علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
آرشیو وبلاگ
      علیرضا آیت اللهیalireza ayatollahi (گذشته ی هرکسی چراغ راه آینده اوست ؛ به شرط آن كه به خاطر بسپارد ، تحليل كند و عبرت بگيرد : آينده نتيجه مجموعه تجربيٌات هرچند به ظاهر ناچيز همه افراد بشر درجهان است .)
نویسنده و شاعر نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/۱/٢٧
 
 
نویسنده و شاعر
فکر می کنم برای تبریک نوروز 1345 بود که رفتم پیش طباطبائی ، رئیس بخش شهرستانهای روزنامه کیهان ، که آن روزها مطلوبترین و پر تیراژ ترین روزنامه های ایران بود ، و در ضمن گفتم نمی خواهم ویراستار خبری روزنامه شوم ، آمده ام که نویسنده شوم ...
یکی از نویسندگان مشهور آن زمان که به اصطلاح رگ خواب من به دستش آمده بود ؛ گفت : علیرضا ، دیر آمده ای و زود می خواهی بروی ! تقریبا" همه ی ما از همین طور کارها شروع کرده ایم . بعد هم ؛ کیهان ویکتورهوگو و لامارتین تحویل نمی دهد ! ... این مردم و این مملکت نوشته هائی به طعم و ذائقه خودش می طلبد؛ و دیگران هم که نشسته بودند در خصوص مطالب مردم پسند و از آنجا موفقیت نویسنده به خصوص از نظر شغلی و اقتصادی وارد بحث شدند که : 
- فکاهیات و به اصطلاح طنز . حتی جدٌی ترین مطالب را هم اینجا میتوانی با چاشنی طنز به خورد خواننده بدهی ...
- مطالب سرگرم کننده از هر نوع
- مطالبی از عجایب و غرایب جهان از بزرگترینشان گرفته تا اینکه یک بز ماده یک گاو نررا فراری داد ! ؛ به صورت رپرتاژ
- حوادث روز که به خصوص خانم های ایرانی عاشق آنند ! ( که مردها کشته و زخمی شده باشند ! و .... وحتی یک زن هم در آن سالن 17 - 18 نفری کار نمی کرد که حضور داشته باشد ) .
- قصٌه های بزرگ و کوچک به خصوص از نوع عشقیش که همه ، به خصوص جوانان محرومیت کشیده را تا حدودی بسیار ارضاء می کند .
- مطالبی ورزشی و به خصوص کشتی ، وزنه برداری و فوتبال ، تا حدودی ....
- در باره زندگی خصوصی مشاهیر 
بقیه اش هم صفحه پرکنی است ؛ ما حتی بهترین مطالب مطبوعات جهان را هم در واقع برای صفحه پرکنی ترجمه می کنیم و میآوریم که شاید برخی را غیر مترجمشان هیچکس دیگر نخواند ! حتی دبیر صفحه ! حتی سردبیر ! .....
ابدا" به دنبال نان درآوردن از راه روزنامه نگاری نبودم ؛ و این بود که خواستم داستان نویس یا شاعر شوم ....
  نظرات ()
مواظب نوشتنت باش نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/۱/٢٠

 

 

مواظب نوشتنت باش !
مواظب حرف زدنت باش ! زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد ! از کوچکترین مجادلات روزمٌره کوچه و بازارگرفته تا بزرگترین دولتمرد ان و سیاستمدار ان جهان که از این و آن « مونو خودبزرگ بین » های دروغگو ، تهمت زن ، استاد افتراء زدن ، لافزن و رجزخوان صد در صد عرب ،  و تهدیدکننده و ...و...و... به ستوه آمده به زبان بی زبانی می گویند : خوب ! شما خیلی خیلی بزرگی هیبت الله خان ! ما هم ترسیدیم ! . زهره ترک شدیم ! امٌا اخلاقت را درست کن برادر ! معلٌم اخلاق ! . اینقدر مفت و مجٌانی حال و آینده خودت و اهل و عیال و محلٌه و شهر و دیارت را برباد نده ! .
دوصد گفته چون نیم کردار نیست ؛ چرا به جای هزاران ساعت حرف ، یک ساعت عمل نمی کنی ؟! . تازه حرف از ضرورتِ عمل هم میزنی ! . بیا میدان ببینم چند مرده حلٌاجی ؟ . یک کوزه میتوانی بسازی ؟ ! ؛ یک خشت میتوانی بزنی ؟! یک سوزن میتوانی به خودت بزنی و آنوقت یک جوالدوز به دیگران ؟ شاید هم از همان بچٌگی معلوم بوده است که مردِ کار نیستی ... و حتی پدرانت هم تن به کار نمی داده اند .... تازه این حرفها فقط بیفایده نیستند ، بلکه سراسر زیان آورند . مگر مریضی ؟! ....
به یاد تصویری پشت جلد یک هفته نامه در اوایل فروردین 1345 ، پنجاه سال قبل از این ، افتادم که هنرپیشه ای از زیانهای زبان سرخش به ستوه آمده بود و میخواست آنرا با قیچی بچیند ! . لابد میفرمائید خوب به جای چیدن جلویش را بگیرد ...
درست است امٌا غالبا" زندگی وی به این حرفها بسته است خیلی از ما از راه حرف زدن امرار معاش می کنیم ! چند درصدمان ؟ خدا میداند ... حتی فروشنده ما هم برای فروش یک تیشرت ممکن است یک ربع ساعت چانه بزند  . 
در همان هفته نامه ی پنجاه سال قبل شاملو گفته است :
« شعر هایم را برای آن چاپ میکنم که چیزدیگری برای فروختن ندارم »
حالا اگر مثل برخی از شعرهای سعدی و امثال سعدی محرٌک کار و تعاون شوند با ز خوب است ؛ امٌا امروزه بسیاری از سر بیکاری مینویسند و شعر میگویند و شعر ها و نوشته های هزاران نفر از این نویسنده ها و وبلاگداران و ...و..و... اگر مخرٌب نباشد به هیچوجه سازنده هم نیستند . اگر مینویسیم ، کاغذ و قلم یا کامپیوتر و اینترنت و ... به خصوص عمرمان را خرج میکنیم چقدر مثبت و به درد بخور مینویسیم ؟ . چقدر برای ما یا برای دیگران فایده دارد ؟ . فایده همین نوشته چیست ؟
  نظرات ()
کلاهت پس معرکه است ! نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/۱/۱٦


 
کلاهت پس معرکه است !
 
این خانم که بعدا" به من گفتند مادر یکی از دانشجویان ، و مدیر یک دبیرستان مشهور در قلب تهران بوده است گفت :
- « اگر قرار باشد مرد از مرد بودن ، زن از زن بودن ، پیر از پیربودن و بچٌه از بچٌه بودنش خجالت بکشد که زندگی درست نمی شود و دنیا پیشرفت نمی کند ! شما جوان هستی و تازه اوٌل کارت هست . نباید به این سادگی از میدان به در بروی ! حتما" فردا بهتر از امروز شعر میگوئی ! . »
خوب ، بهتر است از اوٌل برایتان بگویم :
نخستین سالی که وارد دانشگاه شده بودم در محوطه ی ورودی جنوبی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که تقریبا" همیشه عدٌه ای در آنجا نشسته یا ایستاده بودند و خودش یک پاتوق شده بود به دکتر ناظر زاده کرمانی برخوردم که دانشجویان احاطه اش کرده بودند و او هم گویا به حدٌ کافی وقت داشته باشد با صبر و حوصله به سخن همه گوش می داد و سؤالاتشان را پاسخ می گفت . به اعتبار اینکه سلام - علیکی با پسرش فرهاد ( دکتر فرهاد ناظر زاده کرمانی ، اکنون استاد دانشگاه ) یافته بودم و لابد مرا می شناسد ؟! و ملاحظه می کند جرئتی به خود دادم ، جلو رفتم و شعری سه بیتی که سروده بودم را برایش خواندم . بعد پرسیدم :
استاد ! این یک « قطعه » است ؟ « مثنوی » است ؟ چیست ؟
گفت :
- هیچکدام ! « مزخرف » است !
و شلیک خنده ی دانشجویانی که احاطه اش کرده بودند بلند شد ! . خیلی خجالت کشیده بودم و تقریبا" هاج و واج نمیدانستم چه کنم که دختری بنام زی زی که همکلاسیم هم بود و اتفاقا" در مسابقات دختر شایسته ایران هم شرکت کرده بود به شوخی به من گفت :
- مواظب باش چشم نخوری !
من ، دانشجوی پسر شهرستانی که آن روزها سمبل خجالتی بودن هم شده بود ، بیشتر خجالت کشیدم و بگمانم کمی هم حرارتم بالارفته بود و عرق روی پیشانیم نشسته بود که ناگاه چشمم به این خانم نسبتا" مسن افتاد که با مهربانی گفت :
- حالا از این شوخی ها که بگذریم شعرشما مضمون خوبی دارد . فقط کمی اصلاح می خواهد که آنهم خودتان بعدا" اصلاح می کنید . امٌا تعجبٌ میکنم که چرا اینقدر رنگتان عوض شد . این دخترم هم باشما شوخی کرد ...
« ... اگر قرار باشد
تعجب می کنم که شما از اینکه شاعری جوان و تازه کار هستید خجالت بکشید . همه که ناگهان حافظ و سعدی شصت - هفتاد ساله نمی شوند . ...
با این وجود فکر میکنم در طول سال تحصیلی 44 - 45 شعرهایم را به هیچ کس دیگری نشان ندادم و فقط به صورتی ناشناس برای این مجلٌه و آن مجلٌه میفرستادم که آنها هم چاپ نمیکردند . حال آنکه شاید اگر فکر نمیکردم که در آن سن ٌ و سال و در بدو کار باید حافظ و سعدی شصت - هفتاد ساله باشم و اگر نباشم مستوجب تحقیر و تمسخر هستم !! میتوانستم پیشرفت بسیار بسیار بهتری در سرودن و تصحیح شعرهای خودم داشتم و مورد کمک و حمایت بزرگترها قرار بگیرم . 
بعدها دکتر حسین آیدین - ابوالقاسم حالت - دکتر منوچهر نطقی - سیاوش کسرائی و امثال ایشان به من آموختند که انسان نباید از بروز دادن خود واهمه داشته باشد وبه خصوص خجالت بکشد ! چون خودش که خودش را نساخته است که خجالت بکشد ! برعکس با ید خودش را بروز بدهد تا نظرات دیگران را بشنود ، آموزش ببیند ، مورد اصلاح قرار بگیرد و ساخته شود ! « هیچ کس از پیش خود چیزی نشد » ...
حالا می بینید هزاران جوان ما با اسم مستعار شعر میگویند ، و حتی وبلاگی را که باز می کنند با نام مستعار است و خود برای خود !
کلاهشان پس معرکه نیست ؟! .
  نظرات ()
پس مبارک بادت این سال دگر نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/۱/۱٤
 
به مناسبت 24 سالگی دخترم مریم آیت اللهی

دحترم ! یک سالِ دیگر هم گذشت 
لیک ایندفعه به رود و کوه و دشت

در کنارِ خوبها ، و آن « سعید »(1)
در گذار روزهای بعد از عید

بعد از آن سالی که بس پر بار بود
اخذ مدرک ، شغل و وصل یار بود

24 ساله شدی از جفتِ جفت 
وین پدر آن را شمرد و بعد گفت :

پس مبارک بادت این سال دگر
خوش ببین ! آینده را بهتر نگر

اینهمه کلا" زِ لطف حق به توست
به آن بیفزا ، با روشهای درست

تو نشان دادی که خوب و عاقلی
حق شناسی ، در قضاوت عادلی

پر تلاشی ، مهربانی ، پیشگام
بر حذر از چاه ، و در فکر مقام

آرزوی من تو بودی دخترم
تا که باشی یاورم چون مادرم

سرفرازم کرده ای با این روش
آبروداری و سیرت ، با منش

پس مبارک بادت و پیروز و شاد
این پدر هرلحظه در قلب تو باد
  نظرات ()
اینکه می گویند فاطمه ء « زهراء » ، زهراء یعنی چه ؟ نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/۱/۱۱

.

اینکه می گویند فاطمه ء « زهراء » ، زهراء یعنی چه ؟
- یعنی : درخشنده ، تابنده ...
درخشنده و تابنده یعنی چه ؟
از پدرم که نام یکی از خواهرانم را تابنده گذاشته بود پرسیدم :
- تابنده یعنی چه ؟ و چرا ؟! .
پدرم که هم روحانی ( قریب الاجتهاد ) ، هم ملٌی گرا و طرفدار حفظ و اشاعه زبان فارسی  ، و هم تجدد طلب و ترقیخواه بود ؛ گفت :
- هر چیزی یا هرکسی اگر به تنهائی ، خود به خود و به اصطلاح پیش خود ، درخشان باشد فایده ای ندارد ؛ کسی نمی بیند و نقشی ایفاء نمی کند . باید به چشم مردم درخشنده باشی و درخشنده بیائی ! ،و آنهم قبل از همه در اخلاق و رفتار که اخلاق و رفتار خوب و نیکی به مردم خودش به معنی نور است و تابش و تابندگی آن به خانواده ، اطرافیان ، و عموم مردم ؛ همچنان که حضرت زهراء ( س ) .
آنزمان ، که پنجاه سال قبل از این باشد ، تا چند سال جاعه شناسی می خواندم و سال به سال بیش از پیش در آن جذب می شدم و با تفکری گاه بگاه و امٌا مستمربه این نتیجه رسیدم که شاید مصداق دخترانه و زنانه ی زهراء ، تابنده ، و درخشنده ، به طور کلٌی این باشد که :
- زنی با رفتار « مناسب زمان » و به اصطلاح « رفتار روز » رفتار مقتضای زمان ، یا به اصطلاح جامعه شناسان مُد مطلوب روز و ترجیحا" در تمام جهان ...
- زنی با رفتار مناسب در هر مسئله و موضوع که « مناسب مکان » یا محله و محل زندگی خود هم باشد ...
- زنی با رفتار مناسب در برابر هر مسئله و در هر امر که هم مناسب زمان و مکان خود باشدو هم در راه پیشرفت و ترقیخواهی : درخشان و چشمگیر !.
روز زن ، هر روززندگی ماست
روز مادر روزی است که « ما » در گهواره ی آن خلق شده ایم و پرورش یافته ایم
روز شما مبارک ، هرروزتان زهراء باد 
  نظرات ()
سال نو مبارک نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/۱/۱

  نظرات ()
حاجی فیروزسمبل و نماینده ای است از مردم (2) نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/۱/۱
 
حاجی فیروزسمبل و نماینده ای است از مردم (2)

حاجی فیروزسمبل و نماینده ای است از قشر رعیٌت و ناتوان و کم توان جامعه ی ایرانی به قشر ارباب ، توانگر و فرمانفرما ست که در ضمن میتواند سخنگوی مردم زحمتکش در برابر اربابان آنان بشمار رود ؛ تا مردمی که جشن نوروز را به یاد بارعام جمشید پاس می دارند  درا بتدای بهار یا تابستان و سال آتی خواست خودرا برابر جمشید و جمشیدیان و به طور کلٌی اربابان ابراز دارند . 
پدیده حاجی فیروز ، که به نظر می رسد بیشتر از زمان قاجاریان و در دوره واردات سیاهان از آفریقا و با استفاده از سیاهان به عنوان نوکر ِ آقا یا به نوعی برده داری شکل گرفته است می تواند می تواند سمبل تفاوت جایگاه ارباب و رعیت ، بیعدالتی بین آنها و شکوه و شکایت نوکر یا سیاه نزد حاجی آقا یا به طور کلٌی ارباب ها باشد :
سیاه ، نماینده فقیر ترین ، غریب ترین ، بی پناه ترین و به طور کلٌی ضعیف ترین قشرهای جامعه است
 

 
لباس قرمز و سیاه وی ، با آن کلاه و ... همه سمبولیک اند .
از فرهنگ ایرانی « گفتگو » و بحث و جدل ، امٌا در اینجا از لحاظ گفتاری توسط یکنفر به نمایندگی اکثریت مردم ، و از نظر انتقال مطلب با ایماء و اشاره ها توسط دوطرف ماجرااست .
ابتدا فلسفه امر روشن می شود :
حاجی فیروزه 
سالی یک روزه !
... شاید اشاره ای به بارعام هرسال یک روز پادشاهان از زمان جمشید شاه که در روز نوروز بوده است و شاه به عنوان توانگر ترین و مرفٌه ترین و توانا ترین افراد جامعه نزد مردم ظاهر می شده است ، به بار می نشسته است ، و ...
آنگاه شاید به یکی از فلسفه های اصلی نوروز میرسیم :
بار عام ، توجٌه به عامٌه ی مردم و پذیرش ایشان نزد خود ، گوش دادن به شکوه و شکایت های آنان و البتٌه و صد البتٌه که آزادی بیان ... 
 ... گرچه حاجی فیروز حتی از نظر زبان و بیان و شاید محض رعایت قاعده ی « غلوٌ » در فرهنگ و ادبیات ایرانی ، در پائین ترین سطح جامعه قراردارد ؛ و همانطور که در زمان قاجاریان مشاهده می شود با زبانی قاصر و الکن می خواند :
« ارباب خودم سامدلی دلیکم » یا 
« ارباب خودم سامبولی بلیکم »
از نظر شکل ، سروده ای است شاید سراسر نقص ، امٌا از نظر محتوا دنیائی حرف در آن وجود دارد ؛ درست برعکس غزلیات و قصیده هائی از نظر شکل کاملا" مطابق با صنایع شعری در مباحث بدیع و قافیه و عروض ! امٌا یا تقریبا" به طور کامل بی محتوا ! یا در سطح مدیحه ، توهمٌات و...که نه تنها فایده ای به حال و روز جامعه ندارد ، بلکه از جمله ی آفت ها و آسیب های جامعه و ازاسباب ارتجاع در آن است . 
در نخستین مصراع این ترانه مخاطب اصلی آن هویدا می شود : ارباب .
و شاید در همان دومین مصراع اصل مسئله یا مشکل هویدا می شود :
« ارباب خودم سرتو بالا کن »

( ادامه دارد انشاء الله )
آیا در شهر شما هم حاجی فیروز به راه می افتد ؟ از قدیم یا اگر از این اواخر از تقریبا" چه زمانی ؟ ....
  نظرات ()
مطالب اخیر ای کاش شعر های میهنی سلام ، تشکر و تعذر درس انشاء : نه فقط آموزش ، بلکه همچنین پرورش ! خاطره نویسی ، بسیار مهم تر است از انشاء نویسی ! کاریرد و ارزش انشاء مظلوم : شعر نو ! انشاء های دبیرستانی آن زمان انشاء ، ابزار انتقال فرهنگ صادق هدایت و تمام !
کلمات کلیدی وبلاگ 1340 (۱) آزادی (۱) آموزش اجتماعی (۱) آموزش انشا’ و نویسندگی (۱) آموزش انشاء (۳) آموزش پیشرو (۱) آموزش زیان آور (۱) آموزش غلط( زیان آور ) (۱) آموزش غلط ( زیان آور ) (۱) آموزش مذهبی (۱) آموزش مطبوع (۱) آموزش مناسب (۱) آموزش نا مطبوع (۱) آموزش هنر (۱) آموزش و پرورش (۱) اثر بخشی شعر (۱) اجتماعگرائی (۱) احسان شریعتی (۱) احمد کسروی (۱) اختناق ادبی (۱) اخلاق (۱) اخلاق ادبی ما (۱) اخلاق در نگارش (۱) اخلاق و ادبیات (۱) اخلاقشاعر (۱) ادبیًات (۱) ادبیٌات (٢) ادبیًات ابزاری (۱) ادبیًات اقتصادی (۱) ادبیات سیاه (۱) ادبیٌات فرمایشی (۱) ادبیات محاوره ای (۱) ادبیات مذهبی (۱) ادبیٌات معاصر (۱) ادبیات نشاط اجتماعی (۱) ادبیًات کاسبکارانه (۱) ادبیاتگونه مخرب (۱) ادوات استفهامی (۱) ارزش اثر ادبی (۱) ارزش ادیب (۱) استاد پروین گنابادی (۱) استاد محمد پروین گنابادی (٢) استاد محمٌد پروین گنابادی (٤) استقلال (۱) استقلال ادبی (۱) اصطلاح (۱) اصلاح (۱) اصلاح مدیحه سرائی (۱) اطلاعات شفاهی (۱) اعتماد به نفس شاعر (۱) اغراق (۱) امام حسین (ع) (۱) املا (۱) املا’(دیکته ) فارسی (۱) املا’ ( دیکته ) فارسی (۱) انتخاب سبک (۱) انتخاب نوع شعر (۱) انتشار اشعار (۱) انتقال فرهنگ (۱) انتقال فرهنگ فرهنگ (۱) انجوی شیرازی (۱) انشا’ (۳) انشا’ غریزی (۱) انشاء ( نگارش ) (۳) انشاء فارسی (۱) انقلاب ؟! (۱) اوٌلین شعر (۱) ایرانشناسی (۱) با کار و کوشش و تولید (۱) بحر طویل (۱) بدخواهان عقب مانده (۱) برنامه ریزی ادبی (۱) به آذین (۱) به روز شدن قانون (۱) به گویش مردم (۱) بهره مندی از زندگی (۱) بوف کور (۳) بیان عمومی (۱) پرورش (۱) پوچی (۱) تاثیر جامعه بر شاعر (۱) تاثیر شاعر با الگو پردازی (۱) تاثیر محیط (۱) تاریخ آموزشی (۱) تاریخ شعر (۱) تبریک نوروز (۱) تحرک اجتماعی (۱) تحقیقات صادق هدایت (۱) تحول در ادبیات فارسی (۱) تداول واژه (۱) تشویق و تحقیردرادبیات (۱) تصنیف (۱) تعداد شعرا (۱) تعریف هنر (۱) تفکر فردی (۱) تقلید (۱) تقلید در سبک (۱) تقلید صرف (۱) تقلید صرف (کپی) (۱) تلخیص (۱) تمرکز در نگارش (۱) تملق (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنویر افکار (۱) تو را من چشم در راهم (۱) توسعه پایدار (۱) توسعه فرهنگی (۱) توصیف (۱) توصیف زندگی مردم (۱) تولد شاعر (٢) جامعه شناسی (۱) جامعه شناسی شعر (۱) جامعه گریزی (۱) جامعه و ادبیات (۱) جایگاه ادیب و هنر مکند (۱) جایگاه انشاء (۱) جایگاه شعر در جامعه (۱) جریان زدگی سیاسی (۱) جشن (۱) جلال آل احمد (٤) جمالزاده (۱) چاپلوسی (۱) چخوف (۱) چهارم اسفند (۳) چکیده نویسی (۱) حسین بهزاد (۱) حسین منزوی (۱) حقشناسی (۱) حکیم ابو القاسم فردوسی (۱) خاستگاه اجتماعی نویسنده (۱) خاص ً نویسی (۱) خاطرات (۱) خاطرات ادبی (۱) خاطره نویسی (۱) خرافات (٢) خفته چند (۱) خلاصه نویسی (۱) خود شناسی (۱) خود کشی صادق هدایت (۱) خود کم بینی (۱) خودکم بینی (۱) خوشبینانه نویسی (۱) داستان کوتاه (۱) داستان کوتاه در ایران (۱) داستانهای یگانه (۱) داستایوسکی (۱) داش آکل (۱) درست نویسی به پارسی (۱) دروغ (۱) دزدی اینترنتی (۱) دستور زبان فارسی (۱) دفتر خاطرات (۱) دفتر شعر (۱) دوران احساسات (۱) دوران بلوغ (۱) دوزخ در ادبیات (۱) دکتر حسن شهید نورائی (۱) دکتر حسین آیدین (۳) دکتر علی شریعتی (٢) دکتر غلامحسین صدیقی (۱) دکتر محمد علی شیخ الاسلامی (۱) دیوان شعر (۱) دیوان فرخی یزدی (۱) دیوان های اشعار (۱) دیکته ی شعر (۱) ذبیح الله صفا (٢) ذکرنام خالق اثر (۱) رئالیسم (٢) راه فعالیٌت ادبی (۱) رسالت شاعر (۱) رسالت شاعر و نویسنده (۱) رشد و توسعه (۱) رمضان (۱) رهی معیری (۱) روایات متفاوت (۱) روز پدر (۱) روز شعر و ادب (۱) روزنامه نگاری (۳) زادروز (۱) زادروز بزرگداشت و تجلیل (۱) زبان عمومی (۱) زبان فارسی (۱) زمانه نویسنده (۱) زمستان (۱) زندگی نویسنده (۱) زندگی هنرمند (۱) زنده بگور (۳) ساده نویسی (٢) سارا شریعتی (۱) سالروز وبلاگ (۱) سالزوز تولد (۱) سرقت ادبی (۱) سرگذشت این و آن (۱) سعید نفیسی (۱) سناریو نویسی (۱) سه قطره خوان (۱) سوئ استفاده از ادبیات (۱) سوسن شریعتی (۱) سیاست شعری (۱) سیدمحمد علی جمالزاده (۱) سینما و مذهب (۱) شاعر شهید (۱) شاعران گمنام (۱) شاعران ناشناس (۱) شاهنامه (۱) شخصیٌت ادیب و هنرمند (۱) شخصیت شاعر (۱) شرح جامعه (۱) شعر (۳) شعر آزاد (۱) شعر امروز (۱) شعر انتقادی (هجویٌه ) (۱) شعر توده ای (۱) شعر دختران (۱) شعر زمستان (۱) شعر زن (۱) شعر زورکی (۱) شعر سیاسی (۱) شعر شکوه (۱) شعر ضعیف (۱) شعر فالوده یزدی (۱) شعر لاادری (۱) شعر میهنی (۱) شعر نو (٢) شعر های عاشقانه (٢) شعر کاربردی (۱) شعربافی (۱) شعرمردانه (۱) شعرمردمی (۱) شعرنو (۱) شعرنو و شعر کهن (٢) شعرنیمایی (۱) شعرهای انقلابی (۱) شعرهای به یادماندنی اسفند 91 (۱) شعرهای عوام پسند (۱) شعرکهن (٢) شناخت فرهنگ ایران (۱) شهرت ادبی (۱) شهرت تبلیغاتی (۱) شهرت شاعر (۱) شهرت طلبی (۱) شیوه ( سبک ) نگارش (۱) صادق هدایت (۱٩) صبحی مهتدی (۱) ضرورت شناخت (۱) طبیعت دوستی (۱) عدم رضایت شاعر (۱) عزاداری (۱) عزم جمعی در آموزش (۱) عصر پهلوی (۱) عقب ماندگی آموزشی (۱) علی باقرزاده (۱) علی میرزائی (۱) علیرضا آیت اللهی (۱٢) عکاسی (۱) عید (۱) عید و ادبیٌات (۱) غربزدگی (۱) غلامحسین صدیقی (۱) غلط نویسی (۱) غلو (٢) غلوً ( سیاهنمائی ) (۱) فردوسی (۱) فرم نویسی (۱) فرهنگ ایرانی (۱) فرهنگ و ادبیات عصر توٌهم (۱) فروغ فرخزاد (۱) فصل شاعری (۱) فضای داستان (۱) فطرت و ادبیات (۱) فلسفه شعر و هنر (۱) فیلم سینمائی مخلل (۱) فیلمفارسی (٢) قانون حمایت از مؤلفان (۱) قهرمان و ضدٌ قهرمان (۱) لاادری (۱) ماهنامه زیبائی و زندگی (۱) ماوراء الطبیعه (۱) مبارک باد (۱) مجتبی مینوی (۱) محسن صفایخش (٥) محمد پروین گنابادی (۱) محمدعلی فردین (۱) مخاطب پذیری (۱) مخاطب گرا ( برونگرا ) (۱) مد روز (۱) مدیر سایت (۱) مردمی بودن (۱) مرده پرستی و مرده خواری (۱) مرغ سحر (۱) مرگ (۱) مرگ و زندگی (۱) مسئله اجتماعی (۱) مسائل اجتماعی (۱) مستند سازی (۱) مشارکت شعری (۱) مشاعره (۱) مطبوعات ادبی (۱) مطلب (۱) مقامومنزلت و جایگاهنویسنده و شاعر (۱) ملک الشعراء بهار (۱) منشاء قصٌه یا داستان (۱) مهدی اخوان ثالث (٢) مهره مار (۱) مهمند شیدرنگ (۱) مک امیًتی انشا’ (۱) مکتب ادبی (۱) میراث شعری : شعر کهن (۱) میرزا محمد فرخی یزدی (۱) مینیاتور (۱) میهن دوستی (۱) میهندوستی (۱) نا امیدی از دیگر نخبگان ؟ (۱) نثر صادق هدایت (۱) نشاط اجتماعی و ادبیات (۱) نشر شعر (۱) نصرت کریمی (۱) نقد (۱) نقد نویسندگان (۱) نقش مثبت (۱) نمکنشناسی (۱) نوآوری (٢) نوآوری و شعرنو (۱) نوجوانی و جوانی (۱) نوروز (۱) نوزده فروردین (۱) نوشتار تحلیلی (۱) نوشتار جنجالی (۱) نوعی سرقت شعر (۱) نویسندگی (۳) نویسنده و شاعر زمانه ی خود (۱) نویسنده و شاعر مورد نیاز حقیقی جامعه (۱) نویسنده ی زمان و مکان و جامعه خود (۱) نیرنگستان (۱) نیما یوشیج (۳) همکاری شعری (۱) هنجار آموزشی (۱) هنر در جامعه (۱) هنر مردمی (۱) هویت ملٌی (۱) واپسگرائی در ادبیًات (۱) واژه (۱) واژه زیبا (۱) واژه عمومی (۱) واژه فارسی سره (۱) واژه های مهجور (۱) ورا من چشم در راهم (۱) وراثت و ادبیات (۱) ویراستار شعر (۱) ویرایش شعر (۱) ویرایش مداوم (۱) ویرایش مکرر (۱) کاربرد واژه (۱) کاریکاتور (۱) کافکا (۱) کپی رایت (۱) کتابخوانی تحمیلی ! (۱) کلمات مهجور (۱) کلمه (۱) کنکور (۱) کوتاه نویسی (٢) کوشش به نگارش (۱) کیفیٌت شعر (۱) یادداشت کردن شعر (۱)
دوستان من انجمن شاعران ايران دفتر شعر شاعر انجمن قلم اجتماعی دکتر آرزو صفائی ( الف - دریا ) آسمان سوخته ( ح.م ) اثیره شاعران پارسی زبان استاد نبوی ( کاریز) شعر ناب دردانه زیور حیرت رسول امیری یاس سفید ( جناب علی میرزائی ) شفیعی مطهر ( وب نامه استاد ) قطره های آبی شعر و ادب علیرضا آیت اللهی ( دفتر شعر و نقد ... ) علیرضا آیت اللهی ( طنز اجتماعی ) دریای واژه ها شبیه خودم آی ایشقی بهارهای پیاپی .. لاله عباسی های من سرنوشت شاعری گلچینی از بهترین ها خوب بو بكش پدرجان این شعرها از من نیست از شعر بافی تا شعر نویسی صدای پائیز ( خانم پناهی ) آفرینش های ادبی حوزه هنری یک جرعه غزل اشک قو نخل بی سر ( استاد دکتر دلخوش ) ولوج سرنوشت جای پای خدا آیا روحی اینجا هست ؟ آليهان ( جناب حشمت الله حياتي ) قسمتی از درون ( استاد وثيق زاده انصاري ) شعر آ گلستان شعر و ادب كريما يزدي هواي تازه بدون رنگ كهنگي ( آناهيتا مساجران ) شهيد عشق ( جناب سيٌد حسيني ) دلنوشته ها جناب معارف سرنوشت شاعری عشوه های نارس گذرانه ها انجمن شعر بانوان ايران خانه پدر يك فنجان قهوه تلخ تابش كوير دار بلوط جناب جليل شعاع حضور خلوت انس . گل ياس (زهرا) در سايه سار سرو شعر و نوشته هایم اردیبهشت میمند فارس سرنوشت شاعری شعرناب alireza ayatollahi شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی ) مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری تلق تولوق نسب نامه دودمان آیت اللهی یزدی غریبه تر از همیشه ترنم سکوت شکوفه های نوبهار سفر ، مسافر خوبی نمی شوم وقتی دیوارها سکوت می کنند شاعران پارسی زبان علیرضا آیت اللهی ( ادبی ) خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( انسانشناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi - شعر آ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ethno - archi - urbain - habitat - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) 11 - اصول برنامه ریزی مدیریت دولت ج . ا . ا . ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - گام نخست شاعر ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبنا ( آمایش شهری)alireza ayatollahi علیرضاآیت اللهی شهرسازي - معماري - آمايش - بومي و مردمي ( شما بوم ) يزد - یزد شناسی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( علیرضا آیت اللهی ( تحلیل اقتصادی - اجتماعی ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شهر من تهران ، شعر من تهران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شعر شاعر ) شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi معماری و شهرسازی بومی و مردمی یزد ( علیرضا آیت اللهیalireza ayatollai - یزدنما( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تاریخ یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبتنی :مردم شناسی . باستانشناسی . تاریخ . ناحیه یزد آمایش سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - جغرافیا و آمایش ( علیرضا آیت اللهی ( alireza ayatollahi ( geographie et amenagement amenagement du territoireساماندهی ( آمایش) سرزمین آمایش سرزمین ؛ ساماندهی کشور علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تماشا : تعاون.مشارکت.انجمنها.شوراها.اتاقها:تماشا خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi هیئت و هیئت داری در شهریزد - ورود به بهره وری در سرزمین اسلامی ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi پریسا بلاگ پارسی شعر ناب قلم ما مقتبس architecture islamique /la ville musulmane,alireza ayatollahi (Teheran.Iran) پرتال زیگور طراح قالب