هستم اگر می‌روم گر نروم نیستم

 

 

هستم اگر می‌روم گر نروم نیستم

هر دور و زمانی مشخصات خودش را دارد ؛ یک دوره شعر و شاعری و به طور کلٌی رمانتیسم اوج میگیرد ، یک دوره مردم واقع بین تر شده بیشتر به فکر اقتصاد و در آمد و باصطلاح جیب و دهانشان می افتند ، یک دوره مردم مذهبی تر می شوند ، یک دوره انقلابی تر ، سیاسی تر و...

آنچه که از جوانان حوالی 1350 به یاد دارم و خاطره ای شیرین شده است گرایش به مطالعه ، درس گرفتن از ادبیات زندگی و سعی به کارگیری آموخته ها بود و آنروزها این شعر اقبال لاهوری ، که امروز صد و چهلمین زادروز اوست بر سر زبانها افتاده بود و مرا به وجد می آورد :

.......

ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم 

                   هیچ نه معلوم گشت آه که من کیستم

موج زخود رفته‌ای تیز خرامید و گفت

               هستم اگر می‌روم گر نروم نیستم

 

/ 0 نظر / 83 بازدید