علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
آرشیو وبلاگ
      علیرضا آیت اللهیalireza ayatollahi (گذشته ی هرکسی چراغ راه آینده اوست ؛ به شرط آن كه به خاطر بسپارد ، تحليل كند و عبرت بگيرد : آينده نتيجه مجموعه تجربيٌات هرچند به ظاهر ناچيز همه افراد بشر درجهان است .)
ادبیًات با فایده : خلاصه نویسی ... نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩۱/۱/٢٧

ادبیٌات با فایده

 

افسانه گوئی های پدربزرگ ها و مادر بزرگهایتان را زیاد باورنکنید ! . وضع عمومی زندگی مردم امروزخیلی خیلی بهتر از نیم قرن پیش از این است . من فرزند چهارم از شش فرزند یک سردفتر اسنادرسمی در یزد بودم که بالنسبه و به اصطلاح دستش به دهانش می رسید ؛ و با این وجود از هیجده سالگی به موازات تحصیلات دانشگاهی در تهران شروع به کار و کسب در آمد کردم که بین آنها در شعر گفتن و قطعه ادبی نوشتن و داستان نویسی و حتی روزنامه نگاری نه تنها در آمدی نداشتم که مقداری هم از جیب شخصی هزینه می کردم ! : اقتصاد ادبیٌات ...

قبلا" نوشتم که نشستم به خلاصه کردن کتاب تاریخ عقاید اقتصادی . وقتی خلاصه را به استاد درس اقتصادمان ، دکتر جمشید بهنام نشان دادم بسیار خوشش آمد . خلاصه را برای استفاده شخصی ؟ از من گرفت و به جایش ( در یک « معامله ی ادبی » ؟ ) مرا برای کار دانشجوئی به بخش جمعیت شناسی مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی معرفی کرد که ، خوب ، یک چیزهائی دست بنده را گرفت .

بعد از آن در همان دانشگاه تهران یک خلاصه درس منتشر کردم که برخلاف انتظارم فروشی بسیار خوب داشت و به چاپ ( پلی کپی ) چهارم رسید ! .

... تا این که وقتی یک شرکت پژوهشی – وانشگاهی – عمرانی در جنوب فرانسه در خلاصه کردن فرایند یک پروژه شامل تحلیل سیستمها و سی.پی.ام مربوطه دچار مشکل شده بود با تهیٌه خلاصه ی آن در 6 روز مخارج شش ماه تحصیلم در آن کشور را تامین کردم ...

بفرمائید ! به این می گویند ادبیٌات بافایده !

 

خلاصه نویسی

 

اول از همه برایتان بنویسم که « خلاصه نویسی » با « تلخیص » و « چکیده نویسی » متفاوت است (1) .

خلاصه نویسی از آنجا جزء ادبیٌات محسوب می شود ، و در برخی از کشورهای پیشرفته ی صنعتی از دروس ، یا بخشی از یک درس ، رشته های ادبی است ، که بخشی از آن غریزی و متکی بر ذوق و شوق ادبی است . در این خصوص یکی ذوق وقریحه و سلیقه بسیار بیشتری دارد و یکی هم ذوق و سلیقه ای بسیار کمتر . شما وقتی روی عبارات مهم تر درس خود را شبرنگ می کشید معنیش این است مه شروع به خلاصه نویسی کرده اید.

آن روزها روشهای خلاصه نویسی در ایران تهیٌه و منتشر نشده بود (2) و آن را فقط ناشی از استعدادی می دانستند که به بنده هم نسبت می دادند ؛ و البتٌه که ذوق و سلیقه در این امر مؤثر است امٌا راستش را بخواهید شاه کلیدهای خلاصه نویسی را دونفر به من دادند : دکترغلامحسین صدیقی که به پدر جامعه شناسی ایران شهرت یافته است ؛ و دکتر حمید نطقی پدر روابط عمومی در ایران .

شکایت دانشجویان از یک استاد نزد دکترصدیقی که چون آیت اللهی نماینده دانشجویان است به وی نمره 20 داده است و به ما نمره پائین ! سبب گفتگوی دکتر صدیقی با من شد . وی که قبلا" برگه امتحانی مرا خواسته بود و نمره مربوطه را دیده و تائید کرده بود ؛ با توجه به سختی درس و این که من در دروس زبان خارجی هم نمراتی پائین گرفته بودم کمی تعجب کرده بود . به وی گفتم که زبان با سایر دروس فرق می کند . من هردرسی را با صبر و تامل خلاصه می کنم ، خلاصه را به خوبی میخوانم ، و آنگاه به اصطلاح شب امتحان به خواندن و حفظ کردن نسبی درس می پردازم . گفت : پس از روش گشتالتی استفاده می کنید . یکی از خلاصه درس های من را که از یک کتاب بود گرفت ، خواند و گفت خوب است ؛ و همانجا به من آموخت که برای فهم هرکتابی ابتدا « نتیجه » آخر کتاب را بخوانم و خلاصه کنم ، بعد مقدمه آن را به همین ترتیب ... و بعد به فهرست مطالب توجه کرده سعی کنم که از هر بخش حتما" بخشی را خلاصه کنم چون حتما" فهم بنده از نویسنده کتاب بیشتر نیست ! .

یک روز یک مقاله از دکتر حمید نطقی برای چاپ در مجله مان خواستم . یک جزوه سی صفحه ای به من داد... و نهایتا" توصیه به این که موقع خلاصه کردن سعی کن اصول را از قلم نیندازی :

هر موضوع کلی و جزئی : در پاسخ به چه ؟

هر فاعل یا مفعول کار : در پاسخ به که ؟

هر زمان و تاریخ وقوع : در پاسخ به کِی ؟

هر مکان و محل واقعه : در پاسخ به کجا ؟

اگر تاریخ خلاصه میکنی باید تاکیدت بر : کِی ها (زمان ) باشد ؛ اگر جغرافی ، تاکید بر کجا ها (مکان ) ، اگر جامعه شناسی ، تاکید بر که( شخص ، گروه ، قشر ، طبقه ، سازمان ، نهاد ... ) ؟ ها و... سایر ادوات استفهامی...

راهنمائی های آن دونفر با مفهوم عمومی تلخیص در آن روزها و چکیده در این روزها متفاوت است .

(1) تلخیص در آن روزها ، ممکن بود به معنی حذف کامل بخش هائی از یک کتاب در عین خلاصه نکردن بخشی دیگر و امثال آن باشد . مجموعا" با آزادی بیشتر ...

چکیده همان خلاصه است که نیازی به وفاداری صد در صد به متن کتاب نیست و در عین حال کتابنگاری هم باید به آن اضافه شود .

(2) این روزها خلاصه نویسی در ایران گویا حتی در دوره راهنمائی تحصیلی هم تدریس می شود ؛ و احتمالا" کتاب هائی هم در این موضوع انتشار یافته اند . در هر حال در این باره مطالبی هم روی اینترنت به زبان فارسی وجود دارند .  

  نظرات ()
نثر یا شعر ؟ شعر کهن یا شعر نو ؟ نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩۱/۱/٢٠

عکس ، تزئینی است

نثر یا شعر ؟ کهنه یا نو ؟

 

فکر می کنم زمستان 1345 بود که در پی مشاهده یک آگهی استخدامی روزنامه نگار ، به دفتر ماهنامه ای علمی – هنری رفتم و قرار شد که با آن موقتا" همکاریهایی رایگان داشته باشم تا بعدا" مدیر ببیند چه می شود ! ، چون آگهی به حدٌ کافی کسب نکرده است و ماهنامه دخل و خرج نمی کند ! و...تا این که در بهار 1346 متوجٌه شد که تک و توکی شعر هم می گویم .

مدیر ، که یک پزشک نسبتا" مشهور تهران ، دارای روابط عنومی فوق العاده قوی و بابسیاری از ادباء و شعراء و هنرمندان بزرگ کشور دوست بود ، از من خواست صفحه ی شعری در ماهنامه ایجاد کنم تا در آن روزها که بازار شعر گرم گرم بود در ضمن خوانندگان بیشتری هم دست و پا کرده باشم . من هم که آن روزها به نان خالی قانع و چندان به دنبال پول نبودم و عشق شهرت مرا کشته بود ! ... اشعاری از جوانان همرده خود گرد آوردم و به دستش دادم . تا شعرها را ( که فقط یک شعر حسین منزوی بین آنها از نوع شعر کهن بود ) دید گفت : من که چندان از شعر نو سر در نمی آورم ؛ امٌا مبادا با چاپ این شعرها آبروی ماهنامه برود ؟! . من با تعدادی از شعرای بزرگی که شعرنو می گویند مثل فروغ ، فریدون مشیری ، کسرایی ، و... رفیقم . هرکدام را که بگوئی میفرستمت تا بروی پیششان برای انتخاب و تصحیح شعرها . گفتم به غیر از شعر منزوی که عروضی است بقیه شعرها « نو » هستند و به نظرم می رسد گاه از نظر دستوری ایراداتی داشته باشند ، و در هر حال هرشعری قبل از سایر جوانب باید از نظر دستور زبان فارسی صحیح باشد و اگر نیست حتی الامکان ویرایش شود . بلافاصله به استاد محمٌد پروین گنابادی که در آن زمان جزء بزرگترین ادبای کشور و در رده امثال دخدا – فروزانفر – قریب – و... به شمار می رفت ، در لغتنامه دهخدا پس از خود وی و قبل از شهیدی نفردوم بود ، ترجمه دقیق و شیوایش از مقدمه ابن خلدون تحسین ادباء را بر انگیخته بود ، و... تلفن زد و گفت همین الآن می توانی برای تصحیح شعرها بروی پیش پروین ، این هم آدرس خانه اش . در خانه کار می کند ...

من آخوند زاده هم فرصت طلبی کرده سه – چهارتا از شعرهای خودم را هم گذاشتم بین شعرهای اخذ شده و ... که یکی از آنها ( همان که هفته قبل دیدید ) نصفش به شعر نو میمانست و نصف دیگرش مشابهت هایی با شعر عروضی داشت !

حرفهای استاد پروین را در آن ملاقات که حدود سه ساعت طول کشید ، برخی را در حضورش ، و برخی را پس از بیرون آمدن ازخانه اش ، در خیابان ، یادداشت کرده ام .

استاد محمٌد پروین گنابادی می گفت :

-         نمی خواهد برای شعرگفتن قبلا" دستور زبان فارسی را از حفظ باشی ؛ ولی هربار که شعر یا نثری نوشتی به کتاب مجمل دستور زبان نگاهی بیانداز و خودت شعر را با آن مطابقت بده . پس از چندماه با چنین تطابق هایی اگرهم به دستورزبان فارسی مسلٌط نشوی لااقل به حدٌ کافی آشنا می شوی

-         این که گفته اند « خلق را تقلیدشان بر باد داد » در باره خلق ایران است که شعر عروضی را از اعراب تقلید می کنند و شعرنو را از اروپائی ها و خود از هرگونه ابداعی می ترسند ! ؛ و اگر کسی هم جرئتش را داشته باشد وی را به تحقیر و تمسخر می گیرند ؛ حال آنکه هرابداع خارجی را مثل یک وحی منزل روی چشمشان می گذارند ! . با خواندن چنین شعرهائی فرض کن یک شعرنو و یک شعر کهن را پیاپی خوانده ای ! . ولی در ایران چنین روحیٌه ای وجود ندارد و مطلبی که مطلوب خواننده نباشد مطلب نیست ، مسخره است . بازار نخواهد داشت . برعکس ، ممکن است آبرویت را هم ببرد ! . مطمئن باش این شعر تورا هیچ جا چاپ نخواهند کرد و خودت هم در ماهنامه خودمان نگذار !

-         تا جوان هستی راهت را در زندگیت و به خصوص در فعالیٌت های ادبیت به صورتی قاطع انتخاب کن و بعد هم حتی الامکان این راه را تغییر نده .یا به طرف شعر کهن ( عروضی ) برو و یا به طرف شعرنو . در این انتخاب هم به حرف دیگران و مدروز توجٌهی نداشته باش . ببین استعداد خودت در کدام قوی تر است . چون « از کوزه همان برون تراود که در اوست » . ببین در کدام موفق تر خواهی بود ؟ . اصلا" مگر مجبوری شعر بگوئی ؟! .

شعر باید خودش بیاید ؛ نه این که ساختگی باشد . هیچ کس با « شعربا فی » شاعری بزرگ و مشهور یا لااقل مقبول نشده است . دکتر ( مدیر ماهنامه ) می گوید نویسندگی و نقاشیت خیلی بهتر از شعر گفتنت هست . نقٌاشی را که من نمی دانم ، امٌا یک نویسنده خوب همیشه خیلی بهتر از یک شاعر خوب در زندگی موفق می شود . اگر قریحه شعریت سرشار و طبع شعر گفتنت روان نیست انگیزه شاعر شدن را ببوس و بگذار کنار ! . مگر مجبوری شعرنو بگوئی یا اصلا" شعر بگوئی ؟!!! . فایده ای هم ندارد ....

مطلب دیگری را هم حضور شما خواننده گرامی سال 1391 عرض کنم : می دانید ، وقتی در خانه استاد پروین نشستم ، و زندگی و حال و روز آن بزرگوار را دیدم تا حدود بسیار زیادی از ادبیٌات آن زمان زده شدم و همان شب دوباره نشستم به خواندن کتاب تاریخ عقاید اقتصادی و خلاصه کردن آن تا از شرٌ ادبیٌات « بی فایده » خلاص شوم ؛ امٌا ....    

  نظرات ()
  نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩۱/۱/۱٥

 

بر سر دو راهی !

 

بین شاعر و نویسنده ای که عضو این یا آن ، یا تعدادی انجمن و گروه و دسته است ؛ و شاعری که به هیچ گروهی بستگی یا به اصطلاح وابستگی ندارد چیست ؟ سریعا" قضاوت نکنیم ! من هیچگاه عضو هیچ انجمن و گروه و دسته و حزب و دفتر و دستکی  نبوده و نیستم؛ و یکی از مهم ترین دلایل عدم موفقیٌت من در صحنه های اداری ( و گرفتن پست و مقام ! ) – و به طور کلٌی اجتماعی ، به ویژه اقتصادی و حتی فرهنگی ... همین اشتیاق به « مستقل » عمل کردن است . بسیاری از شاگردانم وزیر و وکیل و نظایر آنها شده اند و من همچنان یک کارمند دست به دهن هستم ؛ و البته از این که وزیر و وکیل نشده ام کوچکترین گله و شکایتی ندارم . چون معتقدم هرکس هرچه که هست خودش خواسته است که آن باشد ؛ در طبیعت اوست ...

مهرداد اوستا که او هم مثل من کارمند و در سال 1363 در یکصدمتری محل کار من شاغل بود سروده است :

من عاشق تنهائیم ، سرگشته شیدائیم

دیوانه رسوائیم ، تو هرچه می خواهی بگو !

امٌا این آزادگی دارای یک حسن است و هزاران عیب تجاری و... .

به گمانم سال 1342 بود که برادر بزرگترم پس از آنکه دیپلم ادبیش را گرفت یکی از کتاب های درسیش بنام « تاریخ ادبیٌات ایران و تاریخ شعرا » ، تالیف حسین فریور و منتشره در سال 1339 را که دائما" از وی قرض می گرفتم به من بخشید . در صفحه ی آخر آن کتاب و چون نتیجه گیری در تاریخ شعر پارسی آمده بود :

« عدٌه ای نیز در این اواخر به تقلید محض و کود کورانه از ادبیٌات اروپائی ، اشعاری به اوزان هجائی می سرایند و به قول خود می خواهند تحوٌلی در شعر و ادبیٌات به وجود آورند . ولی چون پایه و مایه ای ندارند ، کاری از پیش نخواهند برد »

نه تنها این مطلب در سراسر کشور تدریس می شد ؛ بلکه اکثر قریب به اتفاق دبیران ادبیٌات دبیرستانها نیز معتقد به نثر و نظم کلاسیک بودند ، مگر گروهی انگشت شمار که از فریدون توللی و نیما و فریدون مشیری گفتگو می کردند ... . در طرف مقابل هم بودند شعرا ، محافل ادبی و مطبوعاتی که سرودن شعر کهن ( کلاسیک ) را نشانه ای از عقب ماندگی و واپسگرایی معرفی می کردند !

پس نخستین سؤالی که برای یک شاعر نوجوان و جوان پیش می آمد این بود که چگونه باید شعر گفت که نزد مردم ، در دراز مدٌت ، معقولتر و محبوب تر و مطلوب تر باشد ؟

تصوٌر نکنید که در آن روز و روزگار از ادیب الممالک فراهانی – ادیب پیشاوری – ایرج میرزا - ، و به خصوص عارف قزوینی – فرخی یزدی – پروین اعتصامی – ملک الشعراء بهار – رهی معیٌری – امیری فیروز کوهی – عماد خراسانی – شهریار – و... نامی نبود . برعکس ! امٌا نیما – فروغ – شاملو – کسرایی – سپهری – اخوان ثالث – مشیری – و ... همچنان در سایه بودند ... و نه در محافل دانشجوئی ... مسئله من این بود که گاهی اشعاری می سرودم که نهایتا" نیمی از شعر به صورت نو و نیمی دیگر به صورت کهن در می آمد ! .

نزد بسیاری از شعرا و ادبای آن زمان این مسئله را مطرح کردم که قبل از هرچیز با خنده آنها مواجه شدم و آنگاه جواب استاد محمٌد پروین گنابادی بیش از سایرین به دلم نشست . اوٌل یکی از آن شعرها را بخوانید :

گفت : مجنون توام

گفت : خوب ، باش !

گفت : دلخون توام

گفت : خوب باش!

گفت : کامم ندهی ؟!

گفت : دهم

گفت : عجٌل صنما !

گفت : به جاش

گفت : جایش چه بود ؟ کی ؟ و کجا ؟

گفت : وقت گل نی در هرجا !

بردلش جان و دل من بودی

وعده اش « بر سر خرمن » بودی

عهد و پیمان و وفا کی بودی

گوش گل ها شنوا کی بودی

....

خوب ، حالا لطفا شما نظر خود را بنویسید ! تا بنده هم پس از کسب لااقل پنج پاسخ ، گفته استاد پروین گنابادی را در اینجا عرض کنم !

  نظرات ()
سب عید است و یار از من چغندر پخته می خواهد ! نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩۱/۱/٥

از نمک نیوز

از برگ چغندر تا یارانه !

« مسئله » بیشتر در ریاضیٌات و علوم ریاضی مطرح می شود

« موضوع » که شامل مسئله هم می شود عمومیٌت دارد . در غرب برای موضوعات گیرا که چه در ادبیٌات و چه در روزنامه نگاری در جلب توجٌه خوانندگانی هر چه بیشتر مؤثر بوده باشد « سوژه » می گفته اند ؛ و هنوز هم می گویند . این سوژه نزد فارسی زبانها و به ویژه روزنامه نگارها به « مطلب » ترجمه شده است .

دومین مطلب ! ، این که میخواستم امروز چیزی را برایتان بنویسم که بعدا" فکر کردم شاید برای آغاز سال نو مناسب نباشد .

سومٌین مطلب اینکه یک سایت جدٌی نباید به شوخی و فکاهی و حتی طنز کشیده شود ؛ امٌا اگر « اصل مطلب » جدٌی باشد ، چطور ؟

ببینید ! من یک شعر را دوره دبیرستان خواسته ام بگویم ! ، امٌا نتوانسته ام تمامش کنم ! در دوره تحصیلات دانشگاهی آن را تمام کرده ام ، امٌا از آن راضی نبوده ام ، همینطور آن را تا 1356 و بعد هم از یکماه قبل به اینطرف آن راحکٌ و اصلاح و تصحیح و تکمیل که همان ویرایش باشد کرده ام و هنوز هم راضی نیستم ؛ امٌا حالا که عید است ؛ و موسم شادی بدنیست برایتان بنوبسم که....منظورم شعر زیر است :

 

« شب عید است و یار از من چغندر پخته می خواهد

خیالش می رسد من گنج قارون زیر سر دارم » (1)

... و این طنزی است که یک شاعر سروده ست ، و

    یکی خوانده ست ، با آواز خوش !

        و هردو ؟! مردمی عادی !

 

سرودی بهر مردم که

    و شاید

همیشه بی سواد و فاقد فرهنگ ؟ می باشند...

 

« چه زیبا ! ، دلنشین ! » حرف « من »

    و « او » و « شما » اینجا است :

« خیالش می رسد من گنج قارون زیر سر دارم » !!!

    ندارم من !

        ... و یار از من چغندر پخته می خواهد !

 

من یارانه خور فرقی نمی بینم میان سکٌه و « برگ چغندر » (2) را !

نه دارم این ! نه دارم آن !

چه فرقی می کنند اینها ؟

چغندر می تواند عیدی نوروز ما باشد !

(1)   ترانه – آوازی است مربوط به زمان قبل از تولٌد بنده که سالها برسر زبان مردم عادی و به اصطلاح مردم کوچه و بازار بوده است ؛ و این به مفهوم مقبولیتش نزد خلائق و این است که حرف دل خود را در آن یافته اند .

(2)   « برگ چغندر » سمبل بی ارزشی در چهل – پنجاه سال قبل بود و هنوز هم برخی از این اصطلاح استفاده می کنند .

پ . ن : با تشکر بسیار زیاد از میترا که نوشته است ، و درست هم نوشته است ،که این شعر را ایرج در ترانه ی « اومدم ، از هند اومدم » در فیلم گنج قارون خوانده است . امٌا من هنوزهم تصوٌر می کنم که این شعر را در کودکی حدود شصت سال پیش شنیده ام و شاید هم چیزی نظیر آن بوده است ؟!

  نظرات ()
مطالب اخیر ای کاش شعر های میهنی سلام ، تشکر و تعذر درس انشاء : نه فقط آموزش ، بلکه همچنین پرورش ! خاطره نویسی ، بسیار مهم تر است از انشاء نویسی ! کاریرد و ارزش انشاء مظلوم : شعر نو ! انشاء های دبیرستانی آن زمان انشاء ، ابزار انتقال فرهنگ صادق هدایت و تمام !
کلمات کلیدی وبلاگ 1340 (۱) آزادی (۱) آموزش اجتماعی (۱) آموزش انشا’ و نویسندگی (۱) آموزش انشاء (۳) آموزش پیشرو (۱) آموزش زیان آور (۱) آموزش غلط( زیان آور ) (۱) آموزش غلط ( زیان آور ) (۱) آموزش مذهبی (۱) آموزش مطبوع (۱) آموزش مناسب (۱) آموزش نا مطبوع (۱) آموزش هنر (۱) آموزش و پرورش (۱) اثر بخشی شعر (۱) اجتماعگرائی (۱) احسان شریعتی (۱) احمد کسروی (۱) اختناق ادبی (۱) اخلاق (۱) اخلاق ادبی ما (۱) اخلاق در نگارش (۱) اخلاق و ادبیات (۱) اخلاقشاعر (۱) ادبیًات (۱) ادبیٌات (٢) ادبیًات ابزاری (۱) ادبیًات اقتصادی (۱) ادبیات سیاه (۱) ادبیٌات فرمایشی (۱) ادبیات محاوره ای (۱) ادبیات مذهبی (۱) ادبیٌات معاصر (۱) ادبیات نشاط اجتماعی (۱) ادبیًات کاسبکارانه (۱) ادبیاتگونه مخرب (۱) ادوات استفهامی (۱) ارزش اثر ادبی (۱) ارزش ادیب (۱) استاد پروین گنابادی (۱) استاد محمد پروین گنابادی (٢) استاد محمٌد پروین گنابادی (٤) استقلال (۱) استقلال ادبی (۱) اصطلاح (۱) اصلاح (۱) اصلاح مدیحه سرائی (۱) اطلاعات شفاهی (۱) اعتماد به نفس شاعر (۱) اغراق (۱) امام حسین (ع) (۱) املا (۱) املا’(دیکته ) فارسی (۱) املا’ ( دیکته ) فارسی (۱) انتخاب سبک (۱) انتخاب نوع شعر (۱) انتشار اشعار (۱) انتقال فرهنگ (۱) انتقال فرهنگ فرهنگ (۱) انجوی شیرازی (۱) انشا’ (۳) انشا’ غریزی (۱) انشاء ( نگارش ) (۳) انشاء فارسی (۱) انقلاب ؟! (۱) اوٌلین شعر (۱) ایرانشناسی (۱) با کار و کوشش و تولید (۱) بحر طویل (۱) بدخواهان عقب مانده (۱) برنامه ریزی ادبی (۱) به آذین (۱) به روز شدن قانون (۱) به گویش مردم (۱) بهره مندی از زندگی (۱) بوف کور (۳) بیان عمومی (۱) پرورش (۱) پوچی (۱) تاثیر جامعه بر شاعر (۱) تاثیر شاعر با الگو پردازی (۱) تاثیر محیط (۱) تاریخ آموزشی (۱) تاریخ شعر (۱) تبریک نوروز (۱) تحرک اجتماعی (۱) تحقیقات صادق هدایت (۱) تحول در ادبیات فارسی (۱) تداول واژه (۱) تشویق و تحقیردرادبیات (۱) تصنیف (۱) تعداد شعرا (۱) تعریف هنر (۱) تفکر فردی (۱) تقلید (۱) تقلید در سبک (۱) تقلید صرف (۱) تقلید صرف (کپی) (۱) تلخیص (۱) تمرکز در نگارش (۱) تملق (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنویر افکار (۱) تو را من چشم در راهم (۱) توسعه پایدار (۱) توسعه فرهنگی (۱) توصیف (۱) توصیف زندگی مردم (۱) تولد شاعر (٢) جامعه شناسی (۱) جامعه شناسی شعر (۱) جامعه گریزی (۱) جامعه و ادبیات (۱) جایگاه ادیب و هنر مکند (۱) جایگاه انشاء (۱) جایگاه شعر در جامعه (۱) جریان زدگی سیاسی (۱) جشن (۱) جلال آل احمد (٤) جمالزاده (۱) چاپلوسی (۱) چخوف (۱) چهارم اسفند (۳) چکیده نویسی (۱) حسین بهزاد (۱) حسین منزوی (۱) حقشناسی (۱) حکیم ابو القاسم فردوسی (۱) خاستگاه اجتماعی نویسنده (۱) خاص ً نویسی (۱) خاطرات (۱) خاطرات ادبی (۱) خاطره نویسی (۱) خرافات (٢) خفته چند (۱) خلاصه نویسی (۱) خود شناسی (۱) خود کشی صادق هدایت (۱) خود کم بینی (۱) خودکم بینی (۱) خوشبینانه نویسی (۱) داستان کوتاه (۱) داستان کوتاه در ایران (۱) داستانهای یگانه (۱) داستایوسکی (۱) داش آکل (۱) درست نویسی به پارسی (۱) دروغ (۱) دزدی اینترنتی (۱) دستور زبان فارسی (۱) دفتر خاطرات (۱) دفتر شعر (۱) دوران احساسات (۱) دوران بلوغ (۱) دوزخ در ادبیات (۱) دکتر حسن شهید نورائی (۱) دکتر حسین آیدین (۳) دکتر علی شریعتی (٢) دکتر غلامحسین صدیقی (۱) دکتر محمد علی شیخ الاسلامی (۱) دیوان شعر (۱) دیوان فرخی یزدی (۱) دیوان های اشعار (۱) دیکته ی شعر (۱) ذبیح الله صفا (٢) ذکرنام خالق اثر (۱) رئالیسم (٢) راه فعالیٌت ادبی (۱) رسالت شاعر (۱) رسالت شاعر و نویسنده (۱) رشد و توسعه (۱) رمضان (۱) رهی معیری (۱) روایات متفاوت (۱) روز پدر (۱) روز شعر و ادب (۱) روزنامه نگاری (۳) زادروز (۱) زادروز بزرگداشت و تجلیل (۱) زبان عمومی (۱) زبان فارسی (۱) زمانه نویسنده (۱) زمستان (۱) زندگی نویسنده (۱) زندگی هنرمند (۱) زنده بگور (۳) ساده نویسی (٢) سارا شریعتی (۱) سالروز وبلاگ (۱) سالزوز تولد (۱) سرقت ادبی (۱) سرگذشت این و آن (۱) سعید نفیسی (۱) سناریو نویسی (۱) سه قطره خوان (۱) سوئ استفاده از ادبیات (۱) سوسن شریعتی (۱) سیاست شعری (۱) سیدمحمد علی جمالزاده (۱) سینما و مذهب (۱) شاعر شهید (۱) شاعران گمنام (۱) شاعران ناشناس (۱) شاهنامه (۱) شخصیٌت ادیب و هنرمند (۱) شخصیت شاعر (۱) شرح جامعه (۱) شعر (۳) شعر آزاد (۱) شعر امروز (۱) شعر انتقادی (هجویٌه ) (۱) شعر توده ای (۱) شعر دختران (۱) شعر زمستان (۱) شعر زن (۱) شعر زورکی (۱) شعر سیاسی (۱) شعر شکوه (۱) شعر ضعیف (۱) شعر فالوده یزدی (۱) شعر لاادری (۱) شعر میهنی (۱) شعر نو (٢) شعر های عاشقانه (٢) شعر کاربردی (۱) شعربافی (۱) شعرمردانه (۱) شعرمردمی (۱) شعرنو (۱) شعرنو و شعر کهن (٢) شعرنیمایی (۱) شعرهای انقلابی (۱) شعرهای به یادماندنی اسفند 91 (۱) شعرهای عوام پسند (۱) شعرکهن (٢) شناخت فرهنگ ایران (۱) شهرت ادبی (۱) شهرت تبلیغاتی (۱) شهرت شاعر (۱) شهرت طلبی (۱) شیوه ( سبک ) نگارش (۱) صادق هدایت (۱٩) صبحی مهتدی (۱) ضرورت شناخت (۱) طبیعت دوستی (۱) عدم رضایت شاعر (۱) عزاداری (۱) عزم جمعی در آموزش (۱) عصر پهلوی (۱) عقب ماندگی آموزشی (۱) علی باقرزاده (۱) علی میرزائی (۱) علیرضا آیت اللهی (۱٢) عکاسی (۱) عید (۱) عید و ادبیٌات (۱) غربزدگی (۱) غلامحسین صدیقی (۱) غلط نویسی (۱) غلو (٢) غلوً ( سیاهنمائی ) (۱) فردوسی (۱) فرم نویسی (۱) فرهنگ ایرانی (۱) فرهنگ و ادبیات عصر توٌهم (۱) فروغ فرخزاد (۱) فصل شاعری (۱) فضای داستان (۱) فطرت و ادبیات (۱) فلسفه شعر و هنر (۱) فیلم سینمائی مخلل (۱) فیلمفارسی (٢) قانون حمایت از مؤلفان (۱) قهرمان و ضدٌ قهرمان (۱) لاادری (۱) ماهنامه زیبائی و زندگی (۱) ماوراء الطبیعه (۱) مبارک باد (۱) مجتبی مینوی (۱) محسن صفایخش (٥) محمد پروین گنابادی (۱) محمدعلی فردین (۱) مخاطب پذیری (۱) مخاطب گرا ( برونگرا ) (۱) مد روز (۱) مدیر سایت (۱) مردمی بودن (۱) مرده پرستی و مرده خواری (۱) مرغ سحر (۱) مرگ (۱) مرگ و زندگی (۱) مسئله اجتماعی (۱) مسائل اجتماعی (۱) مستند سازی (۱) مشارکت شعری (۱) مشاعره (۱) مطبوعات ادبی (۱) مطلب (۱) مقامومنزلت و جایگاهنویسنده و شاعر (۱) ملک الشعراء بهار (۱) منشاء قصٌه یا داستان (۱) مهدی اخوان ثالث (٢) مهره مار (۱) مهمند شیدرنگ (۱) مک امیًتی انشا’ (۱) مکتب ادبی (۱) میراث شعری : شعر کهن (۱) میرزا محمد فرخی یزدی (۱) مینیاتور (۱) میهن دوستی (۱) میهندوستی (۱) نا امیدی از دیگر نخبگان ؟ (۱) نثر صادق هدایت (۱) نشاط اجتماعی و ادبیات (۱) نشر شعر (۱) نصرت کریمی (۱) نقد (۱) نقد نویسندگان (۱) نقش مثبت (۱) نمکنشناسی (۱) نوآوری (٢) نوآوری و شعرنو (۱) نوجوانی و جوانی (۱) نوروز (۱) نوزده فروردین (۱) نوشتار تحلیلی (۱) نوشتار جنجالی (۱) نوعی سرقت شعر (۱) نویسندگی (۳) نویسنده و شاعر زمانه ی خود (۱) نویسنده و شاعر مورد نیاز حقیقی جامعه (۱) نویسنده ی زمان و مکان و جامعه خود (۱) نیرنگستان (۱) نیما یوشیج (۳) همکاری شعری (۱) هنجار آموزشی (۱) هنر در جامعه (۱) هنر مردمی (۱) هویت ملٌی (۱) واپسگرائی در ادبیًات (۱) واژه (۱) واژه زیبا (۱) واژه عمومی (۱) واژه فارسی سره (۱) واژه های مهجور (۱) ورا من چشم در راهم (۱) وراثت و ادبیات (۱) ویراستار شعر (۱) ویرایش شعر (۱) ویرایش مداوم (۱) ویرایش مکرر (۱) کاربرد واژه (۱) کاریکاتور (۱) کافکا (۱) کپی رایت (۱) کتابخوانی تحمیلی ! (۱) کلمات مهجور (۱) کلمه (۱) کنکور (۱) کوتاه نویسی (٢) کوشش به نگارش (۱) کیفیٌت شعر (۱) یادداشت کردن شعر (۱)
دوستان من انجمن شاعران ايران دفتر شعر شاعر انجمن قلم اجتماعی دکتر آرزو صفائی ( الف - دریا ) آسمان سوخته ( ح.م ) اثیره شاعران پارسی زبان استاد نبوی ( کاریز) شعر ناب دردانه زیور حیرت رسول امیری یاس سفید ( جناب علی میرزائی ) شفیعی مطهر ( وب نامه استاد ) قطره های آبی شعر و ادب علیرضا آیت اللهی ( دفتر شعر و نقد ... ) علیرضا آیت اللهی ( طنز اجتماعی ) دریای واژه ها شبیه خودم آی ایشقی بهارهای پیاپی .. لاله عباسی های من سرنوشت شاعری گلچینی از بهترین ها خوب بو بكش پدرجان این شعرها از من نیست از شعر بافی تا شعر نویسی صدای پائیز ( خانم پناهی ) آفرینش های ادبی حوزه هنری یک جرعه غزل اشک قو نخل بی سر ( استاد دکتر دلخوش ) ولوج سرنوشت جای پای خدا آیا روحی اینجا هست ؟ آليهان ( جناب حشمت الله حياتي ) قسمتی از درون ( استاد وثيق زاده انصاري ) شعر آ گلستان شعر و ادب كريما يزدي هواي تازه بدون رنگ كهنگي ( آناهيتا مساجران ) شهيد عشق ( جناب سيٌد حسيني ) دلنوشته ها جناب معارف سرنوشت شاعری عشوه های نارس گذرانه ها انجمن شعر بانوان ايران خانه پدر يك فنجان قهوه تلخ تابش كوير دار بلوط جناب جليل شعاع حضور خلوت انس . گل ياس (زهرا) در سايه سار سرو شعر و نوشته هایم اردیبهشت میمند فارس سرنوشت شاعری شعرناب alireza ayatollahi شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی ) مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری تلق تولوق نسب نامه دودمان آیت اللهی یزدی غریبه تر از همیشه ترنم سکوت شکوفه های نوبهار سفر ، مسافر خوبی نمی شوم وقتی دیوارها سکوت می کنند شاعران پارسی زبان علیرضا آیت اللهی ( ادبی ) خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( انسانشناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi - شعر آ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ethno - archi - urbain - habitat - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) 11 - اصول برنامه ریزی مدیریت دولت ج . ا . ا . ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - گام نخست شاعر ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبنا ( آمایش شهری)alireza ayatollahi علیرضاآیت اللهی شهرسازي - معماري - آمايش - بومي و مردمي ( شما بوم ) يزد - یزد شناسی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( علیرضا آیت اللهی ( تحلیل اقتصادی - اجتماعی ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شهر من تهران ، شعر من تهران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شعر شاعر ) شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi معماری و شهرسازی بومی و مردمی یزد ( علیرضا آیت اللهیalireza ayatollai - یزدنما( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تاریخ یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبتنی :مردم شناسی . باستانشناسی . تاریخ . ناحیه یزد آمایش سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - جغرافیا و آمایش ( علیرضا آیت اللهی ( alireza ayatollahi ( geographie et amenagement amenagement du territoireساماندهی ( آمایش) سرزمین آمایش سرزمین ؛ ساماندهی کشور علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تماشا : تعاون.مشارکت.انجمنها.شوراها.اتاقها:تماشا خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi هیئت و هیئت داری در شهریزد - ورود به بهره وری در سرزمین اسلامی ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi پریسا بلاگ پارسی شعر ناب قلم ما مقتبس architecture islamique /la ville musulmane,alireza ayatollahi (Teheran.Iran) پرتال زیگور طراح قالب