دیپلماسی تاریخی ایرانی بر اساس شاهنامه فردوسی


در دیپلماسی که امروز اینچنین سرنوشت ساز است آیا :

از ماست که بر ماست ؟

عدم توفیقات از ضعف ما است که گفته اند : خلایق هرچه لایق ؟

این ضعف از دانش ما است ؟ و در واقع در آگاهی از دانش به معنی واقعیت ؟

فرار از دانش به معنی چیزی جز تخیٌل است ؟

اعتقاد به دانش به چیزی جز تشخیص و هدفگذاری در زندگی می رسد ؟ و آنهم :

روش منطقی رسیدن به هدف : سیاستگذاری – برنامه ریزی – اتخاذ استراتژی – و ...

و گرفتار تخیٌل شدن چیزی هست مگر « امید » یا در واقع امید واهی به کامیابی ؟

« امید » بسیار بیش از آنکه در علم و واقعگرائی جای داشته باشد میتواند جایگاهی اسطوره ای یا حتی نزد عوام ، جایگاهی دینی داشته باشد (1)

نمیتوان این مسئله اساسی ، بسیار مهم و سرنوشت ساز را در یک یا دوعبارت و در یک یا دوصفحه مطرح کرد .

قریب به بیست سال پیش از این یکی از همایش های بزرگ بین المللی ایران بحث جنگهای ایرانیان با تورانیان و ارتباطشان را با اسطوره یا دیانت ؟ بر اساس شاهنامه فردوسی مطرح کرده بود که اینجانب هم مطلبی در این باره نوشتم و ...چند روز پیش که روز فردوسی بود کپی اولیٌه آن را یافتم .

( ادامه دارد )


(1)  در یکی از همایش های بزرگ قبل از انقلاب یک دانشمند آمریکائی ایرانشناس با تکیه بر اصطلاح « انشاء » اللٌه شیعیان ایرانی را به تمسخر گرفته بود که با اعتراض سخت نگارنده حاضر مواجه شد . 


/ 0 نظر / 55 بازدید