کلمه (2)

 

خبری نیستیم امٌا :

محض اطلاع

17 فروردین سالروز 94 سالگی رئیس آکادمی

شعر آمریکا ، خانم پانسات است که

شعرهایش دروب « زیور حیرت » که در اینجا 

لینک شده است توسط استاد گرامی دکتر

محمد علی شیخ الاسلامی « شیوا » متولد

16 فروردین ، که تولدشان هم مبارک ، ترجمه

و منتشر می شود.

مجموعه شعر دکتر دلخوش ( لینک نخل بی سر )

منتشر شد

اگر شعری عالی در این ماه سروده اید معرفی کنید

که بیائیم برای خواندن .

حالا اگر تمایل دارید بفرمائید بخوانید :

کلمه (2)

ببینید ! هر کلمه ای که ما در شعر یا نوشته مان بکار می بریم فقط و فقط یک مفهوم ندارد ؛ بلکه غالبا" دارای چند و گاه چندین مفهوم است ؛ و حتی نویسنده یا شاعرمی تواند با استفاده از صناعات ادبی و بازی با کلمات و... مفهومی جدید برای کلمه خلق کند .

تقلید هم نه تنها همیشه و همه جا بد نیست بلکه در اکثر قریب به اتفاق موارد ، مثبت است ؛ تقلید نخستین ، اساسی ترین و مهمترین وسیله آموختن است ؛ از همان کودکی : آموختن زبان ...

تقلید بدون تفکر، بدون تامل و بی جهت پسندیده نیست

ماندن در حدٌ و مرز آنچه که تقلید یا کپی کاری کرده ایم هم درجا زدن است . اصل ِ کار ما در هرمورد و هرجا و هرموقع که تصورش را بکنید بهتر کردن و به اصطلاح « اصلاحات » است . اصلاحات یعنی کنارگذاشتن خطاهای گذشته ، و سعی به پیشرفت و نو آوری :

سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر

مگر نه اینکه ریشه هنر و ادبیٌات در ابداع و ابتکار و نو آوری است ؟

پدرم گفت تبریک را باید خودت بنویسی که یاد بگیری ! چه کنم ؟! (1) . آن روزهای سال 1335 ( و شاید از آخرین سالهای دهه 1330 ) رسم بود که برخی بروند از روی کتاب های انشاء شیوه های نگارش را یاد بگیرند (تقلید کنند ) (2)

بین پنجاه تا شصت سال قبل از این ، زمستان 1335 ، به کتابفروشی شهرمان رفتم و کتابی بنام « انشاء و نامه نگاری برای همه » به قیمت 25 ریال خریدم . کتابی از انتشارات معرفت که روی جلدش آمده بود : نگارش « حسام الدین امامی » « لیسانسیه ادبیٌات » ؛ و چندنفر از مشاهیر آن زمان هم بر آن کتاب مقدمه نوشته بودند .... و رفتم به سراغ بخش تبریکاتش .

فکر می کنم همانطور که تبریک عید دادن گوئی از فرانسوی ها تقلید شده است نوشتن کتابهای انشاء و نامه نگاری و... گاه آئین نگارش هم از فرانسوی ها تقلید شده باشد . بخش ششم ( تبریک ها ، تسلیت ها ، دعوت ها ، نامه های کوتاه و تلگراف ها ) را باز کردم هفده فرم یا به اصطلاح برخی در آن زمان « کلیشه » تبریک معرفی کرده بود و آنهم با شماره :

1 – عید مبارک باد

با خود گفتم کدام عید مبارک باد ؟

2 – تبریکات صمیمانه ام را بپذیر

با خود گفتم از چه بابت ؟

برخی هم به صورت شعر بودند :

بدین شایستگی جشنی ، بدین بایستگی روزی

تو را در زندگی هرروز جشنی باد و نوروزی

یا

در این فرخنده فروردین و خرٌم جشن نوروزی

نصیب حضرت عالی ، سعادت باد و پیروزی

و...

این آخرین را پسندیدم :

« حلول سال جدید را غنیمت شمرده بهترین شادباشهای خود را خدمت جناب عالی و فامیل ارجمندتان تقدیم می کنم » .

با پدرم مشورت کردم و

گفتم : وقتی این را بنویسم تقلید کرده ام ...

گفت : کدام آموختنی است که مبتنی بر تقلید نباشد ؟!!! اگر می خواهی کپی نکنی و تبریکت عین تبریک همکلاسی هایت برای آقا معلمت نشود یکی دو کلمه اش را تغییر بده .

گفتم : حلول را می کنم تحویل ، تقلٌب نیست ؟ قلب کردن نیست ؟

گفت : نه ! بیشتر بخش نامه نگاری کتاب است تا بخش ادبیٌات آن ، فرم است ، فرمالیته است ، کلیشه است ، سرمشق است ، نمونه است و نویسنده یا خالق اثر هم نامعلوم ؛ نهایتا" تغییر است ، نه تقلٌب . امٌا در این تغییر می توانی از کیفیٌت نوشته بکاهی یا فقط تغییر داده باشی ؛ یا اصلاح و بهتر کنی و به اصطلاح تحول ببخشی ؛ مثلا" به جای جدید بنویس « نو » که فارسی است ؛ به جای فامیل بنویس « خانواده » ...

...و تو خود حدیث مفصٌل بخوان از این مجمل

 (1)طبیعی است که بنده خاطرات نمی نویسم و آنچه از پدرم می آید « نقل به مضمون » است با برخی از جرح و تعدیل های لازم در اینجا .

(2) وقتی دفاتر انشائ و املاء پنجاه سال قبل خود را نگهداشته ام مسلما" این کتاب ها را نیز بگهداری کرده و هنوز هم در دسترس روزمره خود دارم.

/ 10 نظر / 36 بازدید
مهرابی

سلام استاد بی تعارف بگویم از پیام محبت شما که پدرانه و از سر دوستی ارسال کردید واقعا سپاسگذارم. تازه امروز فهمیدم که همشهری هستیم. خیلی دوست دارم بدانم ایا رفت و امدی هم به یزد دارید استاد یا نه؟ که در صورت امکان از حضور شما در مجامع ادبی یزد استفاده کنیم. استاد در مورد وبلاگم باید عرض کنم که به علت کارهای اجرایی و ترم اخر دانشگاه و ... زیاد فرصتی برای وبلاگم ندارم و حتی زیاد وارد هم نیستم . گاهی با اصرار دوستان وبلاگم را به روز میکنم.قالب وبلگ و اخرین شعر مراهم به تازگی خانم محمدزاده برای من تغییر دادند. با این همه استاد شما اقعا بزرگوارید و شاگردنواز . امیدوارم بتوانم با راهنمایی های شما مسیر را به درستی طی کنم. با این همه پیام شما برای من تلنگری بوداستاد.

مهرابی

سلام استاد مجدد آمدم افتخار بزرگی است که همشهریانی چون شما باعث افتخار هستند . امید که هرجا هستید سلامت وپیروز باشید. اما منتظر حضور شما دریزد خواهیم ماند. قطعا حضور شما ادیب بزرگوار، به انجمنها ی یزد صفای دیگری خواهد بخشید.سالی پر از شعر و شکوفه و لبخنند را برایتان ارزومندم. در پناه حق

جليل شعاع

ممنون براي مطلب... سال جديد رو هم بهتون تبريك مي گم استاد و براتون روزهاي بسيار خوبي رو آرزو دارم... ارادتمند

کريمي

سلام. با تشکر فراوان از خبرها و مطلب کلمه2 استفاده گرديد. در پناه ايزد

تقلید، تاثیر و تعلیم مرز مشترک دارند. میشه یادگرفت و اثر پذیرفت اما تقلید نکرد.

بهارهای پیاپی

سلام عموجان اون کامنت بی نام رو من گذاشتم. ببخشید که فراموش کردم اسم و آدرس بذارم.

الف_دریا

درود استاد گرانقدر تاخیرم را بابت تایید نکردن نظرات ببخشید که باید برای یک جلسه به خارج از کشور میرفتم به همین دلیل نتوانستم در فرصت مناسب به سایت سر بزنم از این بابت پوزش میطلبم اما همین امروز که بازگشتم اولین کاری که کردم تایید و پاسخ گویی به مرحمت شما و دیگر دوستان گرانقدر بود امید که بر من ببخشایید زیبا نوشته تان را نیز خواندم بسیار زیبا هم سروده هم جستار برقرار باشید و مانا دادار یار[گل]

اکبر نبوی

درود بر استاد آیت اللهی بزرگوار و عزیز در کنار فضایل انسانی و شایسته ای که در جان تان موج می زند، بی گمان ژرف اندیشی و روان نویسی، یکی از شاخصه های قلم سخته و پخته ی آن استاد گرامی است. هم چنین لحن دلنشین و گرم تان چنان نافذ است که به انسان وجد و شوری خاص می بخشد و شیرینی سخن را برای خواننده مضاعف می کند. درود بر نیک اندیشی و صلابت قلم و سخن حضرت عالی. بهارتان خجسته و عزت و پیروزی تان افزون باد.

قربان بهاری

سلام و سال نو مبارک با مجموعه بادبان های برافراشته (صد شعر ، صد شاعر، صد کتاب) به عنوان عیدی وبلاگ اتفاق روی پل در خدمت دوستان و منتظر نظرات ارزشمند شما هستم.