در باره صادق هدایت

این مطلب در28 بهمن 1351 به مناسبت هفتادمین زادروز صادق هدایت

،

تحت عنوان « در باره صادق هدایت » به همت اینجانب منتشر شده است ؛ و به فاصله 5 – 6 ساعت تمام 500 نسخه ای از آن که در اختیار فروشگاههای جلوی دانشگاه تهران قرار گرفته بوده است به فروش رسیده است ؛ و پس از آن چاپخانه ها ی تهران حاضر به چاپ دوٌم آن نشدند !!! . آغاز گر بحث ، بنده هستم که کار تدوین و انتشار و حتی فروش نشریه را نیز برعهده داشته ام . جوانی کجائی که یادت به خیر !

در باره

صادق هدایت

...خیلی از دوستان دور و نزدیک و طرفداران صادق هدایت ، برخلاف خواست واقعی او رفتار می کنند . منظورم همین کوشش و مجاهدت هائی است که همه ساله به عنوان یاد بود یا مثلا" تجلیل و بزرگداشت او میشود ؛ خصوصا" در مطبوعات . حال آنکه یادبود چیزی است و تجلیل چیزی دیگر .

در سالروز مرگ یادبودی میگیریم که نوعی عزاداری است . تجلیل به هر صورتش و برای هر چیز و هرکس که باشد حکم جشن را دارد ؛ یا لااقل نوعی جشن و سزاوار بزرگی چون او . امٌا چرا در سالروز مرگش ؟... و ما سالروز مرگ هدایت را به تجلیل از او اختصاص داده ایم ! تجلیلی که چون سالروز مرگ او میشود ما را به یاد خودکشی و فقدانش می اندازد و طبیعتا" نوعی عزاداری . همه اش از مرگ و خودکشی او صحبت می شود و جنبه های منفی دیگر ؛ حسرت این که رنج برده است و رفته است و نه موقع شناسی و شناساندن او . مگر از جائی آمده است که مرگ چنین نویسنده ای پرمایه ، دانشمند و هنرمندی شجاع را جشن بگیریم ؟! اینست که تاسف میخوریم از رفتنش و نه اینکه غنیمت بدانیم آمدنش را و هدایت شدنش را .

خلاصه کنم . قضیه وقتی بی معنی تر می شود که بدانیم هدایت خود با این بدعت های بی دلیل و عزاداری های بیمورد مخاف بوده است . دلیلش را در کتاب « اصفهان نصف جهان » میخوانیم که نوشته است :

« عزاداری یا مال مردم خیلی بیکار و

یا خیلی خوشبخت است و در زندگی

ا ینقدر کم تفریح هست که دیگر لازم نیست

بیائیم برای خودمان بدبختی های تازه ای بتراشیم . »

البته این یک عقیده است با اشاره ای از خودش . باید دید دوستان نزدیکش چه می گویند ؟

استاد محمد پروین گنابادی : همینطور است او به این حرفها عقیده ای نداشت .

مهمند شید رنگ : در نامه ای به شهید نورائی نوشته است : « ... به زنده اهمٌیت نمی دهندو بعد از مرگ همیشه قدر شناس و وظیفه شناس خودشان را معرفی می کنند .»

علیرضا آیت اللهی : منظورم این نیست که چنین حرفی را دلیل و تمسکی برگفته هایم قرار بدهم . والٌا دلایل بهتری هم هست . منظورم این است که وقتی خود هدایت تما یل به زیبائی ها شادی ها و سپید روزی های زندگی را توصیه می کند و ما تمسرائی وقایع رنج آور را به مردمی غیر عادی نسبت می دهد . تجلیل و بزرگداشت او در سالروز تولدش – 28 بهمن – مناسب تر است تا سالروز مرگش ، بشرط آنکه در این تجلیل باز به مرثیه سرائی و نوحه خوانی اکتفا نکنیم ... نوحه خوانی توسط کسانی که منتظر مرگ دوستانشان هستند تا با تظاهر و عَلَم کردن مرگ آنان خود را به عرش برسانند و میراث خوری محترم شمرده شوند . یا برعکس ، منتظر مرگ مخالفینشان که آنوقت دستی از آستین در آورند و مقالاتی جامع و مفصل علیه شان بنویسند و خود را فاتح بدیهی بحساب آورند. یادش به خیر که اصطلاحات « رجٌاله » و « مرده خور » را دم دست داشته است .

شیدرنگ : در بوف کور نوشته است

( ادامه دارد )

خدا رحمت کند استاد محمد پروین گنابادی و مهمند شیدرنگ را

/ 8 نظر / 15 بازدید
بهارهای پیاپی

سلام استاد انگار ما علاقه ی خاصی به عزاداری و نوحه خوانی داریم. اما علتش رو نمی دونم.

محمدعلی شیوا

سلام استاد و چه ارجمند و یگانه نوشتید که باید غنیمت دانست آمدنش را و « هدایت » شدنش را . والت ویتمن شاعر گرانقدر آمریکایی شعری به نام « یک درس ایرانی » دارد که با برگردان خودم در وبلاگم گذاشته ام خوشتان می آید

محمدعلی شیوا

و اما اصل شعر : FOR his o'erarching and last lesson the greybeard sufi, In the fresh scent of the morning in the open air, On the slope of a teeming Persian rose-garden, Under an ancient chestnut-tree wide spreading its branches, Spoke to the young priests and students. "Finally my children, to envelop each word, each part of the rest, Allah is all, all, all—is immanent in every life and object, May-be at many and many-a-more removes—yet Allah, Allah, Allah is there. "Has the estray wander'd far? Is the reason-why strangely hidden? Would you sound below the restless ocean of the entire world? Would you know the dissatisfaction? the urge and spur of every life; The something never still'd—never entirely gone? the invisible need of every seed? "It is the central urge in every atom, (Often unconscious, often evil, downfallen,) To return to its divine source and origin, however distant, Latent the same in subject and in object, w

شبیه خودم

هدایت شخصیت تاثیرگذار و متفاوتی داشته. همیشه دونستن ازش برام غنیمت و جذاب بوده و هست. منتظر بقیه ی مطلب هستم.

اثیره

سلام آقای ایت اللهی تقصیر ورق هاس شناسنامه است . تاریخ تولد تاریخ مرگ و تمام

اثیره

سلام آقای ایت اللهی تقصیر ورق هاس شناسنامه است . تاریخ تولد تاریخ مرگ و تمام

باغبان

" عزاداری یا مال مردم خیلی بیکار و یا خیلی خوشبخت است" خیلی خوشبخت؟ چرا؟ مگه خیلی خوشبختی عزاداری میاره؟

قلی پور

درود با غزلی تحت عنوان هجران به مناسبت هجرت ناگهانی استاد شاعر جناب محمدرضا نصر به روزم و منتظر حضور گرم و نظرات ارزشمندتان.