صادق هدایت ؛ غریزده ...

صفابخش : به اعتقاد او بهشت همین جا است و جهنم هم . هدایت زندگی را به خانه خالی و غم انگیزی تشبیه می کند که آسان باید آن را ترک کند . گروهی با رنگ زدن بر در و دیوار و آویختن پرده ها و باد کنک های رنگین ... قرار دادن مجسمه ها و پیکره ها و گلدانهای شمعدانی می کوشند تا این خلاء را پرکنند . اینان می خواهند به زندگی بدون معنا مفهوم بدهند . امٌا افسوس .... افسوس که به هنگام رفتن به هنگام پرتاب شدن خارج حتی بادکنک های رنگارنگ ، مجسمه ها و پیکره ها و گلهای شمعدانی هم به سوگواری انسان نمی نشینند ... تصور خدا در ذهن کودکانه طفل تصور پدر خانواده است که به وسیله تلقین میسر می گردد . پدر نان آور است – اوست که سر سفره غذا را قسمت می کند و سهم می دهد – خوبی و بدی را اوست که پاداش می دهد . پدر نشانه و مظهر قدرت است و طبعا" مورد احترام . بهشت همین است و دوزخ هم ... درست مثل دوزخ « سارتر » . 
صحنه نمایشنامه دوزخ را نشان می دهد . شخصیٌت های نمایشنامه در انتظار شکنجه دیدن هستند .امٌا از ابراز شکنجه و جلٌاد خبری نیست و انتظار شکنجه دیدن تا آنجا ادامه می یابد که هرکس دیگری را شکنجه می دهد تا از پای در آورد و نمایشنامه با جمله « جهنٌم دیگران هستند » پایان می یابد . 
محسن صفایخش
شید رنگ : در بوف کور نوشته است : من بیشتر خوشم می آید با یکنفر دوست و آشنا حرف بزنم تا با خدا یا قادر متعال . چون خدا از سر من زیاد بود و نمی خواستم بدانم  که حقبقتا" خدائی وجود دارد یا اینکه فقط مظهر فرمانروایان روی زمین است .
استاد پروین گنابادی : سفر اروپا در مذهب او تاثیر گذاشت و سست شد . دیگران هم بودند . منهی او نسبت به کلاسیک ها صریح اللهجه بود و محافظه کاری نداشت . 
/ 1 نظر / 29 بازدید
emily

ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن می گویند … من هم منتظر حضور سبز شما هستم