علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
آرشیو وبلاگ
      علیرضا آیت اللهیalireza ayatollahi (گذشته ی هرکسی چراغ راه آینده اوست ؛ به شرط آن كه به خاطر بسپارد ، تحليل كند و عبرت بگيرد : آينده نتيجه مجموعه تجربيٌات هرچند به ظاهر ناچيز همه افراد بشر درجهان است .)
شعر ماه - فروردین 1392 نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٢/۱/۳۱

شما هم لااقل چندتایشان را بخوانید !

به جای آنکه پیشرو باشیم ، طلیعه دار باشیم ، حتی به صورتی عادٌی هم با روز نیستیم . چقدر شعر خیٌام 1000 سال پیش ، نظامی 900 سال پیش ، مولوی و سعدی 800 سال پیش ، و حافظ 700 سال پیش ( که عاشق تمامیشان هم هستم ) را بخوانیم ؟! ؛ و به نوعی به واپسگرائی اجتماعی – فرهنگی ...

چرا نباید با زمان و مکان و بنابر این اوضاع و احوال روز بود ؟! . این است که در شعر ، بیشتر به شعرهای منعکس شده در وب ها می پردازم ؛ و چون نخستین کاربرد وبلاگ را « خاطره نویسی » دانسته اند برخی از شعرهائی را که در فروردین 1392 خوانده ام در اینجا یادداشت می کنم . عنوان هرکدام را که در گوگل جستجو کنید شما هم می خوانید و اگر نظربدهید در اعتلای ادبی در و نهایتا" توسعه ی فرهنگی این کشور سهیم شده اید .

مسلما" همه ی شعرهای منتشره در این ماه را نخوانده ام .

همه را هم به یاد ندارم و نمی توانم در اینجا بیاورم .

ارزشگذاری هم نکرده ام که مقام و جایزه بدهم ؛ و بنابراین ترتیب آنها به معنی اولویت برخی بر برخی دیگر نزد این « حقیر فقیر سراپا تقصیر » نیست .

1 - غزل

به فکر مرگ باشید ای مردم ! دست کم یک روز ... علیرضا قزوه

از بحث های حاشیه ای بگذر ای عزیز سیٌد حکیم بینش

به نام تو در و دیوار خانه می لرزد میلاد عرفان پور

عطر تنی می آید از دور وحیده افضلی

روز افتادن بر خاک رضا کرمی

بهاریه علیرضا قزوه

چه می کنی ؟ نصیر مجاب

چهل آئینه دل زخمی اکبر نبوی

آتش زبانه از تو زبان از من نغمه مستشار نظامی

وحدت دلبر تاشما تاوا

زبان نا کافی است کاظم نظری بقا

یکبار هم طرز نگاهت را عوض کن محمد نجفی نوکاشتی

کوچه باغ خلسه    حمیده میرزاد

بگذار زمین زیر دل شهر بلرزد سیٌد مهدی نژاد هاشمی

چشم بد دور محمد رضا سلیمی

آواز ایران زهرا محمودی

حضرت باران علی سعادتخانی

برایم چای آوردی بدون قند رضا حاج حسینی

پشیمانی علی اصغر اقتداری

وقت یوسف رسیدن از راه است محمد رضا سلیمی

 لهجه ماه    حسن یعقوبی

 بس است   محسن انشائی  

پیری علی میرزائی

 سوخته خرمن    غلامرضا محمدی

 این کوچه با وجود عزیز تو دیدنی است    جابر ترمک

بهار تازه محمود کریمی نیا ( کریما )

خاکستر     فاطمه خجسته

سوت احتیاط عالیه مهرابی

 نقش مردی سرد و تنها     محسن مهرپرور

 چه زیبا می شود روزی    محسن مهر پرور

 رفتنت آغاز ویرانی است  فرامرز عرب عامری

 گورستان قسمت    جواد سرخابی

بود و نبود    عزیز مهدی

در سوگ حضرت زهرای طوبی (س) عزیز مهدی

یاس پهلو شکسته سید مهدی نژادهاشمی

قمر در عقرب ابراهیم حاج محمدی

کافه ها شاعران بی درد اند علی اصغر بشیری

 غزل حکایت میمیرم است میدانی

خرده نگیرید چو ایمان شکست یونس

 همسفر با رهروانم در حرم جایم دهید     عباس یزدی

 برای تسلیت من کلاغ لازم نیست    جابر ترمک

غزل معبد باران    خلیل روبینا

سفر سوختن خلیل ذکاوت

 پیکار   امیر حسین مقدم

 بدون کلام    امیر حسین مقدم

 اینجا به دل سپردن من گیر داده اند    فرامرز عرب عامری

باور تنهائی    طلعت خیٌاط پیشه

2 – قصیده

بانوی علی وحیده افضلی

3 – قطعه

کجا پیدا شود از باد فروردین خبر چین تر ناصر حامدی

4 – مثنوی

عشق سزاوار بلا دیده ها است حسین بادروج

برباد رفته    دکتر آرزو صفائی

 مصلحت نیست با شراب لبت     جابر ترمک

مثنوی زهرائیمحمد شکری فرد

 دستمال کاغذی   محسن انشائی

راز مگو   عباس یزدی

 عاشقم بر هر که مستی می کند علی عبداللهی

5 – ترکیب بند

نذر حضرت زهرای مرضیٌه ( س ) علیرضا قزوه

6 – رباعی

خرد محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

( و نیز بی خبری و انتظار از همین شاعر )

خود را ... هادی ارغوان( ونیز ازهم گسلیدن و... )

اسپری ارتیکاس بحرانی

 شب بیستم    پیمان ولی عبدی

من شمعم پروانه بهزادی

7 – دوبیتی

نرگسی ها (48)   سیٌد علمدار ابو طالبی نژاد

نیایش بهاری   رضا اسماعیلی

میلاد شاعر از غم است    علی توکلی

 روز خوش اقبالی تو    محسن انشائی

باران     صدیقه زیارتی

بیا بردار    مرضیٌه عاطفی

8 – تک بیتی

تک بیت  عباس کارگر

9 – شعر نو

ببین چه کارها که... محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

بهشت به شرط سلٌاخی محمد وثوقی

ریشه حمید رضا اقبالدوست

گاهی اوقات زندگیم این است

آفتاب از لب پرچین پرزد مدینه ولی زاده جوشقان

به زردکوه شمیرا عکاشه

صدای خنده غم     سید حسن صابری

چرخش قادر طراوت پور

بچه ها شادی کنید    ابوالفضل عظیمی بیلوردی

کولی رسول امیری

ته هر دلتنگی    محسن انشائی 

فقط اگر که ابراهیم حاج محمدی

دخترک غمگین شعر من    امیر موسویان

روزهای بهاری من در شعر  شهلا فراهانچی

بسم الله   بهونه راد

یک نیمکت آه آرزو ( باران )

بگشا پنجره را     مهرسادات عظیمی

اشک عاشق    سمانه هروی

ذکر تو    سمیرا شریفی

10 – ترجمه

یک درس ایرانی از والت ویتمن ترجمه محمد علی شیوا

( و سایر ترجمه های وب « زیور حیرت » )

  نظرات ()
در باره صادق هدایت (2) نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٢/۱/٢۳

این « بوف کور »

شید رنگ : در بوف کور نوشته است : « رجٌاله ها که همه شان جسما" و روحا" یک جور ساخته شده اند » - « چون یکی از آنها نماینده باقی دیگرشان بود . » - « همه آنها یک دهن بود که یک مشت روده به دنبال آن آویخته شده و منتهی به آلت تناسلیشان می شد ... هرگز ذرٌه ای از درد های مرا حس نکرده بودند ... کسانی که درد نکشیده اند این جملات را نمیفهمند ... » - « حس میکردم این دنیا برای من نبود . برای یک دسته آدمهای بی حیا پررو گدامنش معلومات فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود ... »

صحبت از دوستان و مخالفان شد . انتقاداتی از تقی زاده کرده بود که گویا بطوری ناقص در مجله ای چاپ می شد .

استاد پروین گنابادی : صادق هرچه را که نوشته از روی عقیده نوشته . از چند نظر اصلی که بگذریم می گفت اینها دکان بازکرده اند و باندبازی در می آورند . در « وغ وغ صاحاب » هم اینها را کوبیده است . شخصیت های وغ وغ صاحاب همین شخصیت ها هستند والٌا به کسانی که ادعایشان بیش از معلوماتشان نبود و معلومات واقعی داشتند احترام میگذاشت . مثلا" دهخدا را دوست داشت . دهخدا هم هدایت را دوست داشت . او که در لغت نامه اش فقط نام مردگان را می نوشت به دکتر شهیدی که حرف « ص » را می نوشت سفارش کرده بود که وقتی به صادق رسید او را خبر کند . در آنموقع دهخدا به من گفت که نزد هدایت بروم و از او بخواهم که درباره خودش چیزی بنویسد .تا در لغت نامه چاپ شود . امٌا من که مطمئن بودم هدایت چنین کاری را نمی کندو به آن اعتقاد ندارد به هدایت نگفتم و فقط به او گفتم که پیش دهخدا برود و حدس من درست بود . چون هرچه دهخدا به او اصرار کرد او به این کار راضی نشد و چنین کاری را مسخره میدانست . یک چیز را هم برای شما تعریف کنم که پدر صادق از دهخدا که خویشی دوری هم با او داشت خوشش نمی آمد . امٌا از وقتی که دهخدا به او گفته بود که پسرش نبوغی استثنائی دارد و نویسنده مشهوری خواهد شد دوستیشان بیشتر شده بود .

آیت اللهی : در دیدگاهی که برای بررسی وضع مردم قابل بررسی... یا به قول خودش « رجٌاله ها » انتخاب کرده است حایلی بین خود و ایشان قائل شده و نوشته است : « در طی تجربیات زندگی به این مطلب برخوردم که چه ورطه هولناکی بین من و دیگران وجود دارد و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد . » این ورطه هولناک چیست و چرا وجود دارد ؟ - در« زنده بگور» نوشته است : « یک چیزهائی هست که نه میشود به دیگری فهماند ، نه میشود گفت ، آدرم را مسخره می کنند » و همین اندیشه است که در بوف کور ، بهتر و سنجیده تر ظاهر می شود : « در زندگی زخمهائی هست که مثل خوره روح را آهسته میخورد و میتراشد . این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد . عموما" عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیشآمدهای نادر بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری ، عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکٌاک ، تمسخر آمیز تلقی کنند . زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده ... »

این دردها چیست و در نزد کیست ؟ در نزد او یا دیگران ؟ وقتی مینویسد : « ... ورطه هولناکی میان من و دیگران ... » منظورش اینست که خودش را استثناء کند یا حتی از نزدیکترین دوستانش و همفکرانش ؟ ... از اینان هم ناامید شده است ؟

شید رنگ : اشاره ای می کنم به نامه ای که در سپتامبر 1937 به مجتبی مینوی نوشته است : « ... پادو هستم تا حالا چهار یا پنج مرتبه کاغذ برای رجٌاله ها برده ام . باز سلفدانی شده ام . دندم نرم بشود . در این معاشرت فقط خودم را خوب شناختم . چندین جا برایم پیش افتاد . اگر کمترین تملق یا چاپلوسی میکردم نانم توی روغن بود . امٌا نتوانستم . برعکس گنده گوزی های بیجهت و باشکم گرسنه استغنای طبع نشان دادم . دیدم مانند دیگران ساخته نشده ام ... »

امٌا لحن نامه ی تاریخ 23 دسامبر 44 او به همین شخص – مجتبی مینوی – چنین است : « سایه سرکار زیاد سنگین شده و مدتها است که نمک پراکنی های سرکار را از رادیو لندن به گوش نگرفته ام . البته نباید تنبلی تلقی شود . بلکه فاقد این آلت متمدن میباشم . باری این رسم روزگار نمی شود . حالا که پاک خارج پرست شده ای ... از قرار معلوم با آقای فرزاد میانت شکرآب شده و سایه همدیگر را با تیر میزنید . اینهم خودش حالتی دارد ...»

صفایخش : تنهائی هدایت در آثارش منعکس است . تنهائی قهرمان بوف کور یک تنهائی فلسفی است – تنهائی انسان از انسان است ... از حیث درک نکردن همدیگر. او موجودی است تک افتاده و این تنهائی از آغاز است . از ورود انسان به یک خانه خالی و غم انگیز است از هنگام تولد است تا هنگام مرگ ... زنی « لکاته » هرگز با او نخوابیده و خود را تسلیم او نکرده فاسق های متعدد دارد . او که تنها مانده میرود تا با فاسقهای زنش رابطه پیدا کند با سیرابی فروش ، فق ، جگرکی ، رئیس داروغه ، مف ، سوداگر و فیلسوف که زنش همه آنهارا بر او ترجیح داده است – او با خفٌت و خواری میرود تا شیوه ی رفتار ، اخلاق و دلربائی را از فاسق های زنش یاد بگیرد ... تا بیش از این تنها نماند ...

همانطور که آقای شیدرنگ هم گفتند در بوف کور ، هدایت به تشریح دنیای رجٌاله ها میپردازد و تصویری از آن بدست می دهد . در این دنیا است که بوف کور خود را تنها حس می کند . می بیند با رجاله ها کمترین شباهتی ندارد . آنوقت است که افکارش را برای خودش نگهمیدارد ... می نویسد فقط برای آنکه قبل از مرگ خود را شناخته باشد .

رجٌاله ها صدر نشین دنیائی هستند که شخصیٌت بوف کور در آن محکوم شده است . آنان دائما" صورتک خود را تغییر می دهند . امٌا او فقط یک صورت دارد .

  نظرات ()
در باره صادق هدایت نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٢/۱/۱۸

این مطلب در28 بهمن 1351 به مناسبت هفتادمین زادروز صادق هدایت

،

تحت عنوان « در باره صادق هدایت » به همت اینجانب منتشر شده است ؛ و به فاصله 5 – 6 ساعت تمام 500 نسخه ای از آن که در اختیار فروشگاههای جلوی دانشگاه تهران قرار گرفته بوده است به فروش رسیده است ؛ و پس از آن چاپخانه ها ی تهران حاضر به چاپ دوٌم آن نشدند !!! . آغاز گر بحث ، بنده هستم که کار تدوین و انتشار و حتی فروش نشریه را نیز برعهده داشته ام . جوانی کجائی که یادت به خیر !

در باره

صادق هدایت

...خیلی از دوستان دور و نزدیک و طرفداران صادق هدایت ، برخلاف خواست واقعی او رفتار می کنند . منظورم همین کوشش و مجاهدت هائی است که همه ساله به عنوان یاد بود یا مثلا" تجلیل و بزرگداشت او میشود ؛ خصوصا" در مطبوعات . حال آنکه یادبود چیزی است و تجلیل چیزی دیگر .

در سالروز مرگ یادبودی میگیریم که نوعی عزاداری است . تجلیل به هر صورتش و برای هر چیز و هرکس که باشد حکم جشن را دارد ؛ یا لااقل نوعی جشن و سزاوار بزرگی چون او . امٌا چرا در سالروز مرگش ؟... و ما سالروز مرگ هدایت را به تجلیل از او اختصاص داده ایم ! تجلیلی که چون سالروز مرگ او میشود ما را به یاد خودکشی و فقدانش می اندازد و طبیعتا" نوعی عزاداری . همه اش از مرگ و خودکشی او صحبت می شود و جنبه های منفی دیگر ؛ حسرت این که رنج برده است و رفته است و نه موقع شناسی و شناساندن او . مگر از جائی آمده است که مرگ چنین نویسنده ای پرمایه ، دانشمند و هنرمندی شجاع را جشن بگیریم ؟! اینست که تاسف میخوریم از رفتنش و نه اینکه غنیمت بدانیم آمدنش را و هدایت شدنش را .

خلاصه کنم . قضیه وقتی بی معنی تر می شود که بدانیم هدایت خود با این بدعت های بی دلیل و عزاداری های بیمورد مخاف بوده است . دلیلش را در کتاب « اصفهان نصف جهان » میخوانیم که نوشته است :

« عزاداری یا مال مردم خیلی بیکار و

یا خیلی خوشبخت است و در زندگی

ا ینقدر کم تفریح هست که دیگر لازم نیست

بیائیم برای خودمان بدبختی های تازه ای بتراشیم . »

البته این یک عقیده است با اشاره ای از خودش . باید دید دوستان نزدیکش چه می گویند ؟

استاد محمد پروین گنابادی : همینطور است او به این حرفها عقیده ای نداشت .

مهمند شید رنگ : در نامه ای به شهید نورائی نوشته است : « ... به زنده اهمٌیت نمی دهندو بعد از مرگ همیشه قدر شناس و وظیفه شناس خودشان را معرفی می کنند .»

علیرضا آیت اللهی : منظورم این نیست که چنین حرفی را دلیل و تمسکی برگفته هایم قرار بدهم . والٌا دلایل بهتری هم هست . منظورم این است که وقتی خود هدایت تما یل به زیبائی ها شادی ها و سپید روزی های زندگی را توصیه می کند و ما تمسرائی وقایع رنج آور را به مردمی غیر عادی نسبت می دهد . تجلیل و بزرگداشت او در سالروز تولدش – 28 بهمن – مناسب تر است تا سالروز مرگش ، بشرط آنکه در این تجلیل باز به مرثیه سرائی و نوحه خوانی اکتفا نکنیم ... نوحه خوانی توسط کسانی که منتظر مرگ دوستانشان هستند تا با تظاهر و عَلَم کردن مرگ آنان خود را به عرش برسانند و میراث خوری محترم شمرده شوند . یا برعکس ، منتظر مرگ مخالفینشان که آنوقت دستی از آستین در آورند و مقالاتی جامع و مفصل علیه شان بنویسند و خود را فاتح بدیهی بحساب آورند. یادش به خیر که اصطلاحات « رجٌاله » و « مرده خور » را دم دست داشته است .

شیدرنگ : در بوف کور نوشته است

( ادامه دارد )

خدا رحمت کند استاد محمد پروین گنابادی و مهمند شیدرنگ را

  نظرات ()
کلمه (2) نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٢/۱/۱٥

 

خبری نیستیم امٌا :

محض اطلاع

17 فروردین سالروز 94 سالگی رئیس آکادمی

شعر آمریکا ، خانم پانسات است که

شعرهایش دروب « زیور حیرت » که در اینجا 

لینک شده است توسط استاد گرامی دکتر

محمد علی شیخ الاسلامی « شیوا » متولد

16 فروردین ، که تولدشان هم مبارک ، ترجمه

و منتشر می شود.

مجموعه شعر دکتر دلخوش ( لینک نخل بی سر )

منتشر شد

اگر شعری عالی در این ماه سروده اید معرفی کنید

که بیائیم برای خواندن .

حالا اگر تمایل دارید بفرمائید بخوانید :

کلمه (2)

ببینید ! هر کلمه ای که ما در شعر یا نوشته مان بکار می بریم فقط و فقط یک مفهوم ندارد ؛ بلکه غالبا" دارای چند و گاه چندین مفهوم است ؛ و حتی نویسنده یا شاعرمی تواند با استفاده از صناعات ادبی و بازی با کلمات و... مفهومی جدید برای کلمه خلق کند .

تقلید هم نه تنها همیشه و همه جا بد نیست بلکه در اکثر قریب به اتفاق موارد ، مثبت است ؛ تقلید نخستین ، اساسی ترین و مهمترین وسیله آموختن است ؛ از همان کودکی : آموختن زبان ...

تقلید بدون تفکر، بدون تامل و بی جهت پسندیده نیست

ماندن در حدٌ و مرز آنچه که تقلید یا کپی کاری کرده ایم هم درجا زدن است . اصل ِ کار ما در هرمورد و هرجا و هرموقع که تصورش را بکنید بهتر کردن و به اصطلاح « اصلاحات » است . اصلاحات یعنی کنارگذاشتن خطاهای گذشته ، و سعی به پیشرفت و نو آوری :

سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر

مگر نه اینکه ریشه هنر و ادبیٌات در ابداع و ابتکار و نو آوری است ؟

پدرم گفت تبریک را باید خودت بنویسی که یاد بگیری ! چه کنم ؟! (1) . آن روزهای سال 1335 ( و شاید از آخرین سالهای دهه 1330 ) رسم بود که برخی بروند از روی کتاب های انشاء شیوه های نگارش را یاد بگیرند (تقلید کنند ) (2)

بین پنجاه تا شصت سال قبل از این ، زمستان 1335 ، به کتابفروشی شهرمان رفتم و کتابی بنام « انشاء و نامه نگاری برای همه » به قیمت 25 ریال خریدم . کتابی از انتشارات معرفت که روی جلدش آمده بود : نگارش « حسام الدین امامی » « لیسانسیه ادبیٌات » ؛ و چندنفر از مشاهیر آن زمان هم بر آن کتاب مقدمه نوشته بودند .... و رفتم به سراغ بخش تبریکاتش .

فکر می کنم همانطور که تبریک عید دادن گوئی از فرانسوی ها تقلید شده است نوشتن کتابهای انشاء و نامه نگاری و... گاه آئین نگارش هم از فرانسوی ها تقلید شده باشد . بخش ششم ( تبریک ها ، تسلیت ها ، دعوت ها ، نامه های کوتاه و تلگراف ها ) را باز کردم هفده فرم یا به اصطلاح برخی در آن زمان « کلیشه » تبریک معرفی کرده بود و آنهم با شماره :

1 – عید مبارک باد

با خود گفتم کدام عید مبارک باد ؟

2 – تبریکات صمیمانه ام را بپذیر

با خود گفتم از چه بابت ؟

برخی هم به صورت شعر بودند :

بدین شایستگی جشنی ، بدین بایستگی روزی

تو را در زندگی هرروز جشنی باد و نوروزی

یا

در این فرخنده فروردین و خرٌم جشن نوروزی

نصیب حضرت عالی ، سعادت باد و پیروزی

و...

این آخرین را پسندیدم :

« حلول سال جدید را غنیمت شمرده بهترین شادباشهای خود را خدمت جناب عالی و فامیل ارجمندتان تقدیم می کنم » .

با پدرم مشورت کردم و

گفتم : وقتی این را بنویسم تقلید کرده ام ...

گفت : کدام آموختنی است که مبتنی بر تقلید نباشد ؟!!! اگر می خواهی کپی نکنی و تبریکت عین تبریک همکلاسی هایت برای آقا معلمت نشود یکی دو کلمه اش را تغییر بده .

گفتم : حلول را می کنم تحویل ، تقلٌب نیست ؟ قلب کردن نیست ؟

گفت : نه ! بیشتر بخش نامه نگاری کتاب است تا بخش ادبیٌات آن ، فرم است ، فرمالیته است ، کلیشه است ، سرمشق است ، نمونه است و نویسنده یا خالق اثر هم نامعلوم ؛ نهایتا" تغییر است ، نه تقلٌب . امٌا در این تغییر می توانی از کیفیٌت نوشته بکاهی یا فقط تغییر داده باشی ؛ یا اصلاح و بهتر کنی و به اصطلاح تحول ببخشی ؛ مثلا" به جای جدید بنویس « نو » که فارسی است ؛ به جای فامیل بنویس « خانواده » ...

...و تو خود حدیث مفصٌل بخوان از این مجمل

 (1)طبیعی است که بنده خاطرات نمی نویسم و آنچه از پدرم می آید « نقل به مضمون » است با برخی از جرح و تعدیل های لازم در اینجا .

(2) وقتی دفاتر انشائ و املاء پنجاه سال قبل خود را نگهداشته ام مسلما" این کتاب ها را نیز بگهداری کرده و هنوز هم در دسترس روزمره خود دارم.

  نظرات ()
کلمه نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٢/۱/٩

1

 

خوش بود گر محک تجربه آید به میان !

 

آن روزها ، که پنجاه – شصت سال قبل باشد ، این روزها ، که سیزده روزه اوٌل فروردین باشد ، برای ما « عید » که نبود هیچ ، بگوئی نگوئی « عزا » هم بود . انگار برده به دنیا آمده باشیم . به حدٌی به ما « مشق نوروز » می دادند که گاه اگر روزی شش – هفت ساعت هم می نوشتیم تمام نمی شد ؛ و روز چهاردهم فروردین با ترس و لرز تمام از بازخواست های آقا معلم به مدرسه می رفتیم .

سال 1336 ، چندروز قبل از عید نوروز ، یکی از کارمندان دفتر پدرم پیشنهاد داد که حتما" یک کارت پستال زیبا که تازه یکی – دوسال بود در شهرمان به فروش می رفت ، بخرم ، پشتش تبریک عید بنویسم و برای آقا معلم اصلی مان بفرستم ؛ نتیجه اش را بعدا" خواهم دید ؛ چون شنیده است که آقا معلم ما از کارت پستال های خارجی خیلی خوشش می آید و از آنها برای تزئین در خانه اش استفاده می کند . بگمانم بخشی تا اندکی راست می گفت . از آن به بعد بنده هم جزو دانش آموزان تبریک فرست برای معلمان شدم که البته از سال اوٌل دبیرستان آن زمان به ناگاه تعدادشان از سه آموزگار ( اصلی – هنر – ورزش ) دبستان به ده – دوازده نفردبیر می رسید و پدرم هم در پرداخت هزینه آنان ، بشرط آنکه زیاد گرانقیمت نباشند ، مضایقه نداشت ؛ می گفت :

یک حدٌ اقلٌ نشانه ادب و حقشناسی است

 

چهاردهم نوروز 1339 بود که مبصر کلاسمان موقع زنگ تفریح گفت برو دفتر دبیرستان با تو کار دارند . رفتم آنجا و پاکتی به بنده دادند که کارت تبریک ناظم دبیرستان به بنده بود ؛ و آنهم با دو مشخصٌه غیر عادٌی :

یک – ننوشته بود « متقابلا" » !!! در صورتی که بزرگترها حتما" این کلمه را در تبریکشان به کار میبردند و تقریبا" تمام کوچکترها و همترازان هم برای آنکه ارسال تبریک از سوی شما به آنان را اذعانتان به کوچکتر بودن در برابر آنها ، و دلیل اثبات بزرگتر بودن ، و مهم تر بودن ! خود بیاورند مستکبرانه این کلمه ی متقابلا" را در پاسخ تبریکشان می آوردند .

دو – تاریخ را نه بعد از عید ، بلکه قبل از عید گذاشته بود .

شب و در منزل ، پدرم که کارت تبریک آقا ناظم را دید گفت :

خیلی جنتلمن است . خیلی جنتلمن است ..

و واقعا" هم شاید در صحنه ی ادبیٌات ، و به طور کلٌی در صحنه ی زندگی جنتلمن بودن و لااقل مستکبر نبودن به همین یک کلمه ها و به همین سادگی باشد .

2

ازنوروز 1339 به بعد ارادت من به آقا سید کاظم ... ناظم دبیرستان آن زمانمان بسیار بسیار بیشتر شده بود و همه ساله برایش تبریک می فرستادم و جلویش سرخم می کردم . « من علٌمنی حرفی » مصداقی یافته بود؛ و واقعا" با یک حرف ، با یک کلمه ! . به یاد این حرف آقای مرآت ، مدیر دبستانمان در سال 1336 افتادم که به کلمه ای از انشاء من گیر داد . و وقتی من گفتم چه اهمٌیتی دارد ؟ پس از یک « نگه کردن عاقل اندر سفیه » گفت : وقتی در املاء یک کلمه را غلط بنویسی به جای نمره 20 نمره 19 می گیری . در انشاء اهمیٌت این کلمه بسیار بسیار بیشتر است و ممکن است صفر بگیری ! ؛ ممکن است حتی نتیجه ای منفی تر از صفر بگیری . یک کلمه ممکن است سری را به باد بدهد ، اینطور نیست ؟

3

سال 1343 این موضوع را با دبیر انشائمان که اتفاقا" عموزاده ی آن آقا ناظم هم بود مطرح کردم . گفت : متاسفانه موقع نوشتن یا « طوطی وار » به تقلید از دیگران می پردازیم که خلق را تقلیدشان بر باد داد ! و شاید هم اصولا" فکرمان را آنطور که باید و شاید به کار نمی اندازیم ؛ گفته اند

« الکاتب یشبه بالحمار » !

بگذریم ... به نظر شما هم خلق را تقلیدشان بر باد داد ؟ . بعدا" عرض می کنم .

 

 

  نظرات ()
شعرهائی از شیخ الاسلامی.میرزائی.افضلی.اقبالدوست.پورافشار.سلیمانی مستشار نظامی نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٢/۱/۱

 

شعر اسفند 1391

شعرهای ( اسامی به ترتیب الفبائی ... ) آقایان شیخ الاسلامی ( دکتر محمد علی « شیوا » ) و میرزائی (علی « رها » ) را در وب های زیر خواندم ، محظوظ شدم و چیزی برایشان نوشتم :

زیور حیرت ( در این وبلاگ لینک اند )

علی میرزائی سراینده یاس سفید

هنوز هم طعم شعرهائی را که اسفدماه1391 ، اکثرا" در سایت شاعران پارسی زبان ، خوانده ام مز مزه می کنم ؛ مثل

( بازهم نام ها به ترتیب الفبائی ):

افضلی ، وحیده ؛ این روزهای آخر اسفند

اقبالدوست ، حمید رضا : غول / دزد بازار

پور افشار ، سیاوش : فریب خورده خویش

سلیمانی سید اکبر : آری رگ خواب دل من دستش بود

مستشار نظامی ، نغمه : پدر عزیز ترین مرد

میرزاد ، حمیده : حریم امن تو را مادرانه خواهم ساخت

نبوی ، اکبر : ماه چشمانت قلمدوش نگاهم شد ، چه خوب

نظری بقا ، کاظم : آن خط سوٌم

و نیز اشعاری از آقایان احمد رضا قدیریان - امین نور اللهی - محمٌد شکری فرد - و...

اشعار منتشر شده بنده دراین ماه : « به چشم بسته » و « مقلب القلوب والابصار » که شعر اخیر الذکر عملا" در سوژه و ترجمه ، محترمانه و رانتخوارانه به سرقت رفته است

  نظرات ()
مطالب اخیر ادب ، ادبیات و فرهنگ دم خروسی ! علاج کن همه این انتظارها ای دوست عاشقان عیدتان مبارک باد زن صادق هدایت (10) : چهره ی خیالی زن ایرانی ؟ زنِ خیالی صادق هدایت نوروز زنِ خوب ... از قلم صادق هدایت زن صادق هدایت (8) : چهره ی واقعی زن ایرانی ؟ زن از قلم صادق هدایت (8) فاطمه(س) زهراء است ... تولٌدِ بد موقع وغافلگیرانه ی من ! زن صادق هدایت (7) : چهره ی واقعی زن ایرانی ؟
کلمات کلیدی وبلاگ 1340 (۱) آثار نابودگر ادبی (۱) آداب و رسوم مردمی و ادبیات (۱) آزادی (۱) آگهی نویسی (۱) آموزش اجتماعی (٢) آموزش انشا’ و نویسندگی (۱) آموزش انشاء (٤) آموزش پیشرو (۱) آموزش زیان آور (۱) آموزش غلط( زیان آور ) (۱) آموزش غلط ( زیان آور ) (۱) آموزش مذهبی (۱) آموزش مطبوع (۱) آموزش مناسب (۱) آموزش نا مطبوع (۱) آموزش هنر (۱) آموزش و پرورش (۱) آیت اللهی شاعر (۱) ابراهیم پورداوود (۱) ابو سلیک گرگانی (۱) ابوالعباس مروزی (۱) ابوالقاسم انجوی (۱) ابوالقاسم حالت (۱) ابوالمؤید بلخی و عباس مروزی (۱) ابوشکور بلخی (۱) ابونصر فارابی (۱) اثر بخشی شعر (۱) اجتماعگرائی (۱) احسان شریعتی (۱) احمد شاملو (۱) احمد کسروی (۱) اختناق ادبی (۱) اخلاق (۱) اخلاق ادبی ما (۱) اخلاق در نگارش (۱) اخلاق و ادبیات (۱) اخلاقشاعر (۱) ادب (٢) ادبیًات (۱) ادبیٌات (٢) ادبیات آذربایجان (۱) ادبیًات ابزاری (۱) ادبیات اسلامی (۱) ادبیًات اقتصادی (۱) ادبیات باستانی ایران (۱) ادبیات بی اعتبار (۱) ادبیات تعارض (۱) ادبیات جامعه شناسانه (۱) ادبیات دینی (۱) ادبیات سازنده (۱) ادبیات سیاسی (۱) ادبیات سیاه (۱) ادبیات شفاهی (٧) ادبیات شفاهی تهران (۱) ادبیات شفاهی در ایران (٧) ادبیات فارسی 1344 (۱) ادبیٌات فرمایشی (۱) ادبیات قرن 4 هجری (۱) ادبیات محاوره ای (۱) ادبیات مذهبی (۱) ادبیٌات معاصر (۱) ادبیات نشاط اجتماعی (۱) ادبیات نظامی (۱) ادبیًات کاسبکارانه (۱) ادبیاتگونه مخرب (۱) ادوات استفهامی (۱) ارزش اثر ادبی (۱) ارزش ادبیات در جامعه (٢) ارزش ادیب (۱) ارزشیابی نوشته (۱) ارزیابی شخصیت نویسنده (۱) استاد ! علم ! (۱) استاد ادبیات (۱) استاد پروین گنابادی (۱) استاد دانشگاه (۱) استاد محمد پروین گنابادی (٥) استاد محمٌد پروین گنابادی (٤) استاد محمد رضا شفیعی کدکنی (۱) استعداد ادبی (۱) استقلال (۱) استقلال ادبی (۱) اسلامِ ضد اسلامی (۱) اشاء فارسی (۱) اصطلاح (۱) اصلاح (۱) اصلاح مدیحه سرائی (۱) اطلاعات شفاهی (۱) اعتبار راوی (۱) اعتبار نوشته (۱) اعتبار نویسنده (۱) اعتماد به نفس شاعر (۱) اغراق (۱) افسانه پردازی (۱) افسانه گرائی (۱) افسانه و تاریخ (۱) امام حسین (ع) (۳) املا (۱) املا’(دیکته ) فارسی (۱) املا’ ( دیکته ) فارسی (۱) انتخاب سبک (۱) انتخاب نوع شعر (۱) انتشار اشعار (۱) انتقال فرهنگ (۱) انتقال فرهنگ فرهنگ (۱) انجوی شیرازی (۱) انحصار قدرت (۱) انسانم آرزوست (۱) انشا’ (۳) انشا’ غریزی (۱) انشاء ( نگارش ) (۳) انشاء جاهلانه (۱) انشاء خوب (۱) انشاء عالمانه (۱) انشاء فارسی (٢) انشاء فاضلانه (۱) انقلاب ؟! (۱) انگیزه تحصیلات ادبی (۱) اوستا (۱) اوٌلین شعر (۱) ایرانشناسی (۱) با کار و کوشش و تولید (۱) بحر طویل (۱) بخارا پایتخت ادب (۱) بدخواهان عقب مانده (۱) برنامه ریزی ادبی (۱) بزرگداشت نویسندگان (۱) به آذین (۱) به روز شدن قانون (۱) به گویش مردم (۱) بهره مندی از زندگی (۱) بوف کور (۳) بی ادبی در ادبیات (۱) بی هنری در هنر (۱) بیان عمومی (۱) پرورش (۱) پروفسور محسن هشترودی (۱) پروفسور هشترودی (۱) پوچی (۱) پیام اثر (۱) پیامبر (ص) (۱) تاثیر جامعه بر شاعر (۱) تاثیر شاعر با الگو پردازی (۱) تاثیر محیط (۱) تاریخ آموزشی (۱) تاریخ ایران باستان (۱) تاریخ شعر (۱) تاریخ طبری (٢) تبریک نوروز (۱) تجربه و انشاء (۱) تحرک اجتماعی (۱) تحریف تاریخ (۱) تحقیقات صادق هدایت (۱) تحوٌل ادبیات معاصر (۱) تحول در ادبیات فارسی (٢) تحول زیباییهای سخن (۱) تخصص ادبی (۱) تداول واژه (۱) تدریس انشاء (۱) ترانه مرغ سحر (۱) ترجمه قرآن کریم (۱) تشویق و تحقیردرادبیات (۱) تصنیف (٢) تصویر زن در ادبیات (۱) تعامل اجتماعی (۱) تعداد ابیات سروده (۱) تعداد شعرا (۱) تعریف ادب (۱) تعریف هنر (۱) تفسیر قرآن (۱) تفکر ادبی (۱) تفکر فردی (۱) تفکر مثبت ایرانی (۱) تقلید (۱) تقلید در سبک (۱) تقلید صرف (۱) تقلید صرف (کپی) (۱) تلخیص (۱) تمرکز در نگارش (۱) تملق (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنویر افکار (۱) تو را من چشم در راهم (۱) توسعه ادبیات (۱) توسعه پایدار (۱) توسعه فرهنگی (۱) توصیف (٢) توصیف زن (۱) توصیف زندگی مردم (٢) تولد شاعر (٢) ثبت و ضبط فولکلور (۱) جاذبه در ادبیات (۱) جامعه شناسی (۱) جامعه شناسی در ادبیات (۱) جامعه شناسی شعر (۱) جامعه گریزی (۱) جامعه و ادبیات (٢) جایگاه ادیب و هنر مکند (۱) جایگاه انشاء (۱) جایگاه شعر در جامعه (۱) جریان زدگی سیاسی (۱) جشن (۱) جعل ادبی (٢) جعل تاریخ (۱) جغرافیا (۱) جلال آل احمد (٦) جلال الدین محمد بلخی مولوی (۱) جمالزاده (۱) جوٌ جامعه (۱) چاپچی (۱) چاپلوسی (۱) چال حافظه (۱) چخوف (۱) چهارم اسفند (٤) چهارم اسفند هفتادسالگی علیرضا آیت اللهی (٢) چکیده نویسی (۱) حاج محمد آقا آیت اللهی (۱) حاج میرزا کاظم آیت اللهی ( ادیب یزدی ) (۱) حاجی فیروز (۱) حدیث (۱) حسن پیر نیا (۱) حسین بهزاد (۱) حسین منزوی (۱) حضرت محمد (ص) (۱) حق نشر (۱) حقشناسی (۱) حماسه (۱) حمید مصدق (۱) حنظله بادغیسی (۱) حکیم ابو القاسم فردوسی (۱) حکیم ابوالقاسم فردوسی (۱) خاستگاه اجتماعی نویسنده (۱) خاص ً نویسی (۱) خاطرات (۱) خاطرات ادبی (۱) خاطره نویسی (۱) خاله رورو (۱) خرافات (٢) خسرو شاهانی (۱) خفته چند (۱) خلاصه نویسی (٢) خود شناسی (۱) خود کشی صادق هدایت (۱) خود کم بینی (۱) خودش هم باورش شده (۱) خودکم بینی (۱) خوشبینانه نویسی (۱) داستان کوتاه (۱) داستان کوتاه در ایران (۱) داستانهای یگانه (۱) داستایوسکی (۱) داش آکل (۱) درست نویسی به پارسی (۱) دروغ (۱) دروغ ، سیاسی است (۱) دروغنویسی (۳) دروغنویسی سهوی (۱) دروغنویسی عمدی (۱) دزدی اینترنتی (۱) دستور زبان فارسی (۱) دفتر خاطرات (۱) دفتر شعر (٢) دودان قاجار (۱) دوران احساسات (۱) دوران افول در ادبیات فارسی (۱) دوران بلوغ (۱) دوره و زمانه (۱) دوزخ در ادبیات (۱) دکتر حسن شهید نورائی (۱) دکتر حسین آیدین (٤) دکتر ذبیح الله صفا (۱) دکتر علی شریعتی (٢) دکتر غلامحسین صدیقی (۱) دکتر محمد علی شیخ الاسلامی (۱) دکتر منوچهر نطقی (۱) دکتر ناصر الدین شاه حسینی (۱) دیوان شعر (۱) دیوان فرخی یزدی (۱) دیوان های اشعار (۱) دیکته ی شعر (۱) ذبیح الله صفا (٢) ذکرنام خالق اثر (۱) رئالیسم (٢) راه فعالیٌت ادبی (۱) راهنمائی بخردانه (۱) رسالت ادبیات (۱) رسالت شاعر (۱) رسالت شاعر و نویسنده (۱) رشد و توسعه (۱) رمان و اسلام (۱) رمضان (۱) رهبر انقلاب (۱) رهی معیری (۱) روانشناسی ادبیات (۱) روایات متفاوت (۱) روایت (۱) رودکی (۱) رودکی سمر قندی (۱) روز پدر (۱) روز زن (۱) روز شعر و ادب (٢) روز مادر (۱) روزگار شاعر (۱) روزگار نویسنده (۱) روزنامه نگاری (٥) روزنامه کیهان (٢) روشنفکر (۱) زادروز (۱) زادروز بزرگداشت و تجلیل (٢) زادروز نویسنده (۱) زبان خارجی (۱) زبان عمومی (۱) زبان فارسی (۱) زرتشت (۱) زمانه نویسنده (۱) زمستان (۱) زن از نظر هدایت ؟ (۳) زن ایرانی (٢) زن خوب صادق هدایت (۱) زن زیبای صادق هدایت (۳) زن صادق هدایت (۳) زنان (۱) زندگی نویسنده (۱) زندگی هنرمند (۱) زنده بگور (٤) زیبا ئی زن ایرانی (٢) زیبائی های سخن (۱) ساده نویسی (٢) سارا شریعتی (۱) ساعتِ نگارش (۱) سال 1345 (۱) سال نو (۱) سالروز تولد علیرضا آیت اللهی (۱) سالروز وبلاگ (۱) سالزوز تولد (۱) سامانیان (۱) سبک زندگی (۱) سبک هندی (۱) سجع (٢) سرقت ادبی (۱) سرگذشت این و آن (۱) سعید نفیسی (٢) سلطه ی ادبیات عرب (۱) سناریو نویسی (۱) سه قطره خوان (۱) سهم ادبیات (۱) سوئ استفاده از ادبیات (۱) سوسن شریعتی (۱) سیاست شعری (۱) سیاستگزاری ادبیات (۱) سیاوش کسرائی (۱) سید ابوالقاسم انجوی شیرازی (۳) سیدمحمد علی جمالزاده (۱) سینما و مذهب (۱) شاعر اصلاحگرا (۱) شاعر درباری (۱) شاعر شهید (۱) شاعر مردمی (٢) شاعران زن (۱) شاعران گمنام (۱) شاعران ناشناس (۱) شاهنامه (۱) شب ادبیات (۱) شب چلٌه (۱) شب مشاعره (۱) شب یلدا (٢) شخصیٌت ادیب و هنرمند (۱) شخصیت شاعر (۱) شرح جامعه (۱) شعر (٥) شعر آئینی (٢) شعر آزاد (۱) شعر امروز (۱) شعر انتقادی (هجویٌه ) (۱) شعر توده ای (۱) شعر دختران (۱) شعر در باقی آباد یزد (۱) شعر دینی (۱) شعر زمستان (۱) شعر زن (۱) شعر زورکی (۱) شعر سیاسی (۱) شعر شکوه (۱) شعر شیعه (۱) شعر ضعیف (۱) شعر علیرضا آیت اللهی (۱) شعر فالوده یزدی (۱) شعر لاادری (۱) شعر مذهبی (۱) شعر نو (۳) شعر های عاشقانه (٢) شعر و موسیقی (۱) شعر وجامعه (۱) شعر کاربردی (۱) شعربافی (۱) شعرمردانه (۱) شعرمردمی (۱) شعرنو (۱) شعرنو و شعر کهن (٢) شعرنیمایی (۱) شعرهای انقلابی (۱) شعرهای به یادماندنی اسفند 91 (۱) شعرهای عوام پسند (۱) شعرکهن (٢) شعرکوششی (۱) شفاهی های کتبی شده (۱) شناخت فرهنگ ایران (۱) شهادت امام علی (ع) (۱) شهرت ادبی (۱) شهرت تبلیغاتی (۱) شهرت شاعر (۱) شهرت طلبی (۱) شهید بلخی (۱) شیخ فضل الله نوری (۱) شیوه ( سبک ) نگارش (۱) شیوه تفکر (۱) صادق هدایت (٢٧) صاق هدایت (٢) صبحی مهتدی (۱) صمد بهرنگی (٢) ضرورت شناخت (۱) طاهره صفارزاده (۱) طبیعت دوستی (۱) طرح به موقع موضوع (۱) عادت به پرگوئی و پرنویسی (۱) عارف قزوینی (۱) عاشقانه (۱) عدم رضایت شاعر (۱) عزاداری (۱) عزم جمعی در آموزش (۱) عصر ادب (۱) عصر بی ادبی (٢) عصر پهلوی (۱) عقب ماندگی آموزشی (۱) علی میرزائی (۱) علیرضا آیت اللهی (۳٠) عکاسی (۱) عید (۱) عید و ادبیٌات (۱) غربزدگی (۱) غربگرائی در ادبیات (۱) غلامحسین صدیقی (۱) غلط نویسی (۱) غلو (٢) غلوً ( سیاهنمائی ) (۱) غلیان احساس (۱) غیر متخصصان (۱) فارسی دری (۱) فارسی شکر است (٢) فاطمه زهراء (۱) فایده نگارش (۱) فردوسی (۱) فرق تاریخ و ادبیات (۱) فرم نویسی (۱) فرهنگ ایرانی (۱) فرهنگ فارسی (۱) فرهنگ مردم (٢) فرهنگ و ادبیات عصر توٌهم (۱) فرهنگستان زبان و ادبیات (۱) فروغ فرخزاد (٢) فصل شاعری (۱) فضای داستان (۱) فطرت و ادبیات (۱) فلسفه اسلام (۱) فلسفه زندگی (۱) فلسفه شعر و هنر (۱) فلسفه عامٌه (۱) فولکلور (٢) فولکلور آذربایجان (۱) فونکسیونالیسم ادبی (۱) فیلم سینمائی مخلل (۱) فیلمفارسی (٢) قانون حمایت از مؤلفان (۱) قصٌه ضامن آهو (۱) قهرمان و ضدٌ قهرمان (۱) گسترش موضوع (۱) لاادری (۱) لغتنامه (۱) لغتنامه دهخدا (۱) ماهنامه زیبائی و زندگی (۱) ماوراء الطبیعه (۱) مبارک باد (۱) مبارکباد تولد (۱) مجتبی مینوی (۱) محرم (۱) محسن صفایخش (٥) محمد پروین گنابادی (٢) محمد تقی بهار (۱) محمد علی اسلامی ندوشن (۱) محمد علی فروغی (۱) محمدبن جریر طبری (۱) محمدعلی جمالزاده (۱) محمدعلی فردین (۱) مخاطب پذیری (۱) مخاطب گرا ( برونگرا ) (۱) مد روز (۱) مدیر سایت (۱) مراسم نوروز (۱) مرام مستقل ( دارای مرام ) (۱) مرثیه (۱) مردمی بودن (۱) مرده پرستی و مرده خواری (۱) مرغ سحر (۱) مرگ (۱) مرگ و زندگی (۱) مرکز فرهنگ مردم (۱) مسئله اجتماعی (۱) مسائل اجتماعی (۱) مستند سازی (۱) مشارکت شعری (۱) مشاعره (۱) مطبوعات ادبی (۱) مطلب (۱) معصوم (۱) معنی زهراء (۱) مفهوم ادب (۱) مقالات مذهبی (۱) مقامومنزلت و جایگاهنویسنده و شاعر (۱) ملک الشعراء بهار (۱) ممیزی کتاب (۱) منشاء قصٌه یا داستان (۱) مهدی اخوان ثالث (٢) مهره مار (۱) مهمند شید رنگ (۱) مهمند شیدرنگ (۱) موقع سرودن (۱) مک امیًتی انشا’ (۱) مکتب ادبی (۱) میراث شعری : شعر کهن (۱) میرزا محمد فرخی یزدی (۱) مینیاتور (۱) میهن دوستی (۱) میهندوستی (۱) نا امیدی از دیگر نخبگان ؟ (۱) نامه نویسی (۱) نثر تاریخی (٢) نثر صادق هدایت (٢) نثر فارسی (۱) نسخه ی تعزیه (۱) نشاط اجتماعی و ادبیات (۱) نشر شعر (۱) نصرت کریمی (۱) نظام ادبی (۱) نظم (۱) نقد (۱) نقد ادبی (٤) نقد تفسیری (۱) نقد داستان (٢) نقد نویسندگان (۱) نقش مثبت (۱) نگارش به مفهوم عمومی (۱) نماد ادب کشور (۱) نماد شعر کشور (۱) نمکنشناسی (۱) نوآوری (٢) نوآوری و شعرنو (۱) نوجوانی و جوانی (۱) نوروز (۱) نوزده فروردین (۱) نوشتار تحلیلی (۱) نوشتار جنجالی (۱) نوعی سرقت شعر (۱) نویسندگی (٤) نویسنده و شاعر زمانه ی خود (۱) نویسنده و شاعر مورد نیاز حقیقی جامعه (۱) نویسنده ی زمان و مکان و جامعه خود (۱) نیرنگستان (۱) نیما یوشیج (۳) هفتاد سالگی شاعر (۱) همکاری شعری (۱) هنجار آموزشی (۱) هنر در جامعه (۱) هنر مردمی (۱) هوای نفس (۱) هوشنگ کاووسی (۱) هویت ملٌی (۱) هویت نویسنده و شاعر (۱) واپسگرائی در ادبیًات (۱) وارونگی ادبیات (٢) واژه (۱) واژه زیبا (۱) واژه عمومی (۱) واژه فارسی سره (۱) واژه های مهجور (۱) ورا من چشم در راهم (۱) وراثت و ادبیات (۱) ویراستار شعر (۱) ویرایش شعر (۱) ویرایش مداوم (۱) ویرایش مکرر (۱) کاربرد واژه (۱) کاریکاتور (۱) کافکا (۱) کپی رایت (۱) کتاب انشاء (۱) کتابخوانی تحمیلی ! (۱) کتبی های شفاهی شده (۱) کج ادبی (۱) کربلا (۱) کرونولوژی شاعران ایران (۱) کرونولوژی نویسندگان ایران (۱) کریم کشاورز (۱) کلمات مهجور (۱) کلمه (۱) کمٌیت گرائی در ادبیات (۱) کنکور (۱) کوتاه نویسی (٢) کوشش به نگارش (۱) کیفیٌت شعر (۱) یادداشت کردن شعر (۱)
دوستان من انجمن شاعران ايران دفتر شعر شاعر انجمن قلم اجتماعی دکتر آرزو صفائی ( الف - دریا ) آسمان سوخته ( ح.م ) اثیره شاعران پارسی زبان استاد نبوی ( کاریز) شعر ناب دردانه زیور حیرت رسول امیری یاس سفید ( جناب علی میرزائی ) شفیعی مطهر ( وب نامه استاد ) قطره های آبی شعر و ادب علیرضا آیت اللهی ( دفتر شعر و نقد ... ) علیرضا آیت اللهی ( طنز اجتماعی ) دریای واژه ها شبیه خودم آی ایشقی بهارهای پیاپی .. لاله عباسی های من سرنوشت شاعری گلچینی از بهترین ها خوب بو بكش پدرجان این شعرها از من نیست از شعر بافی تا شعر نویسی صدای پائیز ( خانم پناهی ) آفرینش های ادبی حوزه هنری یک جرعه غزل اشک قو نخل بی سر ( استاد دکتر دلخوش ) ولوج سرنوشت جای پای خدا آیا روحی اینجا هست ؟ آليهان ( جناب حشمت الله حياتي ) قسمتی از درون ( استاد وثيق زاده انصاري ) شعر آ گلستان شعر و ادب كريما يزدي هواي تازه بدون رنگ كهنگي ( آناهيتا مساجران ) شهيد عشق ( جناب سيٌد حسيني ) دلنوشته ها جناب معارف سرنوشت شاعری عشوه های نارس گذرانه ها انجمن شعر بانوان ايران خانه پدر يك فنجان قهوه تلخ تابش كوير دار بلوط جناب جليل شعاع حضور خلوت انس . گل ياس (زهرا) در سايه سار سرو شعر و نوشته هایم اردیبهشت میمند فارس سرنوشت شاعری شعرناب alireza ayatollahi شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی ) مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری تلق تولوق نسب نامه دودمان آیت اللهی یزدی غریبه تر از همیشه ترنم سکوت شکوفه های نوبهار سفر ، مسافر خوبی نمی شوم وقتی دیوارها سکوت می کنند شاعران پارسی زبان علیرضا آیت اللهی ( ادبی ) خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( انسانشناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi - شعر آ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ethno - archi - urbain - habitat - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) 11 - اصول برنامه ریزی مدیریت دولت ج . ا . ا . ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - گام نخست شاعر ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبنا ( آمایش شهری)alireza ayatollahi علیرضاآیت اللهی شهرسازي - معماري - آمايش - بومي و مردمي ( شما بوم ) يزد - یزد شناسی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( علیرضا آیت اللهی ( تحلیل اقتصادی - اجتماعی ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شهر من تهران ، شعر من تهران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شعر شاعر ) شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi معماری و شهرسازی بومی و مردمی یزد ( علیرضا آیت اللهیalireza ayatollai - یزدنما( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تاریخ یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبتنی :مردم شناسی . باستانشناسی . تاریخ . ناحیه یزد آمایش سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - جغرافیا و آمایش ( علیرضا آیت اللهی ( alireza ayatollahi ( geographie et amenagement amenagement du territoireساماندهی ( آمایش) سرزمین آمایش سرزمین ؛ ساماندهی کشور علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تماشا : تعاون.مشارکت.انجمنها.شوراها.اتاقها:تماشا خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi هیئت و هیئت داری در شهریزد - ورود به بهره وری در سرزمین اسلامی ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi پریسا بلاگ پارسی شعر ناب قلم ما مقتبس architecture islamique /la ville musulmane,alireza ayatollahi (Teheran.Iran) پرتال زیگور طراح قالب