زیبائی ها را ببین ! ، خوشبین باش ! ، از زیبائی های زندگی بنویس !

 
 
 
زیبا ئی ها را ببین ! خوشبین باش ! از خوبی ها بنویس !
 
پنجاه سال پیش که یک کمی در روزنامه کیهان آن زمان  کار آموزی میکردم و دوست داشتم که روزنامه نگار ، یا در واقع و نهایتا" نویسنده ، شوم  ، و عملا" مرا به بازی نمی گرفتند یکی از روزنامه نگاران کیهان به من گفت  مدیر یک ماهنامه علمی به دنبال یک روزنامه نگار جوان مشتاق آموزش ، که چشمش به دنبال دستمزد از راه روزنامه نگاری هم نباشد ، میگردد . خودش هم استاد  واقعی روزنامه نگاری است ...
امٌا چند نفر دیگر به من اشاره کردند که هم این جناب روزنامه نگار کبهان یک توده ای است ، هم پدرش توده ای شناخته شده ای بوده است ، و هم مدیر آن ماهنامه که میگوید تا حدٌ و حدودی منتسب به همراهی با توده ای ها است ...
پدرم سفارش کرده بود که اگر به تهران میروی  برای درس خواندن برو ؛ مبادا فریب گروه های دانشجوئی - سیاسی را بخوری و زندگی خودت را خراب کنی ! اگر می خواهی سیاسی شوی لااقل  با داشتن لیسانس به کار سیاسی مشغول شو که بالاترها تحویلت بگیرند و صرفا" یک سیاهی لشکر نشوی . در سنین بالاتر هم هرکسی بهتر می تواند مرام و مسلک خود را انتخاب کند و به زودی از انتخاب خود پشیمان نشود که چنین انتخاب اشتباهی در صحنه ی سیاسی ویرانگر است .
این بود که به سراغ آن مدیر ماهنامه نرفتم تا این که آگهی استخدام  یک روزنامه نگار را در همان روزنامه کیهان دیدم  که میبایست فلان عصری به خیابان شاهرضا ( انقلاب امروز ) ، خیابان فرصت . ضلع غربی ، بین خیابان سمیه و کوچه نمازی ، شماره 110 ، مراجعه کنم . همان بود که روزنامه نگار کیهان گفته بود ! ...
تقریبا" همین روزها از سال بود . عدد 110 را به فال نیک گرفتم و به موقع در آنجا حاضر شدم . مجموعا" حدود چهل نفر برای استخدام آمده بودند ؛ که اکثرا" هم جوان بودند اگرچه من کم سن و سال تر از همه مینمودم ؛ 21 - 22 ساله . دکتر حسین آیدین ، مدیر ماهنامه ، که یک پزشک خراسانی بود و مطبش هم همانجا بود ؛ جلسه ای تشکیل داده بود و ابتدا یک سخنرانی کمتر از یک ساعته ... ( که من خلاصه بر میداشتم و سخنران هم متوجه شده بود ... ) .
خانمی که چهل ساله بود و مجرب مبنمود پرسید فلسفه نام ماهنامه شما ، زیبائی و زندگی ، چیست ؟ . دکتر جواب داد :
ما سه دیدگاه در زندگی داریم :
- زیبا بینی زندگی و به اصطلاح خوشبینانه که میگویند فلانی نیمه پر لیوان را می بیند .
- واقع بینانه .
- بد بینانه ، مصیبت بین ... و نهایتا" مصیبت آفرین و سختگیر !
ما معتقدیم که « سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت گیر » . از واقع بینی دور نمی شویم  ؛ امٌا سعی میکنیم بیشتر زیبائی های زندگی را ببینیم ؛ و خوانندگان ماهنامه مان را به سوی زیبا بینی جهان سوق دهیم . متوجه شدم که افرادی بسیار شایسته تر از من در آن جمع حضور داشتند ؛ و او هم عملا" یک سردبیر افتخاری می خواهد نه یک کار آموز مبتدی . موقع خدا حافظی ، پس از اینکه مثل سایرین شماره تلفنم را به خانم منشی جلسه دادم به دکتر آیدین ، که خود بسیار صمیمانه و با خوشروئی به همه خوش آمد میگفت  ، گفتم : قبل از آمدن چند شماره از ماهنامه شما را دیدم و چند پیشنهاد در باره اصلاح ماهنامه دارم ؛ از جمله ... ضمنا" خوشحالم که امشب از حرفهای شما چیزهائی آموختم . من هم مثل شما به دیدن نیمه پر لیوان فکر میکنم ؛ شاید چون بدرم نیز طرفدار زیبا بینی است ... و ، وقتی از جلسه بیرون آمدم ، کوچکترین امیدی به همکاری به وی نداشتم . 
فردا صبح آن شب ، منشی وی تلفن زد که شما انتخاب شده اید !
پدرم و دیگر بزرگترها هم اجازه دادند که نزد دکتر آیدین ، به صورتی مجانی ، کار آموزی کنم ... همه با خوشبینی ...و سنگ نخست درست نهاده شد . ... من بسیاری از خوشبینی ها و زیبا بینی ها در داستانها و مقالاتم را مدیون دکتر حسین آیدین هستم .    
/ 2 نظر / 12 بازدید
دماوندی

سلام.خاطرات پدر همسرم را برای چاپ تنظیم میکردم آقای سعید وزیری را که در زیبایی و زندگی قلم میزد و شاید شما بشناسیدش به سایت شما گذرم افتاد و یاد دکتر آیدین افتادم و اندک خاطره ای که از او داشتم بنده دکترای ادبیات فارسی دارم و در دانشگاه شهید بهشتی در مقاطع گوناگون ادب فارسی تدریبس میکنم خوشحالم که یکی از همکاران دکتر آیدین را یافتم موفق و بهروز باشید

غنچه وزریری

سلام و وقت خوش آقای آیت الهی عزیز من دختر آقای سعید وزیری هستم.پدر خیلی سلام خدمتتون دارند و قتی ازوبلاگ شما گفتم خیلی از گذشته ها یاد کردند. من بخشی از خاطرات بابا را که در ارتباط با دوستانشان است بازنویسی می کنم همراه با زندگی نامه ی آن عزیز فرهیخته ولی متاسفانه حتی مختصری از زندگی دکتر آیدین به صورت مکتوب نیافتم. هر چند بابا در مورد زندگی ایشان چیزهایی به یاد دارند ولی در مورد بعضی چیزها مثل تاریخ تولد و... مطمئن نیستند می خواستم از شما بپرسم آیا با کسی ازنزدیکان ایشان ارتباط دارید یا خودتان می توانید در این خصوص به من کمک کنید.ممنون می شوم. شاد باشید.