اهمٌیٌت موضوع در شجاعت صادق هدایت است که از بیان هیچ واقعیتی واهمه نداشت .

یاد آوری : آنچه که در اینجا می آید ادامه میز گرد گونه ای است که در « هفتادمین زادروز صادق هدایت » در بهمن سال 1351 ، 42 سال قبل از این ، تحت همین عنوان چاپ و منتشر شده است ؛ و بخش های اولیه آن را لابد قبلا" در همین وبلاگ ملاحظه فرموده اید . مشارکت کنندگان در بحث و فحص از سه نسل متفاوت بوده اند :
استاد محمد پروین گنابادی تقریبا" 75 ساله ؛ که حال خدا رحمتشان کند .
مهمند شیدرنگ ، تقریبا" پنجاه ساله که روحشان شاد باد
علیرضا آیت اللهی و محسن صفایخش ، در آن زمان از نو فارغ التحصیلان علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، و هردو حدودا" 25 ساله .
 آیت اللهی : فقط یک صورت و آنهم در زمانی که چهره ها بیرعت رنگ عوض می کنند . هدایت در زنده بگور و خصوصا" « بوف کور » زمانی نا معلوم را بسرعت گذرانیده و از فکر گذرانده است : « زندگی من در هر روز و هر دقیقه عوض می شد . بنظرم می آمد که طول زمان و تغییراتی که ممگن بود آدم ها در چندین سال بکنند برای من این سرعت سیر و جربان هزار بار مضاعف و تند تر شده بود . در صورتی که خوشی آن بطور معکوس بطرف صفر می رفت و کسانی هستند که از بیست سالگی شروع به جان کندن می کنند » ... این زبان حال خود هدایت است و شرح عرض عمرش . او در این مدت کمتر از 50 سال برای 50 قرن و بیش از 50 قرن حرف زده است . اهمیت موضوع در شجاعت اوست که از بیان هیچ واقعیتی واهمه نداشته است . رجٌاله ها ، مرده خورها و امثال ایشان را او خلق نکرده است . امٌا خیلی خوب از عهده معرفیشان بر آمده ....
استاد پروین گنابادی : نخیر ، محافظه کاری در کارش نبود . شهامت این را داشت که مطالب را درست بگوید و واقعیت را بنویسد . این خودش حاکی ازشخصیت استثنائی اوست .
/ 0 نظر / 11 بازدید