علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
آرشیو وبلاگ
      علیرضا آیت اللهیalireza ayatollahi (گذشته ی هرکسی چراغ راه آینده اوست ؛ به شرط آن كه به خاطر بسپارد ، تحليل كند و عبرت بگيرد : آينده نتيجه مجموعه تجربيٌات هرچند به ظاهر ناچيز همه افراد بشر درجهان است .)
انشاء جاهلانه ، انشاء عالمانه ، انشاء فاضلانه نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٢٩
 
 
انشاء جاهلانه ، انشاء عالمانه ، انشاء فاضلانه 
 
ادبیات به خودی خود علم نیست ؛ اصالتا" هنر است ، زیبائی است و بسیار بیش از هر چیز دیگر : احساسی و غریزی . اینجاست که یک بی سواد یا باصطلاح جاهل ، و در واقع شخصی نسبتا" جاهل هم می تواند همانطور که نقاشی هائی زیبا بکشد ، شعرهائی زیبا بسراید ، نوشته هائی زیبا داشته باشد و ...
وامٌا اگر آنکه ذاتا" هنرمند ، دارای غریزه و قریحه و خلٌاقیت هنری است فردای دانشمند یا لاقل مطلع باشد نوشته یا شعر وی در اکثر قریب به اتفاق موارد عالمانه یا دانشمندانه خواهد بود ؛ و اگر به علومی مختلف احاطه داشته باشد ارزشمند و ارزشمند تر از سایر نوشته ها و شعر ها .
میان بزرگان عالم علم و ادب ایران قرون قدیم ، به ویژه قرن چهارم هجری . ق . نام ابونصر فارابی  می درخشد ؛ چرا که در علوم مختلف ریاضیات ، نجوم ، فلسفه ، منطق و طب دست داشته است  چنانکه وی را پس از ارسطو که لقب معلم اوٌل داشته است به « معلم ثانی » ملقب کرده اند امٌا امروز آنچنان جایگاهی ندارد به این دلیل که فقط عالمانه ، و البته به زبان عربی نوشته است . 
ظاهرا" آنچه که هم هنرمندانه و هم عالمانه نوشته شود را فاضلانه می نامند ؛ منتهی اصل بسیار مهم دیگری نیز در انشاء فاضلانه نیز رعایت می شود و آن نیز توجٌه به میزان درک ، و خواست و پسند مخاطب است . از این رو نوشته را کامل و جامع تمام محاسن می شمارند
گاه درک و خواست مخاطب چنان اهمٌیت می یابد که سایر مزایای نوشته یا شعر را تحت الشعاع خود قرار می دهد و این همان حکمتی است که حکیم ابوالقاسم فردوسی از آن ، و در واقع از حسٌ میهن دوستی ایرانیان فارسی زبان استفاده کرده است و شاهنامه را به نظم کشیده است .
  نظرات ()
انشاء فارسی ، نثر فارسی ، نگارش به مفهوم عمومی ، قرون سه و چهار هجری نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٢۸
 
 
انشاء فارسی ، نثر فارسی ، نگارش به مفهوم عمومی ، قرون سه و چهار هجری
جاه طلبی ، خود نمائی و شهرت طلبی اگر فی سبیل الله و در راه خدمت به مردم باشد نه تنها نکوهیده نیست بلکه مثبت و از هر نظر قابل ستایش است ... و این امر در بسیاری از موارد با اثبات یا سعی در اثبات این که ما باهوشیم ، استعداد داریم ، تحلیل می کنیم ، خوب و بد را از یکدیگر تمیز می دهیم و به مردم ارائه می دهیم ، که بخشی از آن همین نگارش ، و از نظر آموزشی بنام « انشاء » باشد شروع می شود .
حتٌی در طبٌ و فقه و امثال آنها هم نگارش فصیح و بلیغ یک شرط و گاه ضرورت بوده است و زیبا نویسی و شیوا پردازی یک حُسن و امتیاز .
چه بخواهیم چه نخواهیم :
نثر هر زمانی متفاوت با زمانهای دیگر است
نثر هر محل و ناحیه ای تا حدودی متفاوت از سایر نواحی است
نثر هر موضوعی عملا" با نثر موضوعات دیگر تفاوت هائی می یابد و همین امروز هم وقتی رساله عملیٌه فلان آیت الله العظمی را می خوانیم نثرش با نثر کتاب تاریخ یا قلان خبر ورزشی ، که این ها همه انشاء شده اند متفاوت است .اینجا یادی می کنیم ابتدا از اینکه پس از پذیرش اسلام در ایران بسیاری از ادباء و علمای ما به زبان عربی می نوشته اند و بخشی از ادبیات عربی - اسلامی را پایه گذاری کرده اند ... و آنگاه در فارسی نویسی می توان گفت که بنای نگارش به فارسی دری را نهاده اند :
ابو منصور المعری نویسنده شاهنامه ابو منصوری
ابویعقوبسکزی نویسنده کشف المحجوب در شرح عقاید اسمعیلیه
ترجمه تفسیر طبری توسط تعدادی ازعلماء ماوراء النهر
ترجمه تاریخ طبری توسط محمدبن محمد البلعمی
حدود العالم من المشرق الی المغرب
که برخی از اینها به نثرفارسی دری بسیار زیبائی نوشته شده اند از جمله کتابی در طب بنام :
الابنیه عن حقایق الادویه
عربی نویس هایی ایرانی در قرون سوٌم و چهارم هجری قمری هم داشته ایم که از آنجمله اند :
ابو معشر بلخی . منجم
محمد بن جریر طبری . که پیش از این چند پست در باره وی داشتیم . محمدبن زکریای رازی از حکما و پزشکان مشهور ایران و جهان . محمد بن یعقوب کلینی از راویان شیعه حدیث با کتابی مشهور بنام الکافی . حکیم ابو نصر فارابی که در علومی متعدد شهرتی جهانی دارد . حمزه اصفهانی مورخ ایرانی . ابن بابویه از مراجع فقه شیعه و.... 
  نظرات ()
از کجا ادبیات و علوم انسانی را جمع می بندیم ؟ نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٢٤
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی (6) 
قرن چهارم هجری
( دوران حکومت سامانیان ، آل بویه ، آل زیار )

- ابن فقیه همدانی . جغرافیا دان . البلدان

در این برهه از نخستین سده های ادبیات فارسی ( دری ) متوجٌه می شویم که علاوه بر سایر نواقص مر مواردی مثل نخستین اثر جغراغیائی ابن فقیه همدانی را داریم و امٌا کتاب البلدان وی را مگر به صورتی بسیار ناقص و پراکنده ، نداریم و در عوض کتاب حدود العالم من المغرب الی المشرق را داریم که نام نویسنده اش را نداریم . امروز در ویکیپدیا آمده است :
« حُدودالعالم من المشرق الی المغرب، (معنی: کرانه‌های جهان از خاور تا باختر) از کتاب‌های منثور فارسی سده ۴ ق(۳۷۲ ق برابر با ۳۶۱ ش و ۹۸۲ م) است. حدودالعالم با یافته‌های امروزی، نخستین کتاب جغرافیا به زبان فارسی است. این کتاب در رابطه با شکل و موقعیت کره زمین، جغرافیای عمومی، به ویژه جغرافیای سرزمین‌های اسلامی است. نام مؤلف کتاب معلوم نیست اما برخی آن را به ابویوسف پیشاوری نسبت داده‌اند. اطلاعات این کتاب دقیق و نثر آن ساده و روان است.
و امٌا چرا جفرافیا در ادبیات یا چسبیده به آن ؟ ؛ همچنان که در باره تاریخ طبری چنین طبقه بندیی داشتیم ....

از کجا ادبیات و علوم انسانی را جمع می بندیم ؟

چرا ما همیشه ادبیات را با علوم انسانی جمع می بندیم ؟! یکی از دلایلش این است که تاریخ و جغرافی و امثال آنها نیز بر اساس توصیف از واقعیت اند . لااقل نیمی از تاریخ و در بخش تاریخنگاری تقریبا" همه ی آن را توصیف تشکیل می دهد و البته در اینجا توصیف واقعیت . لااقل نیمی از جغرافی را توصیف تشکیل می دهد و در ترجمه جئو گرافی که که زمین نگاری باشد نگاری را به همان معنی نگارش ، ادبیات ، انشاء ، توصیف و امثال اینها می بینیم . از اینجا و از هزار و صد - هزار و دویست سال پیش ، در ادبیات ایران با کتابی چون تاریخ طبری مواجه می شویم که به نحوی یک کتاب ادبیات است ؛ با باقیمانده های کتاب البلدان مواجه می شویم که آن نیز شامل توصیف و بنابر این ادبیات واقعگرا ( رئالیست ) است . هردو بر اساس توصیف اند امٌا :
- در ادبیٌات از تخیٌل استفاده می شود ، خیال ، احساسات و ... که نمی توانند همیشه راست باشند و با واقعیت ها مطابقت کنند.
حال آنکه :
- در تاریخ و جغرافی ما ملزم به شرح واقعیت ها هستیم . همین که احساس ، خواست ِخود ، مطالب غیر واقعی ، و در واقع دروغ را وارد تاریخ کنیم یا به افسانه سرائی پرداخته ایم  و یا بدتر از آن که خواننده را در بلاتکلیفی می گذارد و در همان حالت نگهمیدارد : مخلوطی از راست و دروغ ، که به فردوسی و ... حتی طبری نسبت می دهند . که اگر فردوسی به ملاحظات شعر و داستان و در واقع در حوزه ادبیات به چنین راهی افتاده است طبری می تواند در این حوزه عامد شناخته شود و ناپسند *.
مسئله ی دیگر این است که توصیف در ادبیات تقریبا" آزاد است و از نظر قالب می تواند به هر شکل باشد ؛ امٌا توصیف در علوم انسانی میبایست روشمند باشد و اصولا" علوم انسانی مبتنی بر توصیف بنا روشمندی و فرایتد تولیدهر مطلب از خود شناخته می شوند .
* داستانی عامیانه وجود دارد که ازپدری که دارای سه پسر بود در باره روابطش با آنها پرسیدند . پاسخ داد :
- پسر بزرگم راستگو است و هرچه می گوید راست است ؛ باور می کنم ، تکلیفم با او مشخص است و مسئله ای ندارم .
- پسر وسطیم دروغگو است . هرچه که بگوید می دانم که دروغ گفته است ؛ و تکلیفم با او نیز روشن است .
امٌا :
- پسر کوچکم « راست و دروغگو » است . نمیدانم کدام حرفش را باور کنم و کدام را باور نکنم . خدا ذلیلش کند ! . 
  نظرات ()
ارزش ادبیات در جامعه نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٢۳

 

ارزش ادبیات در جامعه
محمد بن جریر طبری ، نویسنده ی کتاب تاریخ طبری در حدود هزار و صد سال پیش از این ، نه تنها مقامی حتی بالاتر از فردوسی ، سعدی ، مولوی  وحافظ  و... در ادبیات ما ایرانیان دارد ، بلکه در تمام شئون زندگی امروز ما نیزحرف اوٌل را می زند .
چه از زمانی که جمهوری اسلامی ایران بر این سرزمین حاکم شده است ، و چه پیش از آن ، مذهب تشیع بر سبک زندگی ما سلطه داشته است؛ و مهم ، و حتی بسیار بسیار مهم اینجاست که خود را شیعه امیر مؤمنان ، امام اوٌل ، حضرت علی بن ابطالب (ع) می دانیم ؛ وامٌا مرید فرزند مبارزش امام حسین (ع) . کمتر کسی است که اگر به وی بگویند « علوی » از آن صد در صد استقبال کند ، حال آنکه اگر به وی حسینی لقب بدهند به آن مباهات می ورزد .
افسانه ی کربلا که به نحوی سبب وحدت ملٌی غالب ایرانیان عهد آل بویه و پس از آن در عهد صفویان تا به امروز شده است چه قبل ز انقلاب اسلامی و چه بعد از انقلاب اسلامی زندگی ما را تشکیل داده است ، بنام شیعه ی علی (ع) ، و در واقع و در مجالسی که بنام حسین (ع)  ، و با حماسه ی افسانه ای سید الشهداء امام حسین (ع) فرهنگسازی کرده است : نوشته ایم ، سروده ایم ، نمایش به صورت تعزیه برپا داشته ایم ،نقاشی قهوه خانه ای کشیده ایم ، نخل و حسینیه برپا داشته ایم ...
 
 
ازدواج به صورت صیغه و در صورت لزوم استفاده ازمحلل داشته ایم ...
بیمه معاملاتمان تا قسم به ابوالفضل ( ع) بوده است ... و سیار مبانی اقتصادیمان نیز بیش و کم .
... و این ، همه ، ریشه ای ندارد مگر تقریبا فقط ، یا بطور عمده ، در تاریخ طبری و شرح وی از واقعه کربلا .
این « تاریخ » قبل از هر چیز یک « نوشته » است از یک نویسنده ؛ به خصوص که امروز می دانیم راوی خالص حقایق آن روزگار و به ویژه چند و چندین دهه قبل از آن هم نمی توانسته است باشد و چه بسا بیش از آن که « تاریخ » باشد ادبیات است ؛ و بیش از آنکه شرح یک واقعه بشد داستانسرائی و افسانه سرائی :
- سازنده ی فرهنگ و ادب ایرانی
- سازنده جامعه و غالب اجتماعات ایرانی
- سازنده ی مستقیم و غیرمستقیم بخشی قابل توجه از اقتصاد ایرانی ... 
 
  نظرات ()
حتی در اینترنت به فارسی هم وجود دارد نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٢٠
 
حتی در اینترنت به فارسی هم وجود دارد :

« قدیمی ترین نقل ها دربارة واقعه کربلا، در تاریخ طبری از طریق هشام کلبی نقل شده است . طبری آن ها را در ... »
« ...جزئیات کشته شدن عباس در طبری و بلاذری نیامده‌است .... »
« برخی از جزئیات حادثه کربلا با عقل سازگار نیست! چگونه توجیه می شود ...
« شبهات فیس بوک : جنگ کربلا بر سر عشق به یک دختر ؟ 
« تحریفها و انحرافها در تاریخ نگاری عاشورا - پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت
« نسیم ظهور . . . - تاریخ طبری و تحریفاتی در واقعه کربلا
واقعه ی کربلا بر سیاست ، اقتصاد ، جامعه و به ویژه فرهنگ امروز ما سایه افکنده است... و این سایه ریشه ای حدودا" هزار ساله دارد ؛ از جمله شاید بیش از هزار کتاب مقتل و روضه نوشته شده باشد بامطالبی بسیار متفاوت و متضاد ...و ...
جدیدا" از رسانه ی ملٌی جمهوری اسلامی ایران اعلام شده است که :
امام حسین هم فحش می داد ...
این است فرهنگ ما ؟ ادبیات ما ؟ ....
و ....
چه کسی مسؤول است ؟ .
آیا کسی هست که به من کمک کند ؟
  نظرات ()
دروغنویسی ، سیاسی است ؛ و خیانت به بشریٌت ... نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٢٠
دروغنویسی ، سیاسی است ؛ و خیانت به بشریٌت ...
در توصیف تاریخی ، واقعه نگاری ، تاریخ نویسی ، نقل روایات تاریخی و نظایر آنها معمولا" بادوجنبه اساسی ، امٌا متضاد با یکدیگر مواجه می شویم :
- عمل بر حسب عقل ( که در راه حق ٌ ، چه باید و چه نباید ) ، کاربرد علم و منطق ؛ حتی اگر آنچه حاصل می شود به نفع شخص ما ، و گروهی که بهآن تعلق داریم ، نباشد ؛ و فراتر از آن : بر علیه ما باشد . نه تنها عقل ، بلکه وجدان و شرات انسانی چنین حکمی می دهند و نهایتا" مسیر الی الله .
- عمل بر حسب هوای نفس ؛ و دخالت دادن تمایلات شخصی و گروهی در جهت کسب قدرتی که نهایتا" سیاسی است و منافع مادی و ...از اینجاست که دستاویز ساختن روایاتِ دروغ که خود به دروغ بودنشان اطمینان داریم یا لااقل هیچ اعتباری به راست بودنشان نیست  : دروغپردازی ، یا مبادرت به دروغسازی و نشر اکاذیب ، تحریف واقعیات و... نمی نویسیم که بی وجدانی و بی ....
مورخ و نویسنده معمار فرهنگ امروز و آینده ، و به ویژه قرن ها و هزاره ها بعد از خود هستند ؛ و :
خشت اوٌل گر نهد معمار کج 
تا ثریٌا می رود دیوار کج !
بر اساس همین دروغنویسی ها است که حقیقت ، یا بخشی از حقیقت ، وارونه جلوه داده می شود ؛ و نتیجه ی آن رفتاری وارونه ، بر خلاف حقٌ و حقیقت ؛ و ، بیگمان ، درمسیر انحرافات شخصی وگروهی واجتماعی است .
دروغنویسی وقایع ، حتی در خاطرات شخصی :
- خیانت به فرهنگ بشر و بشریت است...
... و چون سبب انحراف اذهان عمومی و عملیاتی خلاف منافع بشریت می شود :
- جنایت بشری است
- خیانت به حقٌ است
- کفر مطلق است ...
....ازجمله اگر در مورد حماسه ی کربلا و شهادت بزرگان اسلام بوده باشد .
  نظرات ()
جشن مهرگان مبارک باد نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/۱٦

  نظرات ()
دروغنویسی « ادبی » هست ؛ امٌا علمی نیست . نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/۱٥
 
 
دروغنویسی « ادبی » هست ؛ امٌا علمی نیست .
هنر و ادبیات معمولا" علم و منطق نیستند ؛ بلکه ناشی از احساسات و تمایلات نفسانییا باصطلاح هوای نفس هستند که گاه به تعصب و جنگ و خونریزی می کشد ! . همین که ما در توصیف و تاریخ خود را مقیٌد به نظر این گروه یا آن گروه بکنیم از باصطلاح تاریخ علمی خارج شده وارد ادبیات تاریخی شده ایم .
هرگز نمی توان گفت که چون :
- ناشی از محیط اطراف و وراثت خود بوده ایم
- تحت تاثیر این یا آموزش جانبدارانه قرار داشته ایم 
- منافع مادی ایجاب می کرده است
- یا حتی حیثیت و آبروی اجتماعی ما اقتضاء داشته است
در پذیرش امری بنا بر احساس ، منطقی عمل کرده ایم 
نگارش براساس دستور زبان ، و حتی الامکان زیبا نویسی ، شیوا نویسی و رسانویسی جای خود دارد و اگر ضروری نباشد لااقل لازم است . امٌا نگارش بر اساس تمایل و احساس ، اعتبار علمی و منطقی نوشته و به خصوص توصیف یک واقعه را از بیم میبرد . مرز میان ادبیات و تاریخ شاید در اینجا باشد . در نگارش یک واقعه همانطور که از نام آن برمی آید تنها باید به وقایع ملموس پرداخت و لاغیر . حاصل قصٌه نویسی و افسانه پردازی ، یا حتی مختلطی از افساه و واقعیت را نمی توان « تاریخ » یا حتی « خاطره شخصی » خواند . 
تاریخ طبری در شرح واقعه ی کربلا تا چه حد ٌ معتبر ( واقعی - علمی ) است ؟
طبری چقدر دچار احساسات شخصی و احتمالا" قومی و فرقه ای شده است ؟
تا کجا به روایات دروغپردازان نا آگاهانه اعتماد کرده است ؟
تا کجا آگاهانه ، عالمانه و عامدانه ؟ !
نشر اکاذیبش در کجاست ؟
و کجا خود احتمالا" دروغنویسی کرده است ؟
  نظرات ()
اعتبار نوشته ، تاریخ ، خاطرات و... به اعتبار نویسنده است نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/۱٤
 
اعتبار نوشته ، تاریخ ، خاطرات و... به اعتبار نویسنده است
 
انشاء به معنی ابراز تمام هستی زندگی بشر است ؛ و کسی که انشاء می نویسد خواه نا خواه خود را در آن بروز می دهد . نگارش در باره ی طبیعت بی جان از هر چیز دیگری راحت تر و با مسؤولیتی بسیار کمتر است . امٌا همن که به جانداران رسید مسؤولیت ها به ترتیب مراتب جانداریشان بیشتر می شود تا آنکه در باره ی انسان و انسانها به حدٌ اعلی می رسد ؛ چراکه علاوه بر قدرت و ضعف نویسنده در باره ی موضوع مورد نگارش خود ، احساسات و به اصطلاح حبٌ و بغض های نویسنده نیز د خیل می شوند . 
دانش و آگاهی نویسنده هرچه کمتر باشد کمتر متوجٌه می شود که بانگارش هایش در واقع عیوب و محاسن و به طورکلٌی خود را بروز می دهد و ضمن آنکه میخواهد دیگران را بشناساند خود را می شناساند ؛ به خصوص در این عصر اطلاعات که  به اصطلاح ماه زیر ابر پنهان نمی ماند . ما امروز برای مورخینی که دانشمندانه ، آگاهانه و خالی از حبٌ و بغض نوشته اند بسیار حرمت قائل می شویم و بر عکس ، تاریخ ها یا نوشته هائی را که غیر معتبر تشخیص داده ایم از نویسندگانی کم اعتبار یا بی اعتبار ، کم سواد ، نا آگاه ، در دام حبٌ و بغض ، قلم به مزد ، مدٌاح این و آن و... می دانیم :
اعتبار نوشته به اعتبار نویسنده است 
و از اینجاست که امروزه در کتابنگاریها قبل از هرچیز نام نویسنده یا مؤلف را میآورند و خوانندگان آگاه همین که به نام های غیر معتبر می رسند به سرعت از آنها عبور می کنند ؛ از خوانندگان و خریداران نوشته ها به تدریج کاسته می شود تا جائی که چه بسا نیست و نابود شوند ...
ارزیابی نوشته در ارزیابی نویسنده است
با این وجود گاهی غیر از شخص و شخصیت نویسنده ، وابستگی گروهی ، قشری و.... وی نیز مطرح است ؛ چنانکه در جامعه ی روحانیت ما شیعیان در باره هر حدیث ابتدا می پرسند :
راوی سنٌی بوده است یا شیعه ؟
  نظرات ()
امام حسین (ع) در تخریب ایران ؟! شرافتِ قلم ، شرافت نویسنده است نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/۱٢
امام حسین (ع) در تخریب ایران ؟!

شرافتِ قلم ، شرافت نویسنده است

تاریخ طبری نخستین و معتبر ترین تاریخ ما است و از همان تاریخ می توان به بنیان ادبیات تاریخی - اجتماعی ما نیز پی برد .
همییشه شرح وقایع و آنهم واقعه ی بسیار مهمی چون کربلا ، که بخشی مهم از جهان اسلام را تغییر داده است ، تقریبا" مثل داستانهائی دراماتیک جالب و جذٌاب بوده اند و این جذٌا بیت بیش از آنکه در نثر و شکل ارائه ی آنان باشد در محتوا و مضامینشان بوده است .
به چه قیمت ؟
نویسنده ی واقعه ، وقایع نگار یا مورٌخ ، همیشه می خواهد که نوشته جذٌاب تری داشته باشد و نظرخوانندگان بیشتری را جلب کند . امٌا به چه قیمت ؟ به قیمت تحریف واقعه ؟ دروغپردازی ؟ ، تبدیل واقعه به افسانه یا نیمه افسانه ؟ و پیامدهای غالبا" منفی و گاه بسیار مخرٌب آن ... 
نویسنده ی متون تاریخی و حتی خاطرات شخصی می بایست قبل از اینکه به زیبائی نثر اثر خود توجٌه داشته باشد به صداقت محتوای روایتش پایبند باشد :
شرافت قلم 
حقیقت تاریخ را تبدیل به مخدر افسانه نکند و با اغفال مردم آنان را به انحراف نکشاند .
از اینجاست که تاریخ طبری به تنهائی ، و به عنوان نخستین تاریخ معتبر دنیای اسلام ؟ و سرمشق سایر مورخین اهمیتی بسیار یافته است ونقدهای فراوانی بر آن نوشته شده است .
غیر از آنچه که در پست قبلی آمد شرکت امام علی (ع) ، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در جنگ علیه فارس و طبرستان ، تخریب ایران ، غارت اموال مردم و مشارکت در قتل عام ایرانیان مباحثی نیست که در مقابل آنان سکوت کنیم ، یا بپذیریم ؟! و ....
چگونه میتوان مطالبی ازیک واقعه را لااقل هفتاد سال پس از آن واقعه با ادعای صحیح یا غلط نویسنگان که از زبان حاضرین در واقعه شنیده اند پذیرفت ؟ . دو معیار معتبر واقعه نگاری در این بخش زیر سؤال است :
- میزان حافظه
- مقدار صداقت
  نظرات ()
جنگ کربلا بر سر عشق یک دختر ؟ نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/۱٢
 
جنگ کربلا بر سر عشق یک دختر ؟
 
یک بحث تاریخی - ادبی
و
ادبیات ناب ایرانی
ادبیات ایرانی در طول تاریخ ، عرض جغرافیا و نوع موضوع دچار تغییر و تحولاتی شده است که ایت تغییرات شاید در شعر بیش از همه محسوس و مشهور باشد ؛ زیرا شعر نسبت به نثر و آنهم هریک از انواع نثر عمومیت بیشتری داشته است . امٌا در نثر ، مشهورتر از همه نثرتاریخ نویسان ، و نثر کتب مذهبی است که میتوان گفت یکی از فاخر ترین آنها در ضمن ، یکی از قدیمی ترین آنان نیز بوده است . 
حماسه کربلا را تا کنون شاید ، صرفنظر از مرثیه ها و به طورکلٌی شعرهای مربوطه ، بدون اغراق هزاران نفر ! به نثر ، مکتوب کرده باشند : اصبغ ابن نباته مشاجعی - جابربن یزید جعفی - ابو مخنف - ابو منذر هشام بن محمدبن سائب کلبی کوفی ...
این مقالات یا کتابها « مقتل الحسین » نام داشته اند و خواه ناخواه به لفظ امروزی نثری دراماتیک می یافته اند .
شاید قدیمیترین مقتل الحسین معتبر کتاب تاریخ طبری باشد که البته اعتبار آن نیز زیر سؤال است چرا که برخی به استناد آن تمام حماسه کربلا را به یک انگیزه ی عشقی نسبت می دهند .
« در کتاب تاریخ طبری یکی از دلایل جنگ ، دعوای عشقی میان حسین (ع) و یزید بر سر دختری زیبارو به نام ارینب دختر اسحاق آورده شده است؟
پاسخ :
در کتاب تاریخ طبری چنین مطلبی وجود ندارد و  کذب محض است.این کتاب را میتوانید از اینترنت دانلود و مطالعه فرمایید.
متن کامل این جمله بدین صورت است:
سالهاست مردم ما برای حسین بر سر و سینه میزنند در حالی که نمیدانند او را برای چه کشتند: یکی از سرداران یزید زنی زیبا به نام اورینب داشت و یزید عاشق وی شد و شعرهای فراوان در مدح او خواند. از سویی با نامه های کوفیان، حسین مصمم میشود که به کوفه برود. در دمشق یزید با راهنمایی معاویه سردار را به سفر میفرستد و وقتی سردار برمیگردد شهر را از این شایعه پر میکنند که اورینب در غیاب شوهر زنا کرده است. شوهر هم فورا" زن را طلاق میدهد و حسین فورا" زن را ربوده، عقد میکند. یزید به حسین پیغام داد که اگر سرت را میخواهی زن را طلاق بده. حسین زن را پس نفرستاد و بخاطر نامۀ هانی به سوی کوفه رفت و در کربلا کشته شد.
پاسخ به شبهه :
این داستان در سایتهای مختلف و توسط افراد گوناگون ......  
سایت شهید آوینی به آدرس زیر را ملاحظه فرمائید :

http://www.aviny.com/shobhe/eteghadi/140.aspx
  نظرات ()
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی (5) نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/۱٠
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی (5) 
قرن چهارم هجری
( دوران حکومت سامانیان ، آل بویه ، آل زیار )
- دقیقی طوسی . شاعر  . سراینده ی ( نخستین ؟ ) شاهنامه
- ابو محمد عبدالله ابن مسلم دینوری مشهور به ابن قتیبه . مورخ ، و در ادبیات عرب  و... که پدرش مروی بوده است ...
-حمزه اصفهانی . مورخ و در ادبیات عرب که ظاهرا" چون ابن قتیبه به فرهنگ و ادب عرب تعصب نداشته است .
علیرضا آیت اللهی . مهر 1395
گرچه این اشارات فقط نمونه ای از طرز تفکر نویسنده حاضر در پنجاه سال قبل از این و توجٌه وی به کرونولوژی در ادبیات و پیشدرآمدی بر اینستا گرام است ؛ امٌا چون محمدبن جریر طبری شخصیتی بزرگ و جهانی است جدول ویکیپدیا را هم در ذیل می آوریم :
ابو جعفر محمد بن جریر بن یزید طبری-
زادروز ۲۲۴ هجری قمری
۸۳۹ میلادی
آمل, طبرستان
درگذشت ۲۸ شوال ۳۱۰ هجری قمری
۱۷ فوریه ۹۲۳ میلادی
بغداد
آرامگاه بغداد
محل زندگی آمل، ری، مصر، بغداد
ملیت ایرانی
نام‌های دیگر امام طبری
پیشه نویسنده, عالم, مورخ, مفسر, فیلسوف
نقش‌های برجسته تفسیر،نویسنده،تاریخ نگار
سبک طبری
لقب امام طبری ، امام المورخین ، ابوالمفسرین
دوره قرن سوم هجری
مذهب اسلام،سنی
منصب اولین مفسر قرآن, نویسنده تاریخ بزرگ طبری و رساله
آثار تاریخ الرسل و الملوک, تفسیر طبری
والدین پدر: جریر علی طبری
- ابو علی محمد محمدبن عبدالله محمد بلعمی . از وزرای سامانیان است که با کمک دیگران تاریخ طبری را به فارسی ترجمه کرده اند .
  نظرات ()
شعر دینی ، شعر مذهبی ، شعر آئینی ، شعر شیعه و ... شعر اسلامی نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/۱٠
 
 
شعر دینی ، شعر مذهبی ، شعر آئینی ، شعر شیعه و ... شعر اسلامی
تقریبا" همیشه فراموش می کنیم که در حوزه هنر ، ادبیات و علوم انسانی در جهان ، ما تنها نیستیم و شاید یکصدم ؛ یا با سایر فارسی زبانان حدٌ اکثر یک پجاهم جهان ، باشیم . شعر دینی ، مذهبی ، آئینی به این ترتیب منحصر به ایران ما و زبان فارسی نیست ؛ که اگر درست بیاندیشیم شعر دینی خودرا ، اکثرا" ، میبایست شعر اسلامی بخوانیم ، شعر مذهبیمان را شعر شیعه ، و شعر مربوط به هریک از آئین هایمان را نیز بنام خودش ؛ مثلا" شعر عاشورا ....
مسئله ی مهم در این حوزه مسئله ی کوته اندیشی و کوته بینی ما نه تنهااز نظر بعد مکانی که همچنین از دیدگاه بعد زمانی است :
شعر اعتقادی ما :
- از زمان محتشم کاشانی و با شعر مشهور وی شروع نشده است
- آغاز خود را در آغاز انقلاب اسلامی دارد
- وابسته به فقط این انجمن ادبی یا آن گردهمآئی اینتر نتی نیست
- و باصطلاح این قصٌه سردراز دارد ... که در بخش مذهبی و شیعی خود لااقل به حدود 1050 سال شمسی پیش می رسد .
نوشته اند مجدالدین ابوالحسن کسائی مروزی که در زمان سامانیان میزیسته است مذهب شیعه داشته است ، نخستین شاعر فارسی زبان است که عقاید دینی و فلسفه ی زندگی را به شعر وارد کرده است؛ و از آنجمله در این شعر : 
مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
بستود و ثنا کرد و مدد داد همه کار
آن کیست بدینحال که بوده ست و که باشد
جز شیر خداوند جهان حیدر کرٌار ؟
این دین هدی را به مثل دایره ای دان
پیخمبر ما مرکز و حید خط پرگار
علم همه عالم به علی داده پیمبر
چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار
شعر زیر از کسائی که کاملا" مشخص نیست در باره چه کسی سروده است بعید نیست که در باره عاشورا بوده باشد ؟ :
جنازه تو ندانم کدام حادثه بود
که دیده ها همه مصقول کرد و رخ مجروح
از آب دیده چو طوفان نوح شد همه مرو
جنازه تو بر آن آب همچو کشتی نوح
  نظرات ()
روز بزرگداشتِ یک شاعر واقعا" بزرگ : هشتصد سال بعد نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٩

روز بزرگداشتِ یک شاعر واقعا" بزرگ : هشتصد سال بعد
 
« کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست »
قبل از این که « تا حدودی » شاعر باشم ، « شعردوست » و بازهم « تاحدودی » شعرشناس هستم . از نوجوانی این علاقه ، و اصولا" علاقه ای قابل توجٌه به هنر و ادبیات ، در من پدیدار شده است و ماجرا همچنان ادامه دارد .
شعر خوب چه بود ؟
آن زمانها ، حوالی 1340 ، شعر های خوب را در دفترچه گلچین اشعارمان یادداشت می کردیم و برخی را هم از بَر .
شعر خوب هم شعری بود که شاعرش خوب باشد !
شاعر خوب هم شاعری بود که مردم بگویند !
مردم هم شاعری را ( شاید اگر حتی یک شعرش را هم نخوانده بودند !) خوب می دانستند که شهرت یافته باشد !....
کتابهایش چاپ شده باشند ...
در کتابهای درسی و غیر درسی شعرهایش را شاهد آورده باشند
معلمان امر به حفظ کردن آنها داده باشند ...
.... در مطبوعات آمده باشند ...
البته شهرت این وآن کاملا" بیجهت نیست ؛ امٌا تمام حقیقت هم نیست ؛ و این « شهرت » کاملا" به جای « شایستگی » ! امروز نیز از مسائل اساسی جامعه ی ایرانی  ...
در دفتر چه شعر 55 سال قبل از این ، که هنوز هم دارم ، غزل هایی شهره ی خاص و عام آمده است از جمله این غزل جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی که امروز روز بزرگداشت او در ایران است :
....
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
فکر می کنم ایٌام نوروز سال 1347 بود که برای تبریک عید سراغ انجوی شیرازی ، که در جمع آوری فولکلور یزد با برنامه رادیوئی فرهنگ مردم  تحت مسؤولیت وی همکاری هائی داشتم ، رفتم . پروفسور هشترودی آمده بود کپی برخی از شعرهای عامیانه تبریز را از انجوی بگیرد و درآنجا با وی آشناشد م ؛ بحث از « تکیه کلام » بود . هشترودی گفت در روانشناسی و روانکاوی ، « تکیه کلام » بسیار اهمٌیت دارد . در نقد ادبی نیز تکیه کلام ها و اصولا" واژه ها ، و عباراتی ( ضرب المثل ها ، شعرها و ... ) که زیاد تکرار می شوند ...
شعرِ مقتضیِ جامعه
حوالی 1350 خواندن این بیت شاید مد شده بود چنانکه یک روز در مراسم صبحگاهی پادگان شاهپور تهران تیمسار سرلشکر رفعتجو هم این شعر را خواند . لابد مقتضی جامعه ی آن روز ایران بود ؟!
چرا ؟ پاسخ به چرایش در اینجا بماند ، امٌا امروز و در رابطه با جامعه ی امروز و مثلا" بزرگداشت مولوی :
کدام از ما تمام دیوان مولوی را خوانده ایم ؟
چرا بسیاری از ما به همین غزل ( البته طولانی ) وی بسنده کرده ایم ؟...
.... و در این غزل نیز به این بیت چسبیده ایم ؟
چرا در آنهمه ابیات بسیار نغز و پر محتوای مولوی دقت نمی کنیم تا ابتدا به بزرگی مولوی پی ببریم ؛ آنگاه درس بگیریم و عمل کنیم ؛  و سپس به پاسداشت این تاثیر گذاریش در جامعه قرنها بعد از خود برایش بزرگداشت بگیریم ؟!

  نظرات ()
یاد یار مهربان آید همی نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/۸
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی (4) 
قرن چهارم هجری
( دوران حکومت سامانیان ، آل بویه ، آل زیار ) . بقیه
- جعفر رودکی سمرقندی متوفی 329 ه . ق
اضافات سال 1395
گفته اند در حالی که کور بوده کلیله و دمنه را بنظم کشیده
خوشصدا وموسیقی دان بوده است
با غزلی که می آید سبب بازگشت شاه ، امیر نصر سامانی ، از بادغیس به بخارا و تحوٌل سیاسی بزرگی می شود ، که در ردیف کلٌ شاهنامه فردوسی یک شعر سیاسی نیز محسوب می شود :
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتیهای او
زیر پایم پرنیان آید همی
ای بخارا شاد باش و شادزی
میر زیِ تو ، میهمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا آسمان
سرو سوی بوستان آید همی

نوشته اند که بیش از یک میلیون بیت شعر سروده است که بیش از پانصد بیت از قصیده ها ، قطعه ها و رباعیات وی باقی نمانده اند .
« تفکر ایرانی » که مثبت اندیش و خالی از اوهام و خرافات است نزد رودکی نیز چون نزد سایر بزرگان ادبیات ایران وجود داشته است ؛ مثلا" در این شعر :
شاد زی با سیاه چشمان شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
زآمده تنگدل نباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
نیکبخت آنکه او بداد و بخورد
شوربخت آنکه او نداد و نخورد
باد و ابر است این جهان و فسوس
باده پیش آر هرچه باد اباد
  نظرات ()
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی (3) نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٧
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی (3) 
قرن چهارم هجری
( دوران حکومت سامانیان ، آل بویه ، آل زیار )
- ابو شکور بلخی . شاعر . مثنوی آفرین نامه را دارد ؛ و این شعر مشهور :
تا بدانجا رسید دانش من
که بدانم همی که نادانم

بلخ

- ابوالمؤید بلخی نویسنده شاهنامه ای به نثر و نیز داستانی بنام یوسف و زلیخا
عمٌاره مروزی . شاعر
کسائی مروزی . شیعه بوده و شعردینی نیز می گفته است
آیت اللهی . مهر 1395 :
ما امروز ، پس از هزار تا هزار و دویست سال از مثلا" دوره ی حکومت نصربن احمد سامانی ( 301 - 330 هجری ) ادبیات فارسی دری آن زمان را که بیشتردر شمال شرقی خراسان کنونی رونق داشته است ، بدوی تر از ادبیات امروز ، خام ، و دور از مفاهیم زندگی کنونی تصور می کنیم ؛ و کمتر به آن می پردازیم ؛ حال آنکه شاید نسبت به زمان و امکانات خود بسیار مترقی تر از ادبیات کنونی فارسی بوده اند . نگاه کنیم به شعر ی از شاعری امروزه بسیار کم شناخته شده بنام شهید بلخی :
دانشا چون دریغم آئی از آنک
بی بهائی ! ولیک از تو بهاست
بی تو از خواسته مبادم گنج
همچنین زار - وار با تو رواست
با ادب را ادب سپاه بس است
بی ادب باهزار کس تنهاست
این حکیم و داشمند بزرگ که گاه علم و ادب را مترادف می شمارد چنان معروف بزرگان همعصر خود بوده است که رودکی با شنیدن خبر مرگش سروده است :
کاروان شهید رفت از پیش
وآنِ ما رفته گیر ، و میاندیش
از شمار چشم ، یک تن کم
واز شمار خرد ، هزاران بیش
بیتی که امروز پس از گذشت فراتر از هزار سال همچنان بسیار متداول است ...
  نظرات ()
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی (2) نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٥
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی (2) 
قرن سوٌم هجری
( دوران حکومت طاعریان و صفاریان )
- حنظله بادغیسی . شاعر 
- محمد بن وصیف . دبیر یعقوب لیث صفاری بوده است
- فیروز مشرقی . شاعر
ابو سلیک گرگانی . شاعر
آیت اللهی . مهر 1395 :
غالب پژوهشگران تاریخ ادبیات فارسی حنظله باد غیسی را نخستین شاعر فارسی زبان شمرده اند . امروز ولایت کوهستانی بادغیس در افغانستان ، شرق هرات ، با وجود برخی از زیباترین مناظر جهان ، رونقی چندان ندارد .
 این دو شعر از حنظله باد غیسی است :
مهتری گربکام شیر در است
شو خطر کن زکام شیر بجوی
یا بزرگی و عزٌ و نعمت و جاه
یا چو مردانت مرگ رویا روی
و
یارم سپند ،گرچه بر آتش همی فکند
از بهر چشم تا نرسد مرو را گزند
او را سپند و آتش نایدهمی به کار
با روی همچو آتش و با خال چونسپند
شعر های ابوالعباس مروزی و محمدبن وصیف از نظر پختگی ، استحکام و کیفیت ؛ و بنابر این توانایی شاعران نزدیک به دوران ساسانیان ، این فکر را پیش می آورند که :
- در ایران قبل از اسلام شعر های بسیار خوبی سروده شده بوده اند که با حمله یاعراب از بین رفته اند .
- شعر کهن در زمان ما به بلوغی که شایست و بایست نرسیده است چرا که مقایسه ی بهترین غزلهای مندرج در سایت های شعری کنونی با این اشعار حدود 1200 سال پیش چندان تفاوتی را نشان نمی دهند .
در ضمن ، این شعر ابوسلیک گرگانی می تواند درسی برای بسیاری از این شاعران باشد :
خون خود را گر بریزی بر زمین
به که آبروی ریزی در کنار
بت پرستیدن به از مردم پرست
پند گیر و کار بند و گوش دار !
در ضمن امیدواریم که شاعران « هندی زده » ی ما این شعر یک گرگانی در آن زمان را در سبک هندی محسوب ندارند ! :
به مژه دل زمن بدزدیدی
ای به لب ، قاضی و به مژگان دزد
مزد خواهی که دل ز من ببری ؟!
این شگفتی که دید ؟ : دزد به مزد !   
  نظرات ()
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٤
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی 

در این آستانه ی سال 1400 ش ، به ویژه با فراگیری نسبی اینترنت ، در ایران و میان فارسی زبانان نیز توجٌه به « زبان عکس » ، و « زبان جدول » و « زبان نمودار » بیشتر و بیشتر می شود و طبیعتا" ادبیات ما را به خصوص در بخش آموزش تحولی شگرف خواهد بخشید . 
منتهی آنطور که نزد برخی تصور می شود این پدیده ( بنام اینستاگرام یا هرچیز مشابه آن ) از نظر نرم افزاری در زبان فارسی و فرهنگ ایرانی پدیده ای کاملا" جدید و اصولا" غربی نیست ؛ و قبل از آن نیز متداول بوده است .
از طرف دیگر طی این چند دهه ی اخیر تعصباتی در عالم فرهنگ و ادب به وجود آمده است که قبل از این یا وجود نداشته است ؛ و یا اینچنین به شدٌت و حدٌت نبوده است ؛ و آن نیز  دخالت دادن شیوه ی فکری یا موطن شاعران و نویسندگان در ارزشیابی و به اصطلاح درجه بندی آنهاست . 
به منظور آنکه توجٌه یک دانش آموز دبیرستانی در سال 1340 به قدرت و امتیاز جدول در آموزش ادبیات ، و بیطرفی در قضاوت بر جایگاه شاعران و نویسندگان در آن زمان را به یاد آوریم جدولی کرونولوژیک را که توسط نویسنده این سطور در آن زمان تهیه شده است نقل می کنیم ( شاید ، در ضمن ، انگیزه ای شود تا دیگران آنرا تکامل بخشیدهبه صورت اینستاگرام نیز ارائه دهند ):
شاعران و نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به ترتیب تاریخ زندگی :
قرن دوٌم هجری شمسی
( دوران حکومت اعراب برایران )
- ابن مقفع . از فارس . مترجم : با ترجمه کلیله و دمنه و خداینامک از پهلوی به عربی
- ابو حنیفه از خراسان . فقیه مذهب حنفی و نویسنده فقه الاکبر
- سیبویه . از فارس . محقق در صرف و نحو عربی و نویسنده الکتاب
بشاربن برد . به عربی میسروده است
- ابونواس . شاعر . به عربی میسروده است
- ابو حفظ سغدی . شاعربه فارسی می سروده است *
- عباس مروزی . شاعر که به فارسی میسروده است
* از جمله سروده است :
آهوی کوهی در دشت چگونه دودا
او ندارد یار بی یار چگونه بودا  

  نظرات ()
سهم ادبیات در سفره زندگی نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/۳
 
سهم ادبیات در سفره زندگی
 
نوعی برنامه ریزی برای خودم داشتم و در آن 50 سال قبل تقریبا" از هیچ چیز غافل نمیماندم . سهم ادبیات در سفره ی زندگی من ، و صرفنظر از آنچه که در تحصیل و کارم وجود داشت و عملا" برایم اجباری و بدون لذٌت شاید و باید بود ، حدود سه - چهار ساعت می شد ؛ که نمیخواستم در آن فقط مصرف کننده باشم و به عنوان تولیدکننده ؛ نویسنده و شاعر ؛ هم نمیخواستم اولا" از هدف اصلی ادبیات که شاید « مفرٌح ذات و ممدٌ حیات » باشد دور بمانم ،  ثانیا" در بین همقطارانم و نسبت به جهان عقب بیافتم . 
وقتی از شهرستان به تهران رسیدم این عقب ماندگی را به حدٌ کافی حسٌ کردم و در صدد جبران برآمدم . محیط نسبتا" مساعد بود و اگرچه در آن زمان نیز یافتن جائی در ادبیات به پول و پارتی و تملٌق و تعلق بستگی داشت ؛ کوره راهی را می شد بدون همه ی اینها یافت و به ده کوره ای رسید . عصر ادبیات سیاسی که پس از مشروطیت در دهه های 1330 و 1340 نیز رونقی یافته بود به پایان رسیده بود و نوعی آزادی در انتخاب وجود داشت ؛ هم امروز نیز این آزادی وجود دارد ... امٌا در آن زمان هیچگاه فکر نمی کردم که پس از یکی - دودهه و به مدٌت چند دهه ی پیاپی به نوعی وارد جوٌ سیاسی - نظامی و عملا" رجحان ادبیات نظامی شوم . سوتیترهای خبر  نخست سایت نخست خبری امروز تلنگری در این باره داشت :
« روز به روز بر قدرت دفاعی و تهاجمی خود خواهیم افزود
جنگلی از موشک در تونل‌ها و اماکن خاص برای دشمن آماده کرده‌ایم/ دل‌بستن به آمریکا ساده‌لوحی است/ معاهداتی مانند FATF تأثیری بر حرکت سپاه ندارد
هیچ عاقلی نیروی دفاعی خود را کنار نمی‌گذارد/ جمع‌آوری سازمانهای نظامی «حرف غلطی» است /مسئولان و مردم آقایی دلار را بشکنند/برخی‌ها به زبان می‌گویند امریکا دشمن است/ نسبت به آینده هیچ نگرانی ندارم »
آیا امروز برای زیباترین غزل های عاشقانه ی بزرگترین غزلسرایان کشور که عملا" در نوعی گمنامی بسر می برند حتی به اندازه یکهزارم فلان غزل انقلابی - جنگی مثلا" حمید سبزواری ارزش قائل می شویم ؟
آیا در عصر ادبیات نظامی قرار نداریم ؟
  نظرات ()
عید شما مبارک نویسنده: علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi - ۱۳٩٥/٧/٢

  نظرات ()
مطالب اخیر ای کاش شعر های میهنی سلام ، تشکر و تعذر درس انشاء : نه فقط آموزش ، بلکه همچنین پرورش ! خاطره نویسی ، بسیار مهم تر است از انشاء نویسی ! کاریرد و ارزش انشاء مظلوم : شعر نو ! انشاء های دبیرستانی آن زمان انشاء ، ابزار انتقال فرهنگ صادق هدایت و تمام !
کلمات کلیدی وبلاگ 1340 (۱) آزادی (۱) آموزش اجتماعی (۱) آموزش انشا’ و نویسندگی (۱) آموزش انشاء (۳) آموزش پیشرو (۱) آموزش زیان آور (۱) آموزش غلط( زیان آور ) (۱) آموزش غلط ( زیان آور ) (۱) آموزش مذهبی (۱) آموزش مطبوع (۱) آموزش مناسب (۱) آموزش نا مطبوع (۱) آموزش هنر (۱) آموزش و پرورش (۱) اثر بخشی شعر (۱) اجتماعگرائی (۱) احسان شریعتی (۱) احمد کسروی (۱) اختناق ادبی (۱) اخلاق (۱) اخلاق ادبی ما (۱) اخلاق در نگارش (۱) اخلاق و ادبیات (۱) اخلاقشاعر (۱) ادبیًات (۱) ادبیٌات (٢) ادبیًات ابزاری (۱) ادبیًات اقتصادی (۱) ادبیات سیاه (۱) ادبیٌات فرمایشی (۱) ادبیات محاوره ای (۱) ادبیات مذهبی (۱) ادبیٌات معاصر (۱) ادبیات نشاط اجتماعی (۱) ادبیًات کاسبکارانه (۱) ادبیاتگونه مخرب (۱) ادوات استفهامی (۱) ارزش اثر ادبی (۱) ارزش ادیب (۱) استاد پروین گنابادی (۱) استاد محمد پروین گنابادی (٢) استاد محمٌد پروین گنابادی (٤) استقلال (۱) استقلال ادبی (۱) اصطلاح (۱) اصلاح (۱) اصلاح مدیحه سرائی (۱) اطلاعات شفاهی (۱) اعتماد به نفس شاعر (۱) اغراق (۱) امام حسین (ع) (۱) املا (۱) املا’(دیکته ) فارسی (۱) املا’ ( دیکته ) فارسی (۱) انتخاب سبک (۱) انتخاب نوع شعر (۱) انتشار اشعار (۱) انتقال فرهنگ (۱) انتقال فرهنگ فرهنگ (۱) انجوی شیرازی (۱) انشا’ (۳) انشا’ غریزی (۱) انشاء ( نگارش ) (۳) انشاء فارسی (۱) انقلاب ؟! (۱) اوٌلین شعر (۱) ایرانشناسی (۱) با کار و کوشش و تولید (۱) بحر طویل (۱) بدخواهان عقب مانده (۱) برنامه ریزی ادبی (۱) به آذین (۱) به روز شدن قانون (۱) به گویش مردم (۱) بهره مندی از زندگی (۱) بوف کور (۳) بیان عمومی (۱) پرورش (۱) پوچی (۱) تاثیر جامعه بر شاعر (۱) تاثیر شاعر با الگو پردازی (۱) تاثیر محیط (۱) تاریخ آموزشی (۱) تاریخ شعر (۱) تبریک نوروز (۱) تحرک اجتماعی (۱) تحقیقات صادق هدایت (۱) تحول در ادبیات فارسی (۱) تداول واژه (۱) تشویق و تحقیردرادبیات (۱) تصنیف (۱) تعداد شعرا (۱) تعریف هنر (۱) تفکر فردی (۱) تقلید (۱) تقلید در سبک (۱) تقلید صرف (۱) تقلید صرف (کپی) (۱) تلخیص (۱) تمرکز در نگارش (۱) تملق (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنهائی نخبگان ادبی (۱) تنویر افکار (۱) تو را من چشم در راهم (۱) توسعه پایدار (۱) توسعه فرهنگی (۱) توصیف (۱) توصیف زندگی مردم (۱) تولد شاعر (٢) جامعه شناسی (۱) جامعه شناسی شعر (۱) جامعه گریزی (۱) جامعه و ادبیات (۱) جایگاه ادیب و هنر مکند (۱) جایگاه انشاء (۱) جایگاه شعر در جامعه (۱) جریان زدگی سیاسی (۱) جشن (۱) جلال آل احمد (٤) جمالزاده (۱) چاپلوسی (۱) چخوف (۱) چهارم اسفند (۳) چکیده نویسی (۱) حسین بهزاد (۱) حسین منزوی (۱) حقشناسی (۱) حکیم ابو القاسم فردوسی (۱) خاستگاه اجتماعی نویسنده (۱) خاص ً نویسی (۱) خاطرات (۱) خاطرات ادبی (۱) خاطره نویسی (۱) خرافات (٢) خفته چند (۱) خلاصه نویسی (۱) خود شناسی (۱) خود کشی صادق هدایت (۱) خود کم بینی (۱) خودکم بینی (۱) خوشبینانه نویسی (۱) داستان کوتاه (۱) داستان کوتاه در ایران (۱) داستانهای یگانه (۱) داستایوسکی (۱) داش آکل (۱) درست نویسی به پارسی (۱) دروغ (۱) دزدی اینترنتی (۱) دستور زبان فارسی (۱) دفتر خاطرات (۱) دفتر شعر (۱) دوران احساسات (۱) دوران بلوغ (۱) دوزخ در ادبیات (۱) دکتر حسن شهید نورائی (۱) دکتر حسین آیدین (۳) دکتر علی شریعتی (٢) دکتر غلامحسین صدیقی (۱) دکتر محمد علی شیخ الاسلامی (۱) دیوان شعر (۱) دیوان فرخی یزدی (۱) دیوان های اشعار (۱) دیکته ی شعر (۱) ذبیح الله صفا (٢) ذکرنام خالق اثر (۱) رئالیسم (٢) راه فعالیٌت ادبی (۱) رسالت شاعر (۱) رسالت شاعر و نویسنده (۱) رشد و توسعه (۱) رمضان (۱) رهی معیری (۱) روایات متفاوت (۱) روز پدر (۱) روز شعر و ادب (۱) روزنامه نگاری (۳) زادروز (۱) زادروز بزرگداشت و تجلیل (۱) زبان عمومی (۱) زبان فارسی (۱) زمانه نویسنده (۱) زمستان (۱) زندگی نویسنده (۱) زندگی هنرمند (۱) زنده بگور (۳) ساده نویسی (٢) سارا شریعتی (۱) سالروز وبلاگ (۱) سالزوز تولد (۱) سرقت ادبی (۱) سرگذشت این و آن (۱) سعید نفیسی (۱) سناریو نویسی (۱) سه قطره خوان (۱) سوئ استفاده از ادبیات (۱) سوسن شریعتی (۱) سیاست شعری (۱) سیدمحمد علی جمالزاده (۱) سینما و مذهب (۱) شاعر شهید (۱) شاعران گمنام (۱) شاعران ناشناس (۱) شاهنامه (۱) شخصیٌت ادیب و هنرمند (۱) شخصیت شاعر (۱) شرح جامعه (۱) شعر (۳) شعر آزاد (۱) شعر امروز (۱) شعر انتقادی (هجویٌه ) (۱) شعر توده ای (۱) شعر دختران (۱) شعر زمستان (۱) شعر زن (۱) شعر زورکی (۱) شعر سیاسی (۱) شعر شکوه (۱) شعر ضعیف (۱) شعر فالوده یزدی (۱) شعر لاادری (۱) شعر میهنی (۱) شعر نو (٢) شعر های عاشقانه (٢) شعر کاربردی (۱) شعربافی (۱) شعرمردانه (۱) شعرمردمی (۱) شعرنو (۱) شعرنو و شعر کهن (٢) شعرنیمایی (۱) شعرهای انقلابی (۱) شعرهای به یادماندنی اسفند 91 (۱) شعرهای عوام پسند (۱) شعرکهن (٢) شناخت فرهنگ ایران (۱) شهرت ادبی (۱) شهرت تبلیغاتی (۱) شهرت شاعر (۱) شهرت طلبی (۱) شیوه ( سبک ) نگارش (۱) صادق هدایت (۱٩) صبحی مهتدی (۱) ضرورت شناخت (۱) طبیعت دوستی (۱) عدم رضایت شاعر (۱) عزاداری (۱) عزم جمعی در آموزش (۱) عصر پهلوی (۱) عقب ماندگی آموزشی (۱) علی باقرزاده (۱) علی میرزائی (۱) علیرضا آیت اللهی (۱٢) عکاسی (۱) عید (۱) عید و ادبیٌات (۱) غربزدگی (۱) غلامحسین صدیقی (۱) غلط نویسی (۱) غلو (٢) غلوً ( سیاهنمائی ) (۱) فردوسی (۱) فرم نویسی (۱) فرهنگ ایرانی (۱) فرهنگ و ادبیات عصر توٌهم (۱) فروغ فرخزاد (۱) فصل شاعری (۱) فضای داستان (۱) فطرت و ادبیات (۱) فلسفه شعر و هنر (۱) فیلم سینمائی مخلل (۱) فیلمفارسی (٢) قانون حمایت از مؤلفان (۱) قهرمان و ضدٌ قهرمان (۱) لاادری (۱) ماهنامه زیبائی و زندگی (۱) ماوراء الطبیعه (۱) مبارک باد (۱) مجتبی مینوی (۱) محسن صفایخش (٥) محمد پروین گنابادی (۱) محمدعلی فردین (۱) مخاطب پذیری (۱) مخاطب گرا ( برونگرا ) (۱) مد روز (۱) مدیر سایت (۱) مردمی بودن (۱) مرده پرستی و مرده خواری (۱) مرغ سحر (۱) مرگ (۱) مرگ و زندگی (۱) مسئله اجتماعی (۱) مسائل اجتماعی (۱) مستند سازی (۱) مشارکت شعری (۱) مشاعره (۱) مطبوعات ادبی (۱) مطلب (۱) مقامومنزلت و جایگاهنویسنده و شاعر (۱) ملک الشعراء بهار (۱) منشاء قصٌه یا داستان (۱) مهدی اخوان ثالث (٢) مهره مار (۱) مهمند شیدرنگ (۱) مک امیًتی انشا’ (۱) مکتب ادبی (۱) میراث شعری : شعر کهن (۱) میرزا محمد فرخی یزدی (۱) مینیاتور (۱) میهن دوستی (۱) میهندوستی (۱) نا امیدی از دیگر نخبگان ؟ (۱) نثر صادق هدایت (۱) نشاط اجتماعی و ادبیات (۱) نشر شعر (۱) نصرت کریمی (۱) نقد (۱) نقد نویسندگان (۱) نقش مثبت (۱) نمکنشناسی (۱) نوآوری (٢) نوآوری و شعرنو (۱) نوجوانی و جوانی (۱) نوروز (۱) نوزده فروردین (۱) نوشتار تحلیلی (۱) نوشتار جنجالی (۱) نوعی سرقت شعر (۱) نویسندگی (۳) نویسنده و شاعر زمانه ی خود (۱) نویسنده و شاعر مورد نیاز حقیقی جامعه (۱) نویسنده ی زمان و مکان و جامعه خود (۱) نیرنگستان (۱) نیما یوشیج (۳) همکاری شعری (۱) هنجار آموزشی (۱) هنر در جامعه (۱) هنر مردمی (۱) هویت ملٌی (۱) واپسگرائی در ادبیًات (۱) واژه (۱) واژه زیبا (۱) واژه عمومی (۱) واژه فارسی سره (۱) واژه های مهجور (۱) ورا من چشم در راهم (۱) وراثت و ادبیات (۱) ویراستار شعر (۱) ویرایش شعر (۱) ویرایش مداوم (۱) ویرایش مکرر (۱) کاربرد واژه (۱) کاریکاتور (۱) کافکا (۱) کپی رایت (۱) کتابخوانی تحمیلی ! (۱) کلمات مهجور (۱) کلمه (۱) کنکور (۱) کوتاه نویسی (٢) کوشش به نگارش (۱) کیفیٌت شعر (۱) یادداشت کردن شعر (۱)
دوستان من انجمن شاعران ايران دفتر شعر شاعر انجمن قلم اجتماعی دکتر آرزو صفائی ( الف - دریا ) آسمان سوخته ( ح.م ) اثیره شاعران پارسی زبان استاد نبوی ( کاریز) شعر ناب دردانه زیور حیرت رسول امیری یاس سفید ( جناب علی میرزائی ) شفیعی مطهر ( وب نامه استاد ) قطره های آبی شعر و ادب علیرضا آیت اللهی ( دفتر شعر و نقد ... ) علیرضا آیت اللهی ( طنز اجتماعی ) دریای واژه ها شبیه خودم آی ایشقی بهارهای پیاپی .. لاله عباسی های من سرنوشت شاعری گلچینی از بهترین ها خوب بو بكش پدرجان این شعرها از من نیست از شعر بافی تا شعر نویسی صدای پائیز ( خانم پناهی ) آفرینش های ادبی حوزه هنری یک جرعه غزل اشک قو نخل بی سر ( استاد دکتر دلخوش ) ولوج سرنوشت جای پای خدا آیا روحی اینجا هست ؟ آليهان ( جناب حشمت الله حياتي ) قسمتی از درون ( استاد وثيق زاده انصاري ) شعر آ گلستان شعر و ادب كريما يزدي هواي تازه بدون رنگ كهنگي ( آناهيتا مساجران ) شهيد عشق ( جناب سيٌد حسيني ) دلنوشته ها جناب معارف سرنوشت شاعری عشوه های نارس گذرانه ها انجمن شعر بانوان ايران خانه پدر يك فنجان قهوه تلخ تابش كوير دار بلوط جناب جليل شعاع حضور خلوت انس . گل ياس (زهرا) در سايه سار سرو شعر و نوشته هایم اردیبهشت میمند فارس سرنوشت شاعری شعرناب alireza ayatollahi شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی ) مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری تلق تولوق نسب نامه دودمان آیت اللهی یزدی غریبه تر از همیشه ترنم سکوت شکوفه های نوبهار سفر ، مسافر خوبی نمی شوم وقتی دیوارها سکوت می کنند شاعران پارسی زبان علیرضا آیت اللهی ( ادبی ) خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( انسانشناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi - شعر آ ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) ethno - archi - urbain - habitat - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) 11 - اصول برنامه ریزی مدیریت دولت ج . ا . ا . ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - گام نخست شاعر ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبنا ( آمایش شهری)alireza ayatollahi علیرضاآیت اللهی شهرسازي - معماري - آمايش - بومي و مردمي ( شما بوم ) يزد - یزد شناسی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( علیرضا آیت اللهی ( تحلیل اقتصادی - اجتماعی ) آیت یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شهر من تهران ، شعر من تهران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) شعر شاعر ) شناخت مردم ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi معماری و شهرسازی بومی و مردمی یزد ( علیرضا آیت اللهیalireza ayatollai - یزدنما( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تاریخ یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مرکز اسناد و مدارک یزد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - سند آبی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - رامین : روحانیان آیت اللهی مآل یزدی نژاد ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) مبتنی :مردم شناسی . باستانشناسی . تاریخ . ناحیه یزد آمایش سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ) - جغرافیا و آمایش ( علیرضا آیت اللهی ( alireza ayatollahi ( geographie et amenagement amenagement du territoireساماندهی ( آمایش) سرزمین آمایش سرزمین ؛ ساماندهی کشور علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( تماشا : تعاون.مشارکت.انجمنها.شوراها.اتاقها:تماشا خاطرات آقا میرزا جواد آیت اللهی ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi ( - مقتبس : مطالعات قرآنی ، تحقیقات برنامه و بهره وری سرزمین ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi هیئت و هیئت داری در شهریزد - ورود به بهره وری در سرزمین اسلامی ایران ( علیرضا آیت اللهی alireza ayatollahi پریسا بلاگ پارسی شعر ناب قلم ما مقتبس architecture islamique /la ville musulmane,alireza ayatollahi (Teheran.Iran) پرتال زیگور طراح قالب