... و باز هم جلال آل احمد

 

بعضی مثل جمالزاده و صادق هدایت ، ازخاندان های قدیمی واقشارنخبه جامعه اند ، « دنیا دیده » اند ، طعم زندگی در کشورهای پیشرفته ی علمی و صنعتی را چشیده اند ، میهن دوست اند ؛ و بنابراین با آرمان پیشرفت ، خواه نا خواه و بگمان آنان غربگرایانه مردم میهنشان می نویسند  ؛ امٌا جلال آل احمد :
 مرد جغرافیای خود است : نویسنده بومی ...
... و آنهم نویسنده ی ، طبیعتا" زمانه ی خود ...و باز :
نویسنده ی مردمی که بین آنان زندگی می کند ؛ ( نویسنده ای مردمی )
اتنوسانتریست است ؛ و بنابر این :
ظاهرا" خوب جامعه ی خود را می بیند ؛ و بدِ جامعه خود را یا نمی بیند یا اصولا" نمی خواهد ببیند ؛ یا در واقع امر ، می بیند و در جهانبینی خود به دلیل همین اتنو سانتریسم متعصبانه ؟! ، ظاهر نمی کند .
شاید مسائل بومی و فرهنگ خودی را یا نمی بیند یا کوچک می شمارد ؛ و بر عکس ؛ مسائل وارداتی ، طی یک هجمه گسترده و ممتد را اصل می شمارد و چه بسا بزرگنمائی با چشم پوشی از « ممیزه های مثبت وارداتی » همراه با آنها و آگراندیسمان اتنوسانتریک مسائل فرهنگی - اجتماعی - اقتصادی و تکنولوژیکی وارداتی ... خدا رحمتش کند که بسیاری از مسائل را بسیار به جا دیده است ، پیش بینی کرده است و تذکرداده است :
غرب زدگی را خوانده اید ؟
باز هم عرض دارم !

/ 0 نظر / 9 بازدید