صادق هدایت ، مجتبی مینوی ، مسعود فرزاد ، فضل الله صبحی مهتدی ، انجوی شیرازی

( از راست ) آندره سوریوگین ، مجتبی مینوی ، غلامحسین مین باشیان ، مسعود فرزاد ، صادق هدایت
شیدرنگ : هدایت خودش نه تنها مطلب را دزدی نمی کرد بلکه همیشه مقداری از کارهایش را در اختیار دیگران میگذاشت و آنها را تشویق می کرد تا دنبال و تمامش کنند . کیست که داستان او و صبحی را نداند ؛ و کیست که نداند مجموعه داستانهای صبحی را چه کسی تنظیم کرده .
بد نیست از اینجهت از دهان یکی از اعضاء « ربعه » بشنویم که بعد ها هدایت ازش برید .
مجتبی مینوی در شب باد بود سالانه درگذشت هدایت در باره همبستگی اعضاء ربعه چنین گفت :
« هریک از ما شخصیت خود را داشت و ما هریک در حسب هنری هم رای بودیم و در بسیاری از جنبه ها اشتراک و شباهت داشتیم ... » ما با تعصب جنگ میکردیم و برای تحصیل آزادی می کوشیدیم و مرکز دایره ما هدایت بود . ما شاید آنروز همه گمان میکردیم  که چون قدر مقام نویسندگی هدایت را می شناسیم او را تشویق می کنیم . امٌا حقیقت مطلب آن بود که او موجب تشویق ما بود و در هریک از ما لیاقتی می یافت  آن را به کار می انداخت . مرکز دایره بود و همه را دور خود می گردانید ... » .
دوستان آغاز جوانی ، دوستان نخستین سفر به اروپا و دوستانش در دوره ای که تازه از سفر اروپا باز گشته بود همگی از کسانی بودند که از آغاز ادعای آزادگی و آزاد منشی و میهن پرستی داشتند .
دوستانش پس از سفر اروپا مسعود فرزاد ، بزرگ علوی ، مجتبی مینوی و عبدالحسین نوشین بودند . همگی جوان ، پرشور ، امیدوار ، دانش پژوه ، پرکار و پیکار جو بودند . موضوع هائی که در گفتگوهای روزانه شان بحث می کردند :
1 – تنفر از بیگانگان و ایادی و عوامل دست نشانده آنها که سبب ویرانی کشور گردیده موجب نابسامانی های فراوانی شده بودند .
2 – مبارزه سخت با خرافات و موهومات .
3 – گنجاندن افکار و گفتگو و متلک های مردم در نوشته ها و گرد آوری آنها و برگزیدن راهی ساده و آسان در نوشتن و جمله های کوتاه دربرابر جمله های بلند و دشوار ، قلمبه و سلمبه ، و دیر فهم یا فهم ناپذیر .
آیت اللهی : همه ی اینها صحیح ، صحبت بر سر رهبری جسورانه ی اوست .  ثبات ، اراده و استقامت هدایت نیز از آن مطالبی است که کمتر به آن اشاره ای شده است . تصمیمی که میگرفته قاطع بوده است و چیزی را که می پسندیده واقعا" می پسندیده   نمونه های فراوانی دارد از جمله در مورد سفر اصفهان و یا استقامت او در گیاهخواری که همه می دانند . همینطور است در سلیقه و انتخاب چیزهائی که مورد پسندش واقع می شدند . چندجاست که از گوش کردن مکرر یک آهنگ می نویسد ، یکی آهنگی بنام « گیتار هاوائی » و دیگری آهنگی هندی ...
( ادامه دارد )
-----------------------------------------------------------
علیرضا آیت اللهی در بهمن 1393 : نسبت به آنچه مرحوم شیدرنگ گفته است شاید امروز و در اینجا توضیحاتی لازم باشد :
1 – فضل الله صبحی مهتدی ، قصه گوی مشهور رادیو و جمع آوری کننده قصه های ایرانی که در ابتدا از صادق هدایت کمک هائی دریافت کرده بود بعدها از در مخالفت با وی بر آمده بود ؛ و...
امٌا تا آنجا که بنده میدانم هم آثار چاپ نشده صبحی مهتدی و هم آثار چاپ نشده صادق هدایت ، به ویژه در فولکلور ایران ، در اوایل دهه 1350 به دست سید ابوالقاسم انجوی ، استاد بنده در فولکلور ، افتاده بودند که بارها در این باره مورد پرسش بنده قرار گرفت و هیچگاه پاسخی صریح و قانع کننده نداد تا اینکه آخرین دفعه به شدٌت عصبانی شد ! ؛ شاید به این دلیل که از آنها  ، به خصوص از راهنمای تهیه و نگارش فولکلور ، اثر چاپ و منتشر نشده هدایت ، برای رسیدن به ریاست « مرکز فرهنگ مردم » استفاده کرده بود و این خود وسیله ی استفاده هائی بسیار زیاد که جای شرح آن در اینجا نیست ...
2 – مهمند شیدرنگ یک نام مستعار از آقای قوامیان از پژوهشگران اصالتا" میبدی در زبان و ادبیات و ادبیات شفاهی ، در حوزه فولکلور ، است که آثاری متعدد در این زمینه ها دارد ؛ از جمله کتاب قصٌه « مرغی که تخم طلا می گذاشت » چاپ 1349 ، « موش بزهکار » ، « نیکوکار مرد خدا » ، « فرهنگ یزدی » و....
/ 1 نظر / 96 بازدید