()
عید سعید فطر نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٦/۸

  نظرات ()
به پرشین بلاگ خوش آمدید نویسنده: پرشین بلاگ - ۱۳٩٠/٦/٧
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
  نظرات ()
مطالب اخیر ای کاش شعر های میهنی سلام ، تشکر و تعذر درس انشاء : نه فقط آموزش ، بلکه همچنین پرورش ! خاطره نویسی ، بسیار مهم تر است از انشاء نویسی ! کاریرد و ارزش انشاء مظلوم : شعر نو ! انشاء های دبیرستانی آن زمان انشاء ، ابزار انتقال فرهنگ صادق هدایت و تمام !
کلمات کلیدی وبلاگ 1340 (۱) آزادی (۱) آموزش اجتماعی (۱) آموزش انشا’ و نویسندگی (۱) آموزش انشاء (۳) آموزش پیشرو (۱) آموزش زیان آور (۱) آموزش غلط( زیان آور ) (۱) آموزش غلط ( زیان آور ) (۱) آموزش مذهبی (۱) آموزش مطبوع (۱) آموزش مناسب (۱) آموزش نا مطبوع (۱) آموزش هنر (۱) آموزش و پرورش (۱) اثر بخشی شعر (۱) اجتماعگرائی (۱) احسان شریعتی (۱) احمد کسروی (۱) اختناق ادبی (۱) اخلاق (۱) اخلاق ادبی ما (۱) اخلاق در نگارش (۱) اخلاق و ادبیات (۱) اخلاقشاعر (۱) ادبیًات (۱) ادبیٌات (٢) ادبیًات ابزاری (۱) ادبیًات اقتصادی (۱) ادبیات سیاه (۱) ادبیٌات فرمایشی (۱) ادبیات محاوره ای (۱) ادبیات مذهبی (۱) ادبیٌات معاصر (۱) ادبیات نشاط اجتماعی (۱) ادبیًات کاسبکارانه (۱) ادبیاتگونه مخرب (۱) ادوات استفهامی (۱) ارزش اثر ادبی (۱) ارزش ادیب (۱) استاد پروین گنابادی (۱) استاد محمد پروین گنابادی (٢) استاد محمٌد پروین گنابادی (٤) استقلال (۱) استقلال ادبی (۱) اصطلاح (۱) اصلاح (۱) اصلاح مدیحه سرائی (۱) اطلاعات شفاهی (۱) اعتماد به نفس شاعر (۱) اغراق (۱) امام حسین (ع) (۱) املا (۱) املا’(دیکته ) فارسی (۱) املا’ ( دیکته ) فارسی (۱) انتخاب سبک (۱) انتخاب نوع شعر (۱) انتشار اشعار (۱) انتقال فرهنگ (۱) انتقال فرهنگ فرهنگ (۱) انجوی شیرازی (۱) انشا’ (۳) انشا’ غریزی (۱) انشاء ( نگارش ) (۳) انشاء فارسی (۱) انقلاب ؟! (۱) اوٌلین شعر (۱) ایرانشناسی (۱) با کار و کوشش و تولید (۱) بحر طویل (۱) بدخواهان عقب مانده (۱) برنامه ریزی ادبی (۱) به آذین (۱) به روز شدن قانون (۱) به گویش مردم (۱) بهره مندی از زندگی (۱) بوف کور (۳) بیان عمومی (۱) پرورش (۱) پوچی (۱) تاثیر جامعه بر شاعر (۱) تاثیر شاعر با الگو پردازی (۱) تاثیر محیط (۱) تاریخ آموزشی (۱) تاریخ شعر (۱) تبریک نوروز (۱) تحرک اجتماعی (۱) تحقیقات صادق هدایت (۱) تحول در ادبیات فارسی (۱) تداول واژه (۱) تشویق و تحقیردرادبیات (۱) تصنیف (۱) تعداد شعرا (۱) تعریف هنر (۱) تفکر فردی (۱) تقلید (۱) تقلید در سبک (۱) تقلید صرف (۱) تقلید صرف (کپی) (۱) تلخیص (۱) تمرکز در نگارش (۱) تملق (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنویر افکار (۱) تو را من چشم در راهم (۱) توسعه پایدار (۱) توسعه فرهنگی (۱) توصیف (۱) توصیف زندگی مردم (۱) تولد شاعر (٢) جامعه شناسی (۱) جامعه شناسی شعر (۱) جامعه گریزی (۱) جامعه و ادبیات (۱) جایگاه ادیب و هنر مکند (۱) جایگاه انشاء (۱) جایگاه شعر در جامعه (۱) جریان زدگی سیاسی (۱) جشن (۱) جلال آل احمد (٤) جمالزاده (۱) چاپلوسی (۱) چخوف (۱) چهارم اسفند (۳) چکیده نویسی (۱) حسین بهزاد (۱) حسین منزوی (۱) حقشناسی (۱) حکیم ابو القاسم فردوسی (۱) خاستگاه اجتماعی نویسنده (۱) خاص ً نویسی (۱) خاطرات (۱) خاطرات ادبی (۱) خاطره نویسی (۱) خرافات (٢) خفته چند (۱) خلاصه نویسی (۱) خود شناسی (۱) خود کشی صادق هدایت (۱) خود کم بینی (۱) خودکم بینی (۱) خوشبینانه نویسی (۱) داستان کوتاه (۱) داستان کوتاه در ایران (۱) داستانهای یگانه (۱) داستایوسکی (۱) داش آکل (۱) درست نویسی به پارسی (۱) دروغ (۱) دزدی اینترنتی (۱) دستور زبان فارسی (۱) دفتر خاطرات (۱) دفتر شعر (۱) دوران احساسات (۱) دوران بلوغ (۱) دوزخ در ادبیات (۱) دکتر حسن شهید نورائی (۱) دکتر حسین آیدین (۳) دکتر علی شریعتی (٢) دکتر غلامحسین صدیقی (۱) دکتر محمد علی شیخ الاسلامی (۱) دیوان شعر (۱) دیوان فرخی یزدی (۱) دیوان های اشعار (۱) دیکته ی شعر (۱) ذبیح الله صفا (٢) ذکرنام خالق اثر (۱) رئالیسم (٢) راه فعالیٌت ادبی (۱) رسالت شاعر (۱) رسالت شاعر و نویسنده (۱) رشد و توسعه (۱) رمضان (۱) رهی معیری (۱) روایات متفاوت (۱) روز پدر (۱) روز شعر و ادب (۱) روزنامه نگاری (۳) زادروز (۱) زادروز بزرگداشت و تجلیل (۱) زبان عمومی (۱) زبان فارسی (۱) زمانه نویسنده (۱) زمستان (۱) زندگی نویسنده (۱) زندگی هنرمند (۱) زنده بگور (۳) ساده نویسی (٢) سارا شریعتی (۱) سالروز وبلاگ (۱) سالزوز تولد (۱) سرقت ادبی (۱) سرگذشت این و آن (۱) سعید نفیسی (۱) سناریو نویسی (۱) سه قطره خوان (۱) سوئ استفاده از ادبیات (۱) سوسن شریعتی (۱) سیاست شعری (۱) سیدمحمد علی جمالزاده (۱) سینما و مذهب (۱) شاعر شهید (۱) شاعران گمنام (۱) شاعران ناشناس (۱) شاهنامه (۱) شخصیٌت ادیب و هنرمند (۱) شخصیت شاعر (۱) شرح جامعه (۱) شعر (۳) شعر آزاد (۱) شعر امروز (۱) شعر انتقادی (هجویٌه ) (۱) شعر توده ای (۱) شعر دختران (۱) شعر زمستان (۱) شعر زن (۱) شعر زورکی (۱) شعر سیاسی (۱) شعر شکوه (۱) شعر ضعیف (۱) شعر فالوده یزدی (۱) شعر لاادری (۱) شعر میهنی (۱) شعر نو (٢) شعر های عاشقانه (٢) شعر کاربردی (۱) شعربافی (۱) شعرمردانه (۱) شعرمردمی (۱) شعرنو (۱) شعرنو و شعر کهن (٢) شعرنیمایی (۱) شعرهای انقلابی (۱) شعرهای به یادماندنی اسفند 91 (۱) شعرهای عوام پسند (۱) شعرکهن (٢) شناخت فرهنگ ایران (۱) شهرت ادبی (۱) شهرت تبلیغاتی (۱) شهرت شاعر (۱) شهرت طلبی (۱) شیوه ( سبک ) نگارش (۱) صادق هدایت (۱٩) صبحی مهتدی (۱) ضرورت شناخت (۱) طبیعت دوستی (۱) عدم رضایت شاعر (۱) عزاداری (۱) عزم جمعی در آموزش (۱) عصر پهلوی (۱) عقب ماندگی آموزشی (۱) علی باقرزاده (۱) علی میرزائی (۱) علیرضا آیت اللهی (۱٢) عکاسی (۱) عید (۱) عید و ادبیٌات (۱) غربزدگی (۱) غلامحسین صدیقی (۱) غلط نویسی (۱) غلو (٢) غلوً ( سیاهنمائی ) (۱) فردوسی (۱) فرم نویسی (۱) فرهنگ ایرانی (۱) فرهنگ و ادبیات عصر توٌهم (۱) فروغ فرخزاد (۱) فصل شاعری (۱) فضای داستان (۱) فطرت و ادبیات (۱) فلسفه شعر و هنر (۱) فیلم سینمائی مخلل (۱) فیلمفارسی (٢) قانون حمایت از مؤلفان (۱) قهرمان و ضدٌ قهرمان (۱) لاادری (۱) ماهنامه زیبائی و زندگی (۱) ماوراء الطبیعه (۱) مبارک باد (۱) مجتبی مینوی (۱) محسن صفایخش (٥) محمد پروین گنابادی (۱) محمدعلی فردین (۱) مخاطب پذیری (۱) مخاطب گرا ( برونگرا ) (۱) مد روز (۱) مدیر سایت (۱) مردمی بودن (۱) مرده پرستی و مرده خواری (۱) مرغ سحر (۱) مرگ (۱) مرگ و زندگی (۱) مسئله اجتماعی (۱) مسائل اجتماعی (۱) مستند سازی (۱) مشارکت شعری (۱) مشاعره (۱) مطبوعات ادبی (۱) مطلب (۱) مقامومنزلت و جایگاهنویسنده و شاعر (۱) ملک الشعراء بهار (۱) منشاء قصٌه یا داستان (۱) مهدی اخوان ثالث (٢) مهره مار (۱) مهمند شیدرنگ (۱) مک امیًتی انشا’ (۱) مکتب ادبی (۱) میراث شعری : شعر کهن (۱) میرزا محمد فرخی یزدی (۱) مینیاتور (۱) میهن دوستی (۱) میهندوستی (۱) نا امیدی از دیگر نخبگان ؟ (۱) نثر صادق هدایت (۱) نشاط اجتماعی و ادبیات (۱) نشر شعر (۱) نصرت کریمی (۱) نقد (۱) نقد نویسندگان (۱) نقش مثبت (۱) نمکنشناسی (۱) نوآوری (٢) نوآوری و شعرنو (۱) نوجوانی و جوانی (۱) نوروز (۱) نوزده فروردین (۱) نوشتار تحلیلی (۱) نوشتار جنجالی (۱) نوعی سرقت شعر (۱) نویسندگی (۳) نویسنده و شاعر زمانه ی خود (۱) نویسنده و شاعر مورد نیاز حقیقی جامعه (۱) نویسنده ی زمان و مکان و جامعه خود (۱) نیرنگستان (۱) نیما یوشیج (۳) همکاری شعری (۱) هنجار آموزشی (۱) هنر در جامعه (۱) هنر مردمی (۱) هویت ملٌی (۱) واپسگرائی در ادبیًات (۱) واژه (۱) واژه زیبا (۱) واژه عمومی (۱) واژه فارسی سره (۱) واژه های مهجور (۱) ورا من چشم در راهم (۱) وراثت و ادبیات (۱) ویراستار شعر (۱) ویرایش شعر (۱) ویرایش مداوم (۱) ویرایش مکرر (۱) کاربرد واژه (۱) کاریکاتور (۱) کافکا (۱) کپی رایت (۱) کتابخوانی تحمیلی ! (۱) کلمات مهجور (۱) کلمه (۱) کنکور (۱) کوتاه نویسی (٢) کوشش به نگارش (۱) کیفیٌت شعر (۱) یادداشت کردن شعر (۱)
دوستان من انجمن شاعران ايران دفتر شعر شاعر انجمن قلم اجتماعی دکتر آرزو صفائی ( الف - دریا ) آسمان سوخته ( ح.م ) اثیره شاعران پارسی زبان استاد نبوی ( کاریز) شعر ناب دردانه زیور حیرت رسول امیری یاس سفید ( جناب علی میرزائی ) شفیعی مطهر ( وب نامه استاد ) قطره های آبی شعر و ادب علیرضا آیت اللهی ( دفتر شعر و نقد ... ) علیرضا آیت اللهی ( طنز اجتماعی ) دریای واژه ها شبیه خودم آی ایشقی بهارهای پیاپی .. لاله عباسی های من سرنوشت شاعری گلچینی از بهترین ها خوب بو بكش پدرجان این شعرها از من نیست از شعر بافی تا شعر نویسی صدای پائیز ( خانم پناهی ) آفرینش های ادبی حوزه هنری یک جرعه غزل اشک قو نخل بی سر ( استاد دکتر دلخوش ) ولوج سرنوشت جای پای خدا آیا روحی اینجا هست ؟ آليهان ( جناب حشمت الله حياتي ) قسمتی از درون ( استاد وثيق زاده انصاري ) شعر آ گلستان شعر و ادب كريما يزدي هواي تازه بدون رنگ كهنگي ( آناهيتا مساجران ) شهيد عشق ( جناب سيٌد حسيني ) دلنوشته ها جناب معارف سرنوشت شاعری عشوه های نارس گذرانه ها انجمن شعر بانوان ايران خانه پدر يك فنجان قهوه تلخ تابش كوير دار بلوط جناب جليل شعاع حضور خلوت انس . گل ياس (زهرا) در سايه سار سرو شعر و نوشته هایم اردیبهشت میمند فارس سرنوشت شاعری شعرناب alireza ayatollahi شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی ) مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری تلق تولوق نسب نامه دودمان آیت اللهی یزدی غریبه تر از همیشه ترنم سکوت شکوفه های نوبهار سفر ، مسافر خوبی نمی شوم وقتی دیوارها سکوت می کنند شاعران پارسی زبان علیرضا آیت اللهی ( ادبی ) خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( انسانشناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi - شعر آ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ethno - archi - urbain - habitat - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) 11 - اصول برنامه ریزی مدیریت دولت ج . ا . ا . ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - گام نخست شاعر ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبنا ( آمایش شهری)alireza ayatollahi علیرضاآیت اللهی شهرسازي - معماري - آمايش - بومي و مردمي ( شما بوم ) يزد - یزد شناسی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( علیرضا آیت اللهی ( تحلیل اقتصادی - اجتماعی ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شهر من تهران ، شعر من تهران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شعر شاعر ) شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi معماری و شهرسازی بومی و مردمی یزد ( علیرضا آیت اللهیalireza ayatollai - یزدنما( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تاریخ یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبتنی :مردم شناسی . باستانشناسی . تاریخ . ناحیه یزد آمایش سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - جغرافیا و آمایش ( علیرضا آیت اللهی ( alireza ayatollahi ( geographie et amenagement amenagement du territoireساماندهی ( آمایش) سرزمین آمایش سرزمین ؛ ساماندهی کشور علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تماشا : تعاون.مشارکت.انجمنها.شوراها.اتاقها:تماشا خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi هیئت و هیئت داری در شهریزد - ورود به بهره وری در سرزمین اسلامی ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi پریسا بلاگ پارسی شعر ناب قلم ما مقتبس architecture islamique /la ville musulmane,alireza ayatollahi (Teheran.Iran) پرتال زیگور طراح قالب