نثر صادق هدا یت و روح حاکم بر نوشته های وی

هدایت ذوق و هوش بسیار خوبی داشت و نویسنده بزرگی بود . امٌا نمی توانست محقق خوبی باشد .
برخی بر نثر صادق هدایت ایراداتی گرفته اند و این ایرادات  چندان هم ناروا نیست 
 از طرفی به حمایت از « دستور زبان » استاد عبد العظیم قریب پرداخته است و از طرفی می دانیم که اصولا" به قواعدی معتقد نیست و به نوعی وضع قوانین دستوری رادست می اندازد و به هر حال خود را پایبند آن نمی سازد :
امروزه دیگر کسی احتیاج به عبارت پردازی  و استعمال لغات قلمبه توخالی ندارد و کسی نمی تواند کسی دیگر را گول بزند .
 نوشته های او بالاتر از این است که در پی غلط های نثرش باشیم . او بازبان مردم حرف می زند و زبان عامیانه را معرفی می کند . 
*
استاد محمد پروین گنابادی : هدایت ذوق و هوش بسیار خوبی داشت و نویسنده بزرگی بود . امٌا نمی توانست محقق خوبی باشد . چون محقق باید بدون درنظرگرفتن عقیده شخصی و تعصب قضیه ای را مطرح کند . در حالی که هدایت تحت تاثیر احساسات ناسیونا لیستی و میهن پرستی خود قرار می گرفت و مثلا" در نمودن جنبه های میهن پرستی آثار خیام و حافظ غلو می کرد .در واقع حافظ و خیام را نیز چون خود و به قیاس با خود میهن پرست می دانست .
شیدرنگ : بعضی از متونی که هدایت ترجمه کرده به وسیله دیگران هم ترجمه شده است . مثلا" کارنامه اردشیربابکان را کسروی هم ترجمه کرده است . منتهی در ترجمه کسروی باید چند کتاب لغت را کنار دستت قرار دهی تا بتوانی لغات و اصطلاحات نامانوس را که در ترجمه اش به کار برده است پیدا کنی و به ترجمه شان پی ببری .
آیت اللهی : از ترجمه هایش که بگذریم برخی بر نثر صادق هدایت ایراداتی گرفته اند و این ایرادات – که شاید لقب بنی اسرائیلی زیبنده آنها باشد – چندان هم ناروا نیست . متاسفانه از نظر رعایت قواعد دستوری در نوشته های هدایت با نوعی تعارض مواجه می شویم . از طرفی به حمایت از « دستور زبان » استاد عبد العظیم قریب پرداخته است و از طرفی می دانیم که اصولا" به قواعدی معتقد نیست و به نوعی وضع قوانین دستوری رادست می اندازد و به هر حال خود را پایبند آن نمی سازد . فی المثل : در « هوسباز » می خوانیم : « من از کوچه ای می گذشتم که به گردشگاهی منتهی می شود که مملو از ردنگت پوشانی است که عمامه های بزرگ رنگین بر سر دارند . »
شاید در نوشته هایش قواعد دستوری را باین جهت رعایت نکرده است که چون مردم حرف زده باشد : « خدایا از گناهان همه بنده هایت بگذر. » 
بعلاوه با این سبک نوشتن خود توانسته است زبان محاوره ای مردم عصر خود را زنده نگاه دارد . ؛ با اصطلاحات و ضرب المثل هایش و... لبٌ کلام ، کسی که می خواهد مردم را از قید و بندهای بیهوده  آزاد کند چگونه خود را در نوعی قید و بند گرفتار کند ؟ از نوشته خودش در « س . گ . ل . ل » که با آن نهایت پیشرفت بشر را تصویر می کند پیداست : « فتح بزرگ آدمیزاد فتح خرافات  ، ازادی افکار ، راستی و ترقی فکر در طبقات مختلف است . امروزه دیگر کسی احتیاج به عبارت پردازی  و استعمال لغات قلمبه توخالی ندارد و کسی نمی تواند کسی دیگر را گول بزند . ترقی زبان علمی ساده، بی پرده و عاری از هرگونه تشبیهات و استعارات لوس و بی مزه شده که نمیشود آن را سیصد جور تعبیرکرد . »
ابن برداشت من از نثر هدایت است ؛ تا عقیده استاد چه باشد ...
استاد پروین گنابادی : از نظر الفاظ و جمله یندی نمی شود بر او خرده گرفت . نوشته های او بالاتر از این است که در پی غلط های نثرش باشیم . او بازبان مردم حرف می زند و زبان عامیانه را معرفی می کند . ممکن است معنی بعضی از اصطلاحات فولکلوری او را نفهمیده باشند .
او تخیٌلات خود را می نویسد و نوشتن تخیلات مداوم خیلی مشکل است . شرح تخیٌل مثل شرح نقش و نگار دشت و کوهسار نیست که با تامل لازم به آن بپردازد . باوجود این سادگی و روانی در نوشته هایش مشهود است و مقدم و مؤخر ندارد .
آیت اللهی در 17 اسفند 1351 : متاسفانه امروز به نحوی بسیار اسفبار، و طی یک بیماری فراگیر ! ، نوشته ها ی ادبی ، داستان کوتاه ، داستان بلند ، و به خصوص شعر فارسی دچار هجمه نوسوادان و سوداگران ادبیِ نومقام و نوکیسه ، تحت عنوان استاد دانشگاه ، دبیر ادبی و ویراستارو سر ویراستار ، منتقد ادبی ، و... شده در واقع به منظور رونق دادن به تخصص و حرفه خود ، خود نمائی و « اظهار فضلِ » به تمام معنی ! با مثله کردن و حذف و اضافه های بسیار در حد اثری استحاله شده و کاملا" ساختگی و گاه خشک و ناهمآهنگ ، چنان تیشه به ریشه هر اثر ادبی مینوازند که روح آن اثر را از آن سلب می کنند و اثری که به این بهانه ی مطابقت با دستور زبان فارسی ، بدیع و قافیه و عروض ساختگی شده است حالت طبیعی ، زیبائی و نهایتا" دلنشینی خود را از دست می دهد .... نه نوشته های صادق هدایت و جلال آل احمد می شود و نه شعرهای ایرج ، عشقی ، عارف و شهریار .
/ 0 نظر / 22 بازدید