صادق هدایت برای دانشمندان و هنرمندان راستین احترام قائل بود

ج
استاد پروین گنابادی : آدمی حقشناس و وارسته بود . از موسیقی و درباره موسیقی از مین باشیان خوشش می آمد . به نوشین هم از نظر تآتر احترام می گذاشت . از عالم نمایان متظاهر بدش می آمد و بی مایگی و پرمدعایی آنان را متذکر می شد . او درسطحی بالاتر از آنان بود و این بالاتر بودن باعث می شد که به هنرمند نمایان توجهی نشان ندهد . در اواخر عمر راهش از راه مینوی جدا شد . چیزی که وی را خیلی ناراحت کرد مرگ شهید نورائی بود . این مرگ در او تاثیر زیاد داشت .
آیت اللهی : متشکرم . به هرحال رعایت هنرمندان  و دانشمندانی را که تظاهری نداشتند می نمود ؛ اعم از زنده یا مرده . نمونه اش دوگانه بودن تاریخ عبدالله صیقلانی است که در « اصفهان نصف جهان حکایت کرده » و گناه آن را به حکٌاک یا خودش نسبت می دهد و هرگز به مورخ کتابی که خوانده است ظن هم نمی برد . 
در هر صورت به هر خدمتی ارج مینهد . امٌا نه به خدمت نمائی و ریاکاری . نمونه ی این خدمتگزار نمایان ریاکار « حاجی آقا » است . 
حاجی آقای صادق هدایت تجسمی از اهریمن است . منتهی از اهریمنانی که هر روز و هرشب با آنان مواجه می شویم ؛ به چشم ما می آیند و فضای ذکر و ذهن آنان با بوی متعفن لجن همسایه ... مشخص شده است . « حاجی آقا » یی که به عنوان مظهر طبقه خودش انتخاب شده است می گوید : « مردم چشمشان به منه » ! .
استاد پروین هدایت را روانشناس و مردمشناس می دانند . کاملا" قبول دارم ؛ بالاتر از این است : جامعه شناسی زبر دست . رفتار افراد طبقات مختلف را با یکدیگر به نحوی تجزیه و تحلیل می کند که جای هیچگونه ایهامی نمی ماند . گذشته از این ، اصولا" تحولی که هدایت می نویسد تحولی نیست که جامعه شناسان با جملاتی خشک و عقایدی آمرانه تعریف کرده باشند ؛ سعی می کند تا باذکر تخیٌلات طبقه مورد نظرش ، نکات ضعیف فکریشان را با نیش هائی طنز آمیز جلوه دهد و این کار را با استادی هرچه تمام تر جلوه می دهد . مثل تشریح وضع پسران حاجی آقا که اولی از فرنگ برگشته و با نوعی عصیان « راننده » می شود . امٌا دوٌمی بازهم مورد تخیل حاجی آقاست .... خلاصه اش اینکه طرٌاح مسائل اجتماعی است ؛ درد های مردم را بازگو می کند نه رنج را ؛ نه مرگ را و نه دشمنی با جهان هستی را .
صفا بخش : به همین دلیل برخوردش با مرگ و نیستی برخوردی منطقی و اساسی است. حقیقت یاس آور مرگ هرگز او را فریب نمی دهد . زیرا که او آدم و حوا نمی شناسد . رستاخیز را نمی داند و مدت ها است به این حقیقت پی برده است که انگیزه بدبختی انسان را باید از روی زمین جستجو کردو نه بالاتر از ابرها ، دورتر از بادها و باران ها . زیرا که او می داند که تصویر زمین را بر آسمان معکوس کرده اند و از همینجاست که در برابر حیقت فنا ناپذیر مرگ می ایستد  و هرگز نمی گریزد و حقیقت این است که شخصیت های هدایت هرگز در صدد خود کشی نیستند . اینان همان « موجودات به هستی پرتاب شده » هاید گر هستند که در برابر حقیقت مرگ و زوال خود را فریب نمی دهند . 
---------------------------------------------------------------- 
علیرضا آیت اللهی . اسفند 1393 : دکتر حسن شهید نورائی ، متخصص علوم اقتصاد ی ، به ویژه تاریخ عقاید اقتصادی ، شاید صمیمی ترین دوست هدایت بوده است که می گفتند نامه های آنان به یکدیگر می توانسته است بالغ بر پنج جلد کتاب و منبعی اساسی باشد . امٌا اینکه کدام زودتر در گذشته اند گویا کاملا" مشخص نباشد .
امروز شاید برای دیگران به سادگی قابل باور نباشد که دکتر غلامحسین صد یقی از 1345 – 1346 تا حدود 1354نوشته های چاپ شده بنده در مطبوعات را می خواند و امٌا نظر نمی داد و فقط می گفت که بازهم نوشته های مرا خواهد خواند ؛ و نسخه ای از نوشته های جدیدترم را هم پس از انتشار عام به وی بدهم ... در مورد جامعه شناس مردم شناس بودن استاد پروین لبخندی زد و گفت ایشان ادیبی والا هستند که کتاب مقدمه ابن خلدون را به خوبی ترجمه کرده اند ؛ سلام بنده را حتما" به ایشان برسانید ... و در مورد برخی دیگر از مطالبی که در اینجا آمده و مورد پذیرش شخص من نبود گفت : باید گذاشت مردم ، یعنی همه اعضاء جامعه ، آزادانه حرفشان را بزنند و دیگران هم بدانند و واکنش آنها را نیز باید شنید ؛ والٌا چگونه می توان جامعه را شناخت و آن را اصلاح کرد ؟!!! ؛ من دوست دارم نوشته های جوانانی مثل شما و آقای صفایخش را ( که سابق بر آن از دانشجویانش بودیم ) که جامعه شناسی خوانده اید بخوانم تا ببینم جامعه شناسی و جامعه ما به چه سمت و سوئی می رود ....
/ 0 نظر / 11 بازدید