انشاء ، ابزار انتقال فرهنگ

 

 

انشاء ، ابزار انتقال فرهنگ

« فایده رمضان ( روزه گرفتن ) را بنویسید ! » . این ، یکی از موضوعاتی بود که رسم شده بود و تقریبا" هرساله در دبستان و دبیرستان ، در آستانه ماه مبارک رمضان ، یا در نخستین روزهای آن ، موضوع انشاء ما قرارمی گرفت . من ، ده – یازده پشت ، و لااقل هفت پشتم  روحانی بوده اند ، و دین و مذهب در خاندان ، خانواده و شخص من نهادینه شده بود : خدا هست ، و روزه باید گرفت . ولی به خاطر دارم که از همان سالهای پنجم و ششم دبستان ، این سؤال که به چه دلیل باید سراسر روز را گرسنگی بخوریم ؟!!! بین همکلاسی هایم ، که در آن سن ٌو سال و به خصوص نزد  دوستان و همکلاسی هایشان بسیار هم صادق بودند ، وجود داشت ؛ و برخی به عنوان لوطیگری و مثلا" نشان دادن قدرت ، جرئت ، شهامت و شجاعت ! و در واقع بیباکی و قانونگریزی ... خود به صورتی پنهان از خانواده شان و سایر بزرگان در ایٌام ماه مبارک رمضان تنقلات می خریدند و با افتخار ! جلوی دوستان نزدیکشان یا اکثر دانش آموزان صرف می کردند ؛ آب می خوردند ... و البته که بر سر سفره افطار هم حاضر می شدند ؛ اگرچه تعدادشان مجموعا" بیش از یکی – دو درصد از کلٌ دانش آموزان نبود ، و معلمان هم یابه این موضوع آگاهی داشتند یا ( به خصوص توسط دانش آموزانی که نقش خبر چین آنها  را ایفاء می کردند ) از وجود چنین دانش آموزانی  با خبر می شدند و به طریقی به حلٌ مسئله یا حتی پیشگیریِ آن می پرداختند (1) .

اکثرا" یکی ازمعلٌم ها ، یا مدیر یا ناظم مدرسه ، بچٌه ها را به روزه گرفتن و تهذیب اخلاق در ماه مبارک رمضان تشویق و ترغیب می کردند که بی تاثیر نبود ؛ امٌا خیلی هم مؤثر واقع نمی شد .

به نظر من مهم ترین ابزارتشویق و ترغیب دانش آموزان به اعمال ماه مبارک رمضان ، و حتی تبلیغ دین و مذهب به طور کلٌی ، نگارش « فایده ماه رمضان » به عنوان انشاء بود که دانش آموز را وادار  می کرد پژوهشگر شود تا بتواند نویسنده مطلب باشد ؛ و همین پژوهشگری هم موضوع را ملکهء ذهن او می ساخت و ، هم فلسفه ی وجودی ماه مبارک رمضان را به شیوه بسیار بهتر  ، عمیق تر و ماندگار  تری به وی می آموخت ، و هم طبیعتا" بر اعتقاد و ایمان وی به اسلام می افزود : دانش آموز را وادار  می کرد کتابهای تعلیمات دینی خود را مرور کند و بهتر بخواند ، احتمالا" کتاب های دیگری را در این موضوع بیابد و مطالعه کند ، در باره فواید رمضان از این و آن سؤال کند ؛ و...

وقتی انشاء ها سر کلاس های مثلا" مدرسه ی یک محلٌه از شهر خوانده می شد تقریبا" تمام اطلاعات و عقتید مردم آن محلٌه  ، به ویژه بزرگترها و باسواد ترهایش ، در آنها جمع شده بود : انعقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر ...

اگرچه فقط همین نبود . مادر اصغر، همکلاسم از پسرش می پرسید که آقا معلم چه گفت ؟ بچٌه ها در باره ماه مبارک رمضان چه گفتهد ؟ و بگمانم بسیاری از زن های خانه دار آن زمان ، به ویژه مادران که بی سواد و کم سواد بودند هم به این طریق می آموختند ...

(1) سال 1338 ناظم دبیرستان ما که متوجه شیطنت برخی از دانش آموزان و بد آموزی آنان شده بود فرموده ای از امام حسین (ع) را روی تابلو نوشت و از همه ما خواست که به اصطلاح آویزه گوشمان سازیم . جدیدا" بنری دیده ام که فکر می کنم همین گفته بود : 

/ 1 نظر / 9 بازدید
علی

سلام بر استاد عزیزم ماه مبارک رمضان برشما مبارک و طاعات و عبادات شما هم انشاء ا... قبول باشد امیدوارم حالتان خوب باشد واقعا" دلم برای صحبت های شیرینی که هم اطاق بودیم تنگ شده است امیدوارم که در تمام مراحل زندگی پیروز و پایدار باشید اگر سازمان هم تشریف آوردید شما رو ببینیم با تشکر علی رمضانی دوستدار شما