صادق هدایت و آسیب شناسی توسعه در ایران : قوانین و مردمانی متوهم !

آنان که درد عشق موهوم را بر عشق واقعی
ترجیح می دهند ...
 
واقعنگاری پیروزی باطل در برابر موهوم پردازی
پیروزیِ حق در فرهنگ و ادب پارسی .
 
شیدرنگ : در همان آغاز  ریشه های گرفتاری ، بدبختی و عقب ماندگی را به خوبی دریافته و راه بهتر و بیشتر پیشرفت کردن و شناختن ریشه های بدبختی و نایسامانی و راه مبارزه و پیکار با آنها را پی برده بود .
او مسبب گرفتاری ها ، بد بختی ها و عقب ماندگی ها را :
- بیگانگان و عوامل و ایادی آنها
- خرافات و موهومات و
- بی سوادی مردم
می دانست
آیت اللهی : درست است ؛ در عین اینکه مسائل جزئی و تکراری زندگی را به تمسخر میگیرد، به ذکر و یاد آوری مسائل واقعی و همیشگی زندگی می پردازد . خصوصا" قید و بندهائی که بیش از نفع ، همراه با ضرر اند : قوانین جنگلی ، آداب و رسوم قشری و خرافات دست و پا پیچ .
در « پدران آدم » قانون و ریش سفیدی را به مسخره می گیرد و آن را بنیاد ظلم می داند . گفته هایش در اطراف ریش سفیدانی است که عادت کرده اند تا افتخارات خود را با نیروی دیگران کسب کنند . حرفی را زده است که یک دانشمند علم سیاست ممکن است با تمام بررسی های همه جانبه در مورد « ایسم » های موجود بزند .
از این مباحث هم می گذرد و به قوانین و مقررات ساختگی ذهنی و عاطفی حمله می کند . زیرا به دنبال حقیقت است نه به دنبال توصیف واقعیت . به مردمانی بر می خورد که از « درد عشق » کیف می کنند نه از « عشق » ، و در عشق به ردٌ تخیٌلاتی می پردازد که از دیرباز گریبانگیر عشٌاق ما بوده است : عشق ملکوتی ، عشق آسمانی ! و همه عشق هائی که از این قبیل اند .
امٌا « داش آکل » از هردو دیدگاه قابل بررسی است . در « داش آکل » این قید و بندهای بیهوده جامعه اوست که فاجعه ای را سبب می شود ، فاجعه ای عینی و ذهنی .
 صفابخش : داش آکل بیان پایان ناپذیر خیر و شرٌ است . تضادی است که در هر پدیده وجود دارد و سرانجام تکامل پدیده را باعث می شود . کشمکش رحمن و شیطان است و سر انجام پیروزی حق بر باطل .
داش آکل هدف است ، سرانجام است . وقتی است که از روی زمین ظلم و ستم مغلوب نیکی می گردد و عشق داش آکل به مرجان زمینی و بدنی نیست . عشقی است که تعمیم یافته در انسان متجلی می گردد .
آیت اللهی : سوء تفاهم نشود . داش آکل یک قهرمان است و هدایت هم هر قانونی را رد نمی کند . او یک منتقد اجتماعی است . قوانین خوب و بد را باهم تصویر می کند . داش آکل قهرمانی است که چون همه قهرمانان در استواری قوانین نیک و غلبه بر مقررات پست می کوشد . چنین کسی نمی تواند تحت تاثیر مفاهیمی که هدایت انها را دلیل بر ایجاد مقررات پست می داند واقع شود . نمی تواند نقطه ضعف داشته باشد . روشن ترین این مفاهیم و نقطه ضعف را غریزه جنسی بشر می داندو داش آکل نمی بایست تحت تاثیر آن واقع می شد که دیدیم نشد . امٌا مرگ او همان چیزی است که به آن فاجعه عینی و ذهنی گفتم . به دست ضدٌ قهرمانی کشته می شود که نقاط ضعف عینی و ذهنی را تواما" دارد ( تمایل به تریاک و لکنت زبان و... نزد کاکا رستم ) و چنین مرگی جز یک حماسه چیزی نیست . حماسه زندگی بشر نیز چیزی جز این نیست : جدال بین نیکی ها و پستی ها و بالاخره پیروزی پستی ها و بعد شناسائی عواملی که باعث پستی ها شده اند . مقرراتی که در جهت پستی و زبونی بشر وضع شده اندو به آنها خرافات می گوئیم . از اینجاست که توجه زیاد هدایت به فولکلور را در می یابیم. هدایت خود قهرمانی است که با نشان دادن رسوم غلط و خرافات به مبارزه با آنها می پردازد . مثل اینکه آشنائی او با استاد پروین هم از اینجا شروع شده باشد . استاد ... ؟ . 
/ 0 نظر / 19 بازدید