علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
آرشیو وبلاگ
      علیرضا آیت اللهیalireza ayatollahi (گذشته ی هرکسی چراغ راه آینده اوست ؛ به شرط آن كه به خاطر بسپارد ، تحليل كند و عبرت بگيرد : آينده نتيجه مجموعه تجربيٌات هرچند به ظاهر ناچيز همه افراد بشر درجهان است .)
محکوم بی گناه - 2 نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٧/۳٠

 محکوم بی گناه (2)

آنجا تقریبا" زیرزمینی بود که بصورت خوفناک و ظلمانی در آمده بود ... با آن چوب شکسته ها و چند کیسه خاک و یک چاله کوچک پارچه می بافت . عجیب است در این خانه شوم ، در این خانه سیه چال مرگ و با این پنجه های چروک خورده و استخوانی پیرزن ... زیبا ترین پارچه ها بافته شده بود ! پس راست می گفتند ؟ او جادو گر است ؟ نه ، نه . اغلب مردم شهر ما از این پارچه ها میبافند . پارچه ای که سالها از این سیه چالها گذشته است ... این چوب شکسته ها (... ) حرکت میکردند و چنگال های بی رمق پیرزن با لرزش های محسوسی بین آنها کار خود را انجام می دادند . دیگر این لرزش از ترس نبود ... دیگر این پیرزن خمیده جادو نمیکرد و دیگر این کودکانش که با رخسارهای زرد رنگ ، بدنهای نحیف و لاغر او را کمک می کردند ارواح نبودند . آنها در خانه ای زندگی می کردند که سالها مردم آن را شوم میدانستند . در سیه چال نمناکی که در تابستان جز شراره آتش کویر و در زمستان جز سرمای سوزان چیزی نداشت . آنجا از گور هم بدتر است ، وحشت آور است ... شاید بتوانند شکم خود را سیر کنند و شاید هم این همیشه غیر ممکن بوده است ... نه ، نه ، این پیرزن و صدها پیرزن دیگر . این کودک و صدها کودک دیگر می کوشند و در کمال قناعت میبافند ولی بچه مشقٌتی ... اگر آنها قناعت و بردباری آنها مشهور دنیا نبود . پارچه بافت آنها ، محصول مشقٌت آنها بر اندام گلگون زیبا رویان ، در مجلل ترین قصرها خودنمائی می کند .و آن دستها ، آن آفریننده ها ... اینجا بود که عبدالحمید خشن یاغی ، عبد الحمید سنگدل گریه میکرد ...؟

-         رضا پس چطور پارچه های ترمه و ابریشمی و..و..و.. یزد معروف است ! پس چطور آنها را با قیمت گزاف در خارج میخرند ؟ پس چطور مرغوبیٌت آنها بیش از محصول کارخانجات بزرگ دنیا است . کارخانجاتی که از لحاظ کمیٌت و کیفیٌت با با این سیه چالها قابل مقایسه نیستند . کارخانجاتی که از لحاظ بهداشت با این بیغوله های متعفن برابر نیست ، کارخانجاتی که کارگرانش از هر حیث مرفٌه و آسوده اند و ماشین هائی که چون این چوب شکسته ها باعث تعجیل مرگ نمی شوند و..و...

آن کارخانه ها و این بیغوله ها ؟ آن کارگران و این زنده بگوران ؟ و عاقبت این پارچه ها و آن پارچه ها ؟...

راستی اگر آن کارخانجات  آن ماشینها و وسائل جدید ، آن مقررات فنٌی و بهداشتی ، آن رفاه و اطمینان ... با این کارگران زحمتکش ، با این کارگران قانع و صبور و با این کارگران بالفطره هنرمند ... در یکجا جمع می شد معجزه نمیشد ؟ ...

امٌا ... امٌا هنوز معجزه بوقوع نپیوسته ، هنوز هم آنها بخاطر اینکه زحمتکش و قانعند در این سیه چالها و با این تخته پاره ها کار می کنند . باور کنید وضع آنان از زندانیان ، از زندانیان گناهکار بدتر است . آنها بدون تقصیر در عذابند و شاید هنر شهر ما محکوم به نیستی است . محکوم بیگناه و بی دلیل .

---------------

توضیح :

چند کلمه از متن به دلیل مخدوش شدن نسخه دردست اینجانب نا خوانا بوده و منتقل نشده است . ویرایش و نقطه گذاری و ... بر عهده ویراستار صفحه اصفهان - یزد بوده است و احتمالا" غلط هائی چاپی  

  نظرات ()
محکوم بی گناه نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٧/٢٦

سلام

لطفا" داستان زیر را نخوانید ! . چرا ؟ . چون نوشته جوانی 18 ساله ، شهرستانی و به اصطلاح چشم و گوش بسته در دقیقا" 46 سال قبل ،  قریب به نیم قرن پیش ، است که در روزنامه کیهان ،که پرتیراژ ترین روزنامه آن زمان ایران بود ، صفحه 6 شماره 6665 مورخ 29 مهرماه 1344 چاپ و منتشر شده است و قاعدتا" برای شما جذًابیتی ندارد ؛ مگر این که یا پژوهشگر ادبی باشید ، یا بسیار کنجکاو ...

محکوم بیگناه

حتی دیوار های این خانه مخوف است ، اطراف آن بوی مرگ میدهد و فکر به آن وحشت آور است . مردم با نفرت بان می نگرند و با وحشت از آن دور میشوند . آن در سیاه و کدر با آن سردر لعنتی عظیمش هیولای مرگ را مجسٌم می کند . می گویند این در سیاه همیشه باز بوده است ولی کسی جرات نزدیک شدن به آن را ندارد . حتی غیورترین جوانان از کابوس نزدیک شدن به آن میهراسند ! در ظلمات شب این خانه سنگباران میشود چون مسکن اشباح و ارواح است ...

امٌا امروز همهمه عجیبی است . پیرزن خمیده با چند کودک خردسال و رنجور خود قصد وارد شدن به آن را دارد .مردم او را مانع میشوند و در عین حال میخواهند با ورود او  باین خانه از حقیقت اشباح و ارواح با خبر شوند . بالاخره پنجه های استخوانی و و زرد رنگ پیرزن این دروازه جهنم را لمس میکند و بیکباره تمام جمعیت وارد کابوس می شوند ... ارواح در را بروی او بازکردند ؟! این زن با آنها سر و کار دارد ، جادو گر است ، و افسون می کند ؟

روزها گذشت . وی به همراهی کودکانش چند تکٌه چوب کهنه و بدرنگ با مقداری ریسمان باین خانه برده بود . دیگر جوانان به آن خانه بیشتر نزدیک میشدند و بیشتر در باره آن فکر میکردند . بالاخره اسرار این خانه ( نمایان میشد ؟ ) ...

آن روز شاید مهیب ترین روز زندگی من بود . عبد الحمید که از همه ما بزرگتر بود با همان چهره خشن و قهوه ای رنگش به من نزدیک شد ... « رضا میآیی با هم وارد این خانه شویم ؟ » این گفته در مغزم سوت می کشید . شاید فرمان قتل ما بود ؟ من و عبدالحمید به آن دژ مرگ نزدیک میشدیم . در پاهایم احساس لرزش میکردم . این خانه بصورت هیولائی ظلمانی رعبی عجیب در دلم افکنده بودند ....عبد الحمید سرکش عبدالحمید یاغی ، عبد الحمیدی که مردم شهر از او حساب میبردند در اینجا عاجز بود ... صدا ؟ اوٌل از شنیدن این صدا به خود لرزیدم. ولی نه ؛ زیاد مانند آن را شنیده بودیم . با اینکه بسیار میترسیدیم بدون اراده بسوی صدا پیش می رفتیم .آنجا تمام اطاقها خراب بود و تماشای آن از گورستان مهیب تر .. زیر آن اطاق مغاره ظلمانی بود که صدا از همانجا برمیخاست . هردو از وحشت به عقب برگشتیم . ولی ... ولی ما قسم خورده بودیم . بیرون خانه انتظار ما را میکشیدند و شاید بانتظار بوی تعفن جسدهای ما . دیگر به این مغاره نزدیک بودیم ولی چشممان در سیاهی جز شبحی سرگردان چیزی نمیدید . کم کم اشباح کوچکتری دیدیم . دیگر از ترس قدرت حرف زدن و حرکت از ما سلب شده بود ولی چشممان بیشتر با تاریکی عادت می کرد ... خودش بود ؟ خودش بود ، همان پیر زن ... امٌا او که جادو گری نمیکرد ... این که کارگاه بافندگی بود . همین بود که صدایش برای ما آشنا بود . کم کم جرات بیشتری پیدا می کردیم .پیر زن هم از ما ترسیده بود ! پس از چند لحظه اضطراب صدای ضعیفش را شنیدم که میگفت « پسر هایم میتوانید پائین بیائید ؟ » آنجا تقریبا" زیر زمینی بود که بصورت مغاره خوفناک و ظلمانی در آمده بود ...

  نظرات ()
انشا’ (3) نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٧/٢۳

یک قطره اشک

 شاید هر شاعر و نویسنده ای آرزوی جهانی شدن را داشته باشد ؛ امٌا قبل از این که جهانی شود نماینده فرهنگ کشور خود ، شهر خود و حتی شهر و محلٌه و خانواده خود ، و نهایتا" خود ، یعنی یک شخصیٌت و هویت ادبی است . کنایه های « شاعر از خود بیگانه » ، « شاعر بی شخصٌت » ، « شاعر بی وطن » و... از همین عدم توجٌه به خاستگاه جغرافیایی – فرهنگی و هویٌت خود برمی گردد ؛ و دقیقا" اگر شاعر و نویسنده از هویت و قشر اجتماعی و فرهنگ خود بگویند و بنویسند از جهان ( متنوع ) شناخته شده خود سخن رانده و جهانی شده اند .

« زبان ساده » روانبخش ادبیٌات است و آوردن مثال یک اکسیر ؛ پس یک کالا را مثال می زنیم :

 آیا ما با زعفران « جهانی » نشده ایم ؟

یک فعالیٌت یا به اصطلاح رسم را مثال می زنیم : آیا ما با قالیبافی یا کشتی گیری جهانی نشده ایم ؟

آیا ما با معماری اصفهان و یزد و... جهانی نشده ایم ؟ آیا میدان نقش جهان معرف هنر و معماری ما در جهان است یا ساختمان جهان نما که نزدیک به آن ساخته است ؟

خود کم بینی و عدم استفاده از شایستگی های فردی و اجتماعی را فراموش کنیم . ما چه بخواهیم و چه نخواهیم تعلٌقات مذهبی و ملٌی – قشری – خانوادگی و... داریم که در اشعار یا نوشته ها و سایر آثارمان هویدا می شوند .

انشاء یا نوشته یک دانش آموز ایرانی بین سالهای 1240 و 1345 را ببینید :

موضوع انشاء : یک قطره اشک

دربزرگ باغ را چند نفر نگهبانی می کردند . آنشب هیاهو و آمد و رفت زیادی بود . در خیابان های باغ شخصی ها پارک شده بود و چند پیشخدمت تازه واردین را بسالن می فرستادند . پس از طی کریدورهای طبقه اوٌل که با لوسترهای رنگارنگ و دورنماهای جذٌاب تزئین شده بود بوسیله آسانسور به طبقه دوٌم و به همین ترتیب به طبقه چهارم می رسیدند .. در آنجا روشنایی خیره تر و ویترین ها پر از تزئینات بود و بیست سی نفر راننده و قهوه چی و گارسن درهم میلولیدند....

می پسندید ؟ . بسیار بعید می دانم ! . بنده که به موقع خود به نگارش این انشاء افتخار می کرده ام امروز با خواندن آن « دلزده » نشان می دهم . علاوه بر نگارش غلط کلمات و نا آگاهی از فنٌ نقطه گذاری ، که آن روزها به ما تدریس نمی شد ، زبان انشاء به اصطلاح الکن است ! چرا ؟ چون می خواسته است فضایی را برای خواننده اش ترسیم کند که خود چنان فضایی را هیچگاه ندیده و فقط بر اساس خواندن رمان های آن زمان و شنیده های پراکنده اش متن حاضر را نوشته است . اگر نویسنده در این خصوص خانه ای اعیانی دریزد آن زمان را که بارها هم دیده بود مجسم می کرد بسیار موفٌق تر نبود ؟

اگر جلال آل احمد ، جلال شد چون از جامعه خود نوشت ، اگر سهراب سپهری سهراب شد چون از جامعه خود سرود ، اگر صادق هدایت نویسنده ای جهانی شد چون مسائل جامعه خود را مطرح کرد ، و...ا گر به این از همه موفٌق تران صحنه ادبیٌات ایران نگاه کنیم می بینیم که حتی زبان روایتشان هرکدام زبان خاصٌ خود و با یکدیگر متفاوت است . برخی شاید فکر کنند جلال آل احمد شیوه نگارش خاصٌی را به وجود آورده است ؛ و لی بنده که در سال 1346 اجازه حضور در دوکلاس ایشان در دانشگاه تربیت معلٌم را ( به صورت مستمع آزاد ) یافتم ؛ و به آن افتخار می کنم ، دیدم که تا به چه حدٌ زبان نوشتاریش با زبان گفتاریش مشابه بود . بنده با اشتیاقی تام و تمام به تقلید از سبک نوشتاری وی پرداختم و می بینید که امروز به شیوه گفتاری خودم می برگشته ام و بگمانم بسیار هم موفق ترم ! .

  نظرات ()
انشا’ (2) نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٧/۱٩

[تصویر: yjc1h7ooh46eoudu6gkf.jpg]

 از خود بیخود نشویم !

 

اوٌلین سؤال در انشاء یا در واقع در نگارش و نویسندگی این است که :

 

چرا می نویسیم ؟

 

این روزها لفظ کاملا"دروغین « دلنوشته » باب شده است ! برخی هم در این مورد تا آنجا پیش می روند که نام سایتشان را می گذارند : « برای هیچکس » !!! . خوب ، اگر فقط برای خودتان می نویسید چرا آن را در سیستم مجازی منتشر می کنید ؟ و حتی از دیگران « اظهار نظر » می خواهید ؟ ! .

 

به نظر می رسد « خود کم بینی » ، « جامعه گریزی » و « فرار از پذیرش مسؤولیت اجتما عی » سبب چنین موجی بی معنی و حتی اگر بتوان گفت « منفی » شده باشد ؛ و این خود کم بینی نیز طبیعتا" در قیاس خود با شاعران و نویسندگان بزرگ ، یا لااقل شهیر و نسبتا" شهیر است . حال آنکه ، به ویژه در بدو امر ، غالبا" هیچکس کم تر از دیگری نیست ، در محاورات روزانه هیچکس خود را کم تر از دیگری نمی بیند و غالبا" به خوبی حرفش را می زند و مقصودش را بیان می کند . منتهی همین که به نگارش می نشیند فراموش می کند که این هم همان حرفها و به همان طریق است که فقط باید نوشته شوند ؛ سرعت بیان و موفقیت در رسیدن به هدف هم طبیعتا" در برخی از افراد بیشتر و در برخی کم تر است . پس :

 

 مسئله چیست ؟

 

به نظر ما مسئله فقط در این است که به محض شروع به نگارش ، مسئله ی پسند دیگران و قیاس برایش مطرح می شود . به تقلید از نوشته ها و نویسندگانی که به گمانش می توانند الگویی موفق باشند می نشیند و با این تقلید ؛ از خود بیگانه یا به اصطلاح و با کمی مسامحه ، از خود بیخود می شود . وقتی شما در نگارش از این یا آن تقلید می کنید دیگر خودتان نیستید ، سایه ای پررنگ ، کم رنگ ، ویا تقریبا" بی رنگ از دیگرانید ! . شخصیٌت و هویٌت ندارید ، و...

 

اصل فلسفه ی سقراط در این عبارت خلاصه شده است که :

 

 « خودت را بشناس » ! .

 

اگر دست از خود کم بینی برداریم ، توانمندی های ذاتی خود را بشناسیم ، و آنها را بروز دهیم ؛ چه بسا از مشاهیر صاحب مکتب شویم ؛ مثل مولوی – سعدی - و... حتی حافظ و فردوسی . اگر فردوسی را با اسدی طوسی یا حافظ را با خواجوی کرمانی ( به مصداق این مصرع از خود خواجه که : دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو ) مقایسه کنید به دلیل تقلید صرف این بزرگان از شاعران قبلی خود نیست ، بلکه شباهتی است که از فرهنگ مشترک آنان ناشی شده است . افراد دارای شخصیٌت های متفاوت ( که از این رو ما به آنها می گوئیم اشخاص ) ، امٌا فرهنگ های مشترک اند و بهترین ادبیٌات ، یعنی نوشته و شعر ، آن است که ناشی از شخصیٌت حقیقی فرد ادیب و فرهنگ وی بوده باشد .

 

اگر در شعر گفتن از یک شاعر اسپانیایی ، که در جهان شعره شده است ، تقلید کنیم آنگاه « شاعر جهانی » می شویم ؟!!! . مگر خیٌام و مولوی و حافظ که تقلید نکرده اند « شاعر جهانی نشده اند ؟!!!

 

خلق را تقلیدشان بر باد داد ...   

 

  نظرات ()
دیکته یا املا (6) : آفتاب آمد دلیل آفتاب نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٧/۱۳

آفتاب آمد دلیل آفتاب !

 

در بی فایده بودن و حتی زیان آوری یاد گرفتن املای واژه هایی چون « احصان » همین بس که امروز هم اکثریٌت قریب به اتفاق مردم ، و حتی غالب بزرگان علم و ادب ، آن را با واژه « احسان » اشتباه می گیرند ؛ با این تفاوت که واژه « احسان » را گاه به گاه به کار می برند و واژه « احصان » را تقریبا" هیچ گاه ! .

 

اگر می خواهیم نویسنده یا شاعر بشویم نباید فراموش کنیم که قبل از هرچیز « خشت » ادبیٌات را « واژه » و بنابر این درست نویسی و فهم آن تشکیل می دهد ، و بعد از این دو است که به کمٌ و کیف کاربرد می رسد . ارزیابی یک واژه ، بنا به دروس ادبیٌات دانشگاههای فرانسه *، از چند طریق است :

 

-         بنا به زمان : در طول تاریخ ( کلماتی در سایر ادوار تاریخی به کار می برده اند که امروز دیگر یا کاربرد ندارند یا چندان کاربردی ندارند ؛ مگر نزد معدودی از پژو هشگران .

 

-         بنا به مکان : فراگیری کنونی آن در پهنه جغرافیائی ( فرضا" واژه « دولخ » در اصفهان و یزد ، یا واژه « چغور » در شیراز و یزد متداول است ؛ امٌا نه در تمام ایران ) .

 

-         بنابر کاربرد عمومی در عصر حاضر ، یا تخصصی در فلان رشته که البته به صورت اخیر ، « اصطلاح » نامیده می شود .

 

-         بنا به کمیٌت ( تا چه حد کاربرد دارد و متداول است ؟)

 

... و اتفاقا" اینجانب هنوز نا آگاه از این روش ، و از روی کنجکاوی شخصی ، پس ازده سال از گذشت دیکته های حوالی سال 1345 ، که قبلا" مثال آوردم ، یعنی در سال 1355 که به جای استاد محمٌد پروین گنابادی در دانشگاه ابوریحان بیرونی ( فقط یک ترم ) به تدریس ادبیٌات فارسی مشغول بودم چنین کلماتی را به بهانه بررسی خط ٌ دانشجویان به آنان دیکته کردم : حدود هفتاد در صد از آنان غلط نوشته بودند ...

 

در سال 1365 که آئین نگارش را به مدیران و کارشناسان وزارت امور دارائی و اقتصادی تدریس می کردم نیز چنین امتحانی گرفتم و چنین نتیجه ای ...

 

پس  املای 1345 ، چنان که باید و شاید برای ما آموزنده نبود ؛ کلماتی را می آموخت که بیشتر  :

 

-         مربوط به گذشته بودند

 

-         در همه شهرها و روستاهای ما متداول نبودند .

 

-         در غالب نوشته های ما کاربرد نداشتند

 

و بنابر این با آموزششان فقط عمر ما را تلف می کردند ....

 

* نگارنده در سالهای 1357 و 1358 ، ضمن سایر تحصیلات ، دانشجوی دوره ادبیٌات و تمدٌن فرانسه نیز در آن کشور بوده است .

 

  نظرات ()
دیکته یا املاء (5) : نه تنها بی فایده ، بلکه زیانبار و یاس آور نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٠/٧/۳

 

قبلا" نوشتم که املاء  چون حاصل تفکری مورد قبول جامعه ، و بنابر این « اجتماعی » است ؛ از انشاء که غالبا" « انفرادی » است مهم تر است .

به علاوه ، ابتدا باید « کلمات » را صحیح نوشت و آنگاه به درست و زیبا نوشتن « جملات و عبارات » پرداخت .... امٌا چه کلماتی ؟

نوشتم که یادگیری کلماتی که تقریبا" در طول عمر به کار ما نمی آیند چه فایده ای دارد ؟ ! ؛ فایده ای که ندارند هیچ ! بلکه وقت و هزینه صرف شده برای آموزش را نیز هدر می دهند ؛ و این ضرر منحصر به زمان نوشتن دیکته نیست ، بلکه به طور کلی دانش آموز را از هرچه که به نام دیکته و پایه ی ادبیٌات است فراری می دهند .

متن دیکته باید « متناسب روز » باشد ، و حتی اگر فقط قصد عبرت آموزی دارد « قابل فهم » باشد .

« قابل فهم بودن » موضوعی بود که بالاخره مورد قبول دبیر ادبیٌات ما قرار گرفت و دیکته شماره 3 ما را از متن زیر انتخاب کرد :

« امٌا صاحب دنیا به عین عنایت حق ملحوظ است ، و به حلال از حرام محوظ . من همانا که تقریر این سخن نکردم و برهان و بیان نیاوردم . انصاف از تو توقع دارم : هرگز دیده ای دست دعائی بر کتف بسته ، یا بینوائی در زندان در نشسته ، یا پرده معصومی دریده ، یا کفی از معصم بریده ؛ الٌا به علٌت درویشی . شیرمردان را به حکم ضرورت در نقب ها جا گرفته اند ، و کعب ها سفته ، و محتمل است از آنکه یکی از درویشان نفس امٌاره طلب کند ، چون قوت احصانش نباشد به عصیان مبتلا گردد ... »

انصافا" شما خواننده گرامی ، حتی اگر دوره کارشناسی ادبیٌات را هم به صورتی متداول گذرانده باشید از این متن چقدر می فهمید ؟! . متنی که نه تنها بیفایده ، بلکه زیانبار و کاملا"یاء س آور است .

 

  نظرات ()
مطالب اخیر ادبیات شفاهی در ایران (2) وارونگی ادبیات وارونگی ادبیات . جلال آل احمد . 46 ، 47 ، 48 * نمونه ای از ادبیات شفاهی و رسالت آن ادبیات شفاهی در ایران ادبیات شفاهی چیست ؟ عرض تسلیت چشم بسته رفتن تفاوتی با دیوانگی ندارد ... عصر ادب ، عصر بی ادبی ! پس چهل روزی گذشت از آن حماسه شیعیان
کلمات کلیدی وبلاگ 1340 (۱) آثار نابودگر ادبی (۱) آداب و رسوم مردمی و ادبیات (۱) آزادی (۱) آگهی نویسی (۱) آموزش اجتماعی (٢) آموزش انشا’ و نویسندگی (۱) آموزش انشاء (٤) آموزش پیشرو (۱) آموزش زیان آور (۱) آموزش غلط( زیان آور ) (۱) آموزش غلط ( زیان آور ) (۱) آموزش مذهبی (۱) آموزش مطبوع (۱) آموزش مناسب (۱) آموزش نا مطبوع (۱) آموزش هنر (۱) آموزش و پرورش (۱) آیت اللهی شاعر (۱) ابراهیم پورداوود (۱) ابو سلیک گرگانی (۱) ابوالعباس مروزی (۱) ابوالقاسم انجوی (۱) ابوالقاسم حالت (۱) ابوالمؤید بلخی و عباس مروزی (۱) ابوشکور بلخی (۱) ابونصر فارابی (۱) اثر بخشی شعر (۱) اجتماعگرائی (۱) احسان شریعتی (۱) احمد شاملو (۱) احمد کسروی (۱) اختناق ادبی (۱) اخلاق (۱) اخلاق ادبی ما (۱) اخلاق در نگارش (۱) اخلاق و ادبیات (۱) اخلاقشاعر (۱) ادب (۱) ادبیًات (۱) ادبیٌات (٢) ادبیات آذربایجان (۱) ادبیًات ابزاری (۱) ادبیات اسلامی (۱) ادبیًات اقتصادی (۱) ادبیات باستانی ایران (۱) ادبیات بی اعتبار (۱) ادبیات تعارض (۱) ادبیات دینی (۱) ادبیات سازنده (۱) ادبیات سیاسی (۱) ادبیات سیاه (۱) ادبیات شفاهی (٤) ادبیات شفاهی تهران (۱) ادبیات شفاهی در ایران (۱) ادبیات فارسی 1344 (۱) ادبیٌات فرمایشی (۱) ادبیات قرن 4 هجری (۱) ادبیات محاوره ای (۱) ادبیات مذهبی (۱) ادبیٌات معاصر (۱) ادبیات نشاط اجتماعی (۱) ادبیات نظامی (۱) ادبیًات کاسبکارانه (۱) ادبیاتگونه مخرب (۱) ادوات استفهامی (۱) ارزش اثر ادبی (۱) ارزش ادبیات در جامعه (٢) ارزش ادیب (۱) ارزشیابی نوشته (۱) ارزیابی شخصیت نویسنده (۱) استاد ادبیات (۱) استاد پروین گنابادی (۱) استاد دانشگاه (۱) استاد محمد پروین گنابادی (٥) استاد محمٌد پروین گنابادی (٤) استاد محمد رضا شفیعی کدکنی (۱) استعداد ادبی (۱) استقلال (۱) استقلال ادبی (۱) اسلامِ ضد اسلامی (۱) اشاء فارسی (۱) اصطلاح (۱) اصلاح (۱) اصلاح مدیحه سرائی (۱) اطلاعات شفاهی (۱) اعتبار راوی (۱) اعتبار نوشته (۱) اعتبار نویسنده (۱) اعتماد به نفس شاعر (۱) اغراق (۱) افسانه پردازی (۱) افسانه گرائی (۱) افسانه و تاریخ (۱) امام حسین (ع) (۳) املا (۱) املا’(دیکته ) فارسی (۱) املا’ ( دیکته ) فارسی (۱) انتخاب سبک (۱) انتخاب نوع شعر (۱) انتشار اشعار (۱) انتقال فرهنگ (۱) انتقال فرهنگ فرهنگ (۱) انجوی شیرازی (۱) انحصار قدرت (۱) انسانم آرزوست (۱) انشا’ (۳) انشا’ غریزی (۱) انشاء ( نگارش ) (۳) انشاء جاهلانه (۱) انشاء خوب (۱) انشاء عالمانه (۱) انشاء فارسی (٢) انشاء فاضلانه (۱) انقلاب ؟! (۱) انگیزه تحصیلات ادبی (۱) اوستا (۱) اوٌلین شعر (۱) ایرانشناسی (۱) با کار و کوشش و تولید (۱) بحر طویل (۱) بخارا پایتخت ادب (۱) بدخواهان عقب مانده (۱) برنامه ریزی ادبی (۱) بزرگداشت نویسندگان (۱) به آذین (۱) به روز شدن قانون (۱) به گویش مردم (۱) بهره مندی از زندگی (۱) بوف کور (۳) بیان عمومی (۱) پرورش (۱) پروفسور محسن هشترودی (۱) پروفسور هشترودی (۱) پوچی (۱) پیام اثر (۱) پیامبر (ص) (۱) تاثیر جامعه بر شاعر (۱) تاثیر شاعر با الگو پردازی (۱) تاثیر محیط (۱) تاریخ آموزشی (۱) تاریخ ایران باستان (۱) تاریخ شعر (۱) تاریخ طبری (٢) تبریک نوروز (۱) تجربه و انشاء (۱) تحرک اجتماعی (۱) تحریف تاریخ (۱) تحقیقات صادق هدایت (۱) تحوٌل ادبیات معاصر (۱) تحول در ادبیات فارسی (٢) تحول زیباییهای سخن (۱) تخصص ادبی (۱) تداول واژه (۱) تدریس انشاء (۱) ترانه مرغ سحر (۱) ترجمه قرآن کریم (۱) تشویق و تحقیردرادبیات (۱) تصنیف (۱) تعامل اجتماعی (۱) تعداد ابیات سروده (۱) تعداد شعرا (۱) تعریف ادب (۱) تعریف هنر (۱) تفسیر قرآن (۱) تفکر فردی (۱) تفکر مثبت ایرانی (۱) تقلید (۱) تقلید در سبک (۱) تقلید صرف (۱) تقلید صرف (کپی) (۱) تلخیص (۱) تمرکز در نگارش (۱) تملق (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنویر افکار (۱) تو را من چشم در راهم (۱) توسعه ادبیات (۱) توسعه پایدار (۱) توسعه فرهنگی (۱) توصیف (٢) توصیف زندگی مردم (۱) تولد شاعر (٢) جاذبه در ادبیات (۱) جامعه شناسی (۱) جامعه شناسی شعر (۱) جامعه گریزی (۱) جامعه و ادبیات (٢) جایگاه ادیب و هنر مکند (۱) جایگاه انشاء (۱) جایگاه شعر در جامعه (۱) جریان زدگی سیاسی (۱) جشن (۱) جعل ادبی (٢) جعل تاریخ (۱) جغرافیا (۱) جلال آل احمد (٦) جلال الدین محمد بلخی مولوی (۱) جمالزاده (۱) جوٌ جامعه (۱) چاپچی (۱) چاپلوسی (۱) چخوف (۱) چهارم اسفند (٤) چهارم اسفند هفتادسالگی علیرضا آیت اللهی (٢) چکیده نویسی (۱) حاج میرزا کاظم آیت اللهی ( ادیب یزدی ) (۱) حاجی فیروز (۱) حسن پیر نیا (۱) حسین بهزاد (۱) حسین منزوی (۱) حضرت محمد (ص) (۱) حق نشر (۱) حقشناسی (۱) حماسه (۱) حمید مصدق (۱) حنظله بادغیسی (۱) حکیم ابو القاسم فردوسی (۱) حکیم ابوالقاسم فردوسی (۱) خاستگاه اجتماعی نویسنده (۱) خاص ً نویسی (۱) خاطرات (۱) خاطرات ادبی (۱) خاطره نویسی (۱) خرافات (٢) خسرو شاهانی (۱) خفته چند (۱) خلاصه نویسی (٢) خود شناسی (۱) خود کشی صادق هدایت (۱) خود کم بینی (۱) خودکم بینی (۱) خوشبینانه نویسی (۱) داستان کوتاه (۱) داستان کوتاه در ایران (۱) داستانهای یگانه (۱) داستایوسکی (۱) داش آکل (۱) درست نویسی به پارسی (۱) دروغ (۱) دروغ ، سیاسی است (۱) دروغنویسی (۳) دروغنویسی سهوی (۱) دروغنویسی عمدی (۱) دزدی اینترنتی (۱) دستور زبان فارسی (۱) دفتر خاطرات (۱) دفتر شعر (٢) دوران احساسات (۱) دوران افول در ادبیات فارسی (۱) دوران بلوغ (۱) دوره و زمانه (۱) دوزخ در ادبیات (۱) دکتر حسن شهید نورائی (۱) دکتر حسین آیدین (٤) دکتر ذبیح الله صفا (۱) دکتر علی شریعتی (٢) دکتر غلامحسین صدیقی (۱) دکتر محمد علی شیخ الاسلامی (۱) دکتر منوچهر نطقی (۱) دکتر ناصر الدین شاه حسینی (۱) دیوان شعر (۱) دیوان فرخی یزدی (۱) دیوان های اشعار (۱) دیکته ی شعر (۱) ذبیح الله صفا (٢) ذکرنام خالق اثر (۱) رئالیسم (٢) راه فعالیٌت ادبی (۱) راهنمائی بخردانه (۱) رسالت ادبیات (۱) رسالت شاعر (۱) رسالت شاعر و نویسنده (۱) رشد و توسعه (۱) رمضان (۱) رهی معیری (۱) روانشناسی ادبیات (۱) روایات متفاوت (۱) رودکی سمر قندی (۱) روز پدر (۱) روز زن (۱) روز شعر و ادب (٢) روز مادر (۱) روزگار شاعر (۱) روزگار نویسنده (۱) روزنامه نگاری (٥) روزنامه کیهان (٢) روشنفکر (۱) زادروز (۱) زادروز بزرگداشت و تجلیل (٢) زادروز نویسنده (۱) زبان عمومی (۱) زبان فارسی (۱) زرتشت (۱) زمانه نویسنده (۱) زمستان (۱) زندگی نویسنده (۱) زندگی هنرمند (۱) زنده بگور (۳) زیبائی های سخن (۱) ساده نویسی (٢) سارا شریعتی (۱) ساعتِ نگارش (۱) سال 1345 (۱) سال نو (۱) سالروز تولد علیرضا آیت اللهی (۱) سالروز وبلاگ (۱) سالزوز تولد (۱) سامانیان (۱) سبک زندگی (۱) سبک هندی (۱) سجع (٢) سرقت ادبی (۱) سرگذشت این و آن (۱) سعید نفیسی (٢) سلطه ی ادبیات عرب (۱) سناریو نویسی (۱) سه قطره خوان (۱) سهم ادبیات (۱) سوئ استفاده از ادبیات (۱) سوسن شریعتی (۱) سیاست شعری (۱) سیاستگزاری ادبیات (۱) سیاوش کسرائی (۱) سید ابوالقاسم انجوی شیرازی (۱) سیدمحمد علی جمالزاده (۱) سینما و مذهب (۱) شاعر شهید (۱) شاعر مردمی (۱) شاعران گمنام (۱) شاعران ناشناس (۱) شاهنامه (۱) شب یلدا (۱) شخصیٌت ادیب و هنرمند (۱) شخصیت شاعر (۱) شرح جامعه (۱) شعر (٥) شعر آئینی (۱) شعر آزاد (۱) شعر امروز (۱) شعر انتقادی (هجویٌه ) (۱) شعر توده ای (۱) شعر دختران (۱) شعر در باقی آباد یزد (۱) شعر دینی (۱) شعر زمستان (۱) شعر زن (۱) شعر زورکی (۱) شعر سیاسی (۱) شعر شکوه (۱) شعر شیعه (۱) شعر ضعیف (۱) شعر علیرضا آیت اللهی (۱) شعر فالوده یزدی (۱) شعر لاادری (۱) شعر مذهبی (۱) شعر نو (۳) شعر های عاشقانه (٢) شعر و موسیقی (۱) شعر وجامعه (۱) شعر کاربردی (۱) شعربافی (۱) شعرمردانه (۱) شعرمردمی (۱) شعرنو (۱) شعرنو و شعر کهن (٢) شعرنیمایی (۱) شعرهای انقلابی (۱) شعرهای به یادماندنی اسفند 91 (۱) شعرهای عوام پسند (۱) شعرکهن (٢) شعرکوششی (۱) شناخت فرهنگ ایران (۱) شهادت امام علی (ع) (۱) شهرت ادبی (۱) شهرت تبلیغاتی (۱) شهرت شاعر (۱) شهرت طلبی (۱) شهید بلخی (۱) شیخ فضل الله نوری (۱) شیوه ( سبک ) نگارش (۱) شیوه تفکر (۱) صادق هدایت (٢٠) صبحی مهتدی (۱) صمد بهرنگی (۱) ضرورت شناخت (۱) طاهره صفارزاده (۱) طبیعت دوستی (۱) طرح به موقع موضوع (۱) عادت به پرگوئی و پرنویسی (۱) عدم رضایت شاعر (۱) عزاداری (۱) عزم جمعی در آموزش (۱) عصر ادب (۱) عصر بی ادبی (٢) عصر پهلوی (۱) عقب ماندگی آموزشی (۱) علی میرزائی (۱) علیرضا آیت اللهی (٢٦) عکاسی (۱) عید (۱) عید و ادبیٌات (۱) غربزدگی (۱) غربگرائی در ادبیات (۱) غلامحسین صدیقی (۱) غلط نویسی (۱) غلو (٢) غلوً ( سیاهنمائی ) (۱) فارسی دری (۱) فارسی شکر است (٢) فاطمه زهراء (۱) فایده نگارش (۱) فردوسی (۱) فرق تاریخ و ادبیات (۱) فرم نویسی (۱) فرهنگ ایرانی (۱) فرهنگ فارسی (۱) فرهنگ مردم (٢) فرهنگ و ادبیات عصر توٌهم (۱) فروغ فرخزاد (۱) فصل شاعری (۱) فضای داستان (۱) فطرت و ادبیات (۱) فلسفه اسلام (۱) فلسفه زندگی (۱) فلسفه شعر و هنر (۱) فلسفه عامٌه (۱) فولکلور (۱) فولکلور آذربایجان (۱) فونکسیونالیسم ادبی (۱) فیلم سینمائی مخلل (۱) فیلمفارسی (٢) قانون حمایت از مؤلفان (۱) قصٌه ضامن آهو (۱) قهرمان و ضدٌ قهرمان (۱) گسترش موضوع (۱) لاادری (۱) لغتنامه (۱) لغتنامه دهخدا (۱) ماهنامه زیبائی و زندگی (۱) ماوراء الطبیعه (۱) مبارک باد (۱) مبارکباد تولد (۱) مجتبی مینوی (۱) محرم (۱) محسن صفایخش (٥) محمد پروین گنابادی (٢) محمد تقی بهار (۱) محمد علی اسلامی ندوشن (۱) محمدبن جریر طبری (۱) محمدعلی جمالزاده (۱) محمدعلی فردین (۱) مخاطب پذیری (۱) مخاطب گرا ( برونگرا ) (۱) مد روز (۱) مدیر سایت (۱) مراسم نوروز (۱) مردمی بودن (۱) مرده پرستی و مرده خواری (۱) مرغ سحر (۱) مرگ (۱) مرگ و زندگی (۱) مسئله اجتماعی (۱) مسائل اجتماعی (۱) مستند سازی (۱) مشارکت شعری (۱) مشاعره (۱) مطبوعات ادبی (۱) مطلب (۱) معنی زهراء (۱) مفهوم ادب (۱) مقالات مذهبی (۱) مقامومنزلت و جایگاهنویسنده و شاعر (۱) ملک الشعراء بهار (۱) ممیزی کتاب (۱) منشاء قصٌه یا داستان (۱) مهدی اخوان ثالث (٢) مهره مار (۱) مهمند شیدرنگ (۱) موقع سرودن (۱) مک امیًتی انشا’ (۱) مکتب ادبی (۱) میراث شعری : شعر کهن (۱) میرزا محمد فرخی یزدی (۱) مینیاتور (۱) میهن دوستی (۱) میهندوستی (۱) نا امیدی از دیگر نخبگان ؟ (۱) نامه نویسی (۱) نثر تاریخی (٢) نثر صادق هدایت (۱) نثر فارسی (۱) نشاط اجتماعی و ادبیات (۱) نشر شعر (۱) نصرت کریمی (۱) نظام ادبی (۱) نظم (۱) نقد (۱) نقد ادبی (۱) نقد نویسندگان (۱) نقش مثبت (۱) نگارش به مفهوم عمومی (۱) نماد ادب کشور (۱) نماد شعر کشور (۱) نمکنشناسی (۱) نوآوری (٢) نوآوری و شعرنو (۱) نوجوانی و جوانی (۱) نوروز (۱) نوزده فروردین (۱) نوشتار تحلیلی (۱) نوشتار جنجالی (۱) نوعی سرقت شعر (۱) نویسندگی (٤) نویسنده و شاعر زمانه ی خود (۱) نویسنده و شاعر مورد نیاز حقیقی جامعه (۱) نویسنده ی زمان و مکان و جامعه خود (۱) نیرنگستان (۱) نیما یوشیج (۳) هفتاد سالگی شاعر (۱) همکاری شعری (۱) هنجار آموزشی (۱) هنر در جامعه (۱) هنر مردمی (۱) هوای نفس (۱) هوشنگ کاووسی (۱) هویت ملٌی (۱) هویت نویسنده و شاعر (۱) واپسگرائی در ادبیًات (۱) وارونگی ادبیات (٢) واژه (۱) واژه زیبا (۱) واژه عمومی (۱) واژه فارسی سره (۱) واژه های مهجور (۱) ورا من چشم در راهم (۱) وراثت و ادبیات (۱) ویراستار شعر (۱) ویرایش شعر (۱) ویرایش مداوم (۱) ویرایش مکرر (۱) کاربرد واژه (۱) کاریکاتور (۱) کافکا (۱) کپی رایت (۱) کتاب انشاء (۱) کتابخوانی تحمیلی ! (۱) کج ادبی (۱) کربلا (۱) کرونولوژی شاعران ایران (۱) کرونولوژی نویسندگان ایران (۱) کلمات مهجور (۱) کلمه (۱) کمٌیت گرائی در ادبیات (۱) کنکور (۱) کوتاه نویسی (٢) کوشش به نگارش (۱) کیفیٌت شعر (۱) یادداشت کردن شعر (۱)
دوستان من انجمن شاعران ايران دفتر شعر شاعر انجمن قلم اجتماعی دکتر آرزو صفائی ( الف - دریا ) آسمان سوخته ( ح.م ) اثیره شاعران پارسی زبان استاد نبوی ( کاریز) شعر ناب دردانه زیور حیرت رسول امیری یاس سفید ( جناب علی میرزائی ) شفیعی مطهر ( وب نامه استاد ) قطره های آبی شعر و ادب علیرضا آیت اللهی ( دفتر شعر و نقد ... ) علیرضا آیت اللهی ( طنز اجتماعی ) دریای واژه ها شبیه خودم آی ایشقی بهارهای پیاپی .. لاله عباسی های من سرنوشت شاعری گلچینی از بهترین ها خوب بو بكش پدرجان این شعرها از من نیست از شعر بافی تا شعر نویسی صدای پائیز ( خانم پناهی ) آفرینش های ادبی حوزه هنری یک جرعه غزل اشک قو نخل بی سر ( استاد دکتر دلخوش ) ولوج سرنوشت جای پای خدا آیا روحی اینجا هست ؟ آليهان ( جناب حشمت الله حياتي ) قسمتی از درون ( استاد وثيق زاده انصاري ) شعر آ گلستان شعر و ادب كريما يزدي هواي تازه بدون رنگ كهنگي ( آناهيتا مساجران ) شهيد عشق ( جناب سيٌد حسيني ) دلنوشته ها جناب معارف سرنوشت شاعری عشوه های نارس گذرانه ها انجمن شعر بانوان ايران خانه پدر يك فنجان قهوه تلخ تابش كوير دار بلوط جناب جليل شعاع حضور خلوت انس . گل ياس (زهرا) در سايه سار سرو شعر و نوشته هایم اردیبهشت میمند فارس سرنوشت شاعری شعرناب alireza ayatollahi شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی ) مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری تلق تولوق نسب نامه دودمان آیت اللهی یزدی غریبه تر از همیشه ترنم سکوت شکوفه های نوبهار سفر ، مسافر خوبی نمی شوم وقتی دیوارها سکوت می کنند شاعران پارسی زبان علیرضا آیت اللهی ( ادبی ) خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( انسانشناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi - شعر آ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ethno - archi - urbain - habitat - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) 11 - اصول برنامه ریزی مدیریت دولت ج . ا . ا . ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - گام نخست شاعر ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبنا ( آمایش شهری)alireza ayatollahi علیرضاآیت اللهی شهرسازي - معماري - آمايش - بومي و مردمي ( شما بوم ) يزد - یزد شناسی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( علیرضا آیت اللهی ( تحلیل اقتصادی - اجتماعی ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شهر من تهران ، شعر من تهران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شعر شاعر ) شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi معماری و شهرسازی بومی و مردمی یزد ( علیرضا آیت اللهیalireza ayatollai - یزدنما( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تاریخ یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبتنی :مردم شناسی . باستانشناسی . تاریخ . ناحیه یزد آمایش سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - جغرافیا و آمایش ( علیرضا آیت اللهی ( alireza ayatollahi ( geographie et amenagement amenagement du territoireساماندهی ( آمایش) سرزمین آمایش سرزمین ؛ ساماندهی کشور علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تماشا : تعاون.مشارکت.انجمنها.شوراها.اتاقها:تماشا خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi هیئت و هیئت داری در شهریزد - ورود به بهره وری در سرزمین اسلامی ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi پریسا بلاگ پارسی شعر ناب قلم ما مقتبس architecture islamique /la ville musulmane,alireza ayatollahi (Teheran.Iran) پرتال زیگور طراح قالب