ادبیٌات فرمایشی و ارزش اثر ادبی

ادبیٌات فرمایشی

و

ارزش اثر ادبی

پنجاه و چهار سال قبل به خواست و تشویق مدیر دبیرستانمان ، آقای علائی ، و به مناسبت عید نوروز ، نشریه دیواری دبیرستان پهلوی را تهیٌه کردم که در نتیجه در دبیرستان نزد همه ی دانش آموزان و حتٌی اکثریٌت دبیران شناخته شدم ، آقای ناظم نمره اخلاقم را که هفده بود به بیست تبدیل کرد ، تیم فوتبال کلاسمان که تا دیروزش فوتبال مرا قبول نداشت یک پست ثابت در تیم به من داد ، عمویم که قضیه را از یکی از دبیران شنیده بود تلفن زد و کلٌی تبریک و تشویق ... ، و معلم ادبیٌاتمان ، آقای باغ گلشنی ، که در همان لحظات اوٌل نصب نشریٌه به دیوار ، تمام مطالب آن را خوانده بود مرا به دفتر دبیرستان خواند ، جلوی مدیر تحسین کرد یک تافی که تازه به شهرما وارد شده بود به من تعارف کرد ، و گفت عجب خطٌ و نقاشی خوبی داری ، امٌا نیمی از نشریهٌ ات فکاهی است؛ و برخی از مطالبش هم فرمایشی !

راستش را بخواهید آن روز متوجٌه نشدم که « فرمایشی » یعنی چه ؟

سال 1347 مدیر مجلٌه مان ، که یک پزشک بود ، گفت درست است که سرمقاله و تبریک عید و را معمولا" شخص سردبیر می نویسد امٌا استاد محمٌد پروین گنابادی استاد همه ی ما است ؛ بهش تلفن بزن که مال شماره مخصوص سال نو را او بنویسد ؛ ضمنا" مقداری هم دارو تهیٌه دیده ام که بگو برایش ببرند . یکی از دوستان که اتوموبیل داشت و می خواست استاد پروین را ملاقات کند پیشنهاد کرد که بلا فاصله داروها را به اتفاق هم ببریم به منزل استاد پروین . وقتی در منزل استاد پروین موضوع تبریک ورا مطرح کردم گفت :

دکتر بازهم لطف کرده ، برایم دارو فرستاده و مرا خجالت زده کرده است ؛ امٌا من حال و روز مناسب نوشتن « قطعه ادبی تبریک عید » را ندارم ؛ به زور که نمی شود یک متن قشنگ نوشت ؛ نوشتن حال و حوصله می خواهد ؛ نوشته باید از دل برخیزد ، و الٌا می شود « فرمایشی » ، مثل همین فرمایش دکتر آیدین ؛ من که نمی توانم اسمم را زیر هرچیزی بگذارم...

تازه متوجٌه شدم که فرمایشی یعنی بالاتر از سفارشی ، یعنی اگر در سفارشی نوعی نفع اقتصادی برای نویسنده وجود دارد در فرمایشی به وی حکم شده است ! .

شعرها و داستان هائی کهنه بنابر احساس و ذوق و قریحه ، بلکه به منظور فروش نیز تهیٌه می شوند عملا" فرمایشی اند ...

...و من و شما اگر به زور هم چیزی در وبلاگمان بنویسیم که ( برای خالی نبودن عریضه ! ) خالی نماند و به روز ! کرده باشیم به نوعی اجباری و فرمایشی نوشته ایم .

هنر تبریک نویسی ( به تفصیل ) در همه وجود نداشت و برخی لطف فرموده بنده را دارای این هنر می پنداشتند . سال 1350 یکی از مطبوعات بزرگ کشور از من خواست تا تبریک سال نو را برایش بنویسم و بنده پرسیدم که آیا بنام خودم چاپ می کنید ؟ ( به یاد شهرت طلبی سال 1337 ) فرمودند خیر ، بی نام چاپ می کنیم و بنده هم عرض کردم که متاسفم ؛ در حالی که قطعه ای بگمان خودم زیبا هم نوشته و آماده داشتم .

نیمی از ابتذال ژورنالیسم به دلیل شفارشی بودن محتوا ( اقتصادی : تبلیغات تجاری ) و نیمی دیگر به دلیل فرمایشی ( سیاسی ) بودن مطالب آنهاست ؛ به ویژه مطالبی که بدون نام چاپ و منتشر می شوند . نه فقط نویسنده با ذکر نام ، و ترجیحا" نام حقیقی ، و عکس ، و ترجیحا" عکس حقیقی ، خود به شعر و نوشته هویت می بخشد بلکه خواننده هم خواندن شعر یا نوشته با نام خالق اثر را ترجیح می دهد .

عوامل ارزش یک اثر ادبی :

  • از دل برآمده بودن
  • با نام و هویت خالق اثر منتشر شدن
  • در جهت زیبا پسندی مخاطب بودن
  •  ترجیحا" دردی از مخاطب را درمان کردن
  • اگر به روحیه مشارکتی اعتقاد دارید لطفا" هر عامل دیگری که بنظرتان می رسد را مرقوم بفرمائید تا اضافه شود ؛ اعنی به من عیدی بدهید

  • عید شما مبارک ف، نوروزتان پیروز ، و تمام زندگیتان بهاری باد . 
/ 64 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اهورا

درود آقای دکتر آیت اللهی هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز و شاد بادا سالی سراسر شادی، سرشار از کامیابی، آزادی، رستگاری و تندرستی؛ و سالی برهنه از رخت غم و اندوه برای شما و دلبندانتان آرزومندم.

علی میرزایی

سلام و عرض تبریک مجدد استاد نازنین باغزلی به مناسبت عید نوروز بروزم. فرصتی دست داد دوست دارم از نظر مبارک شما بگذرد. بر قرار باشید و در پناه خدای بزرگ[گل]

علی پورعلی

ممنون از حضورتون از مطالب ارزشمندتون استفاده کردم

ع-دهقانی

آجرکم الله

ویداوکیلی

سلام استادمهربان....نوروزتان پیروزوبهارتون قشنگ.....[گل]

آناهیتا

سلام ممنون از اینکه به وبلاگ من اومدید. مشخصاتتان را خواندم و همه نوشت های وبلاگتان . نوشته هایتان اصلا شبیه یک فرد 67 ساله نیست اما با تجربیات یک شخص 67 ساله هست و بسیار ارزشمند بود برای من. اما امان از تقلید که گاهی انگار از قدرت اختیار آدم خارج میشود و با مکرر خواندن نوشته ها و کتاب یک نویسنده خاص ٰنوشته های آدم شبیه ان شخص میشود. اما در موردارزشهای یک نوشته واقعا درست گفتید. - از دل برآمده بودن - با نام و هویت خالق اثر منتشر شدن - در جهت زیبا پسندی مخاطب بودن - ترجیحا" دردی از مخاطب را درمان کردن ضمن اینکه به نظر من باید آن چیزی که می نویسیم اعتقادات خودمان هم باشد .یعنی چیزی را ننویسیم که خودمان به ان اعتقاد نداشته باشیم. و اینکه فقط از دل برآمدن کافی نیست. ینکه از لحاظ علمی منطقی ... مطلب درست باشد. حداقل تا ان اندازه سن و تحصیلات و علم فرد نویسنده باشد.مابقی آن که علم و داشن فرد بالتر میرود خوب نشوته های بهتری هم خواهد داشت. هرچند که معیار های درستی ممکن است برای هرکس متفاوت باشد. هرچند که در حد خود نمیدیدم که اظهار نظر کنم ولی چون خودتان خواسته بودید نظرمو گفتم. در مورد غلط املایی هم درست گفته

میثم رنجبر

سلام.سال نو شما هم مبارک!خداوند حفظتان کند!وبلاگ پرباری دارید.بروز می شوید خبرمان کنید استفاده کنیم!یا حق!