محمدعلی فردین و فرهنگسازی مثبت در « فیلمفارسی های آبگوشتی »

 
پدرم روحانی ، از لااقل هفت پشت روحانی ، قاعدتا" مخالف سینما و امٌا تا حدودی متجدد و به خصوص متوجه مقتضیات زمان بود . سال 1341 یا بهتر سال 1342 ؟ بود که سینمای جدید یزد مدٌتی بود باز شده بود و همکلاسان دبیرستانیم برخی روزها از داستان فیلم های آن صحبت میکردند و من را به هوس دیدن فیلم می انداختند ؛ و مگر من جرئت آن را داشتم که بدون خبر و اجازه پدرم و آنهم در شهر متوسطی که خبر ها زود پخش می شوند به سینما بروم و مگر روی آن را داشتم که از پدرم اجازه بگیرم . البته سینمائی قدیمی تر و با فیلم های بسیار کم ارزش تر ده - بیست سالی بود که در خیابان کرمان وجود داشت و حتی مورد تمسخر تقریبا" تمام دوستان و همکلاسی ها ... قبل از آنهم سینما در ساختمانی مشهور به همین نام « سینما » متعلق به گلشن بوده است ...
روزی در دفتر پدرم ، مالک سینما ی جید ، که زرتشتی هم بود ، برای معامله ای حاضر شده بود و نیمه شوخی - نیمه جدٌی به پدرم پیشنهاد بیست بلیط مجٍانی داد که طبیعتا" پدرم نمی پذیرفت ... و امٌا پدرم ناگاه چشمش یه چشمان مشتاق من افتاد و آنچه را که میبایست دریافت ... باورتان نمی شود که سینما رفتن برای گروه بزرگی از مردم شهر ما ، شاید ثلث آنان ، تقریبا" حرام و برای گروهی هم ، که شاید نصف مردم شهر می شدند ، در واقع مکروه بود . پدرم در آن لحظه هیچ نگفت و بعدا" متوجه شدم که برای جستجوی این که سینما چیست و در آن چه میگذرد و انواع فیلم ها چه هستند نزد چند سینما رو ی مورد اعتماد تحقیق و تفحص کرده بود و...
یک روز که پس از انجام یک کار خیر برای مادرش در دفترش نشسته بودم ، از دون پایه ترین کارمندش ، سیدمهدی ، که از خانواده ای بسیار مؤمن و متقی هم بود پرسید : آیا تا کنون سینما رفته ای ؟ ! . وی با چند بار رنگ دادن و رنگ گرفتن گفت : یک بار ، فیلمش خوب بود ( یعنی خلاف اخلاق نبود ) . پدرم گفت امروز این پسرم کار خوبی کرده است و میخواهم اگر فیلم سینما خوب بود بفرستمش سینما . برو ببین فیلم امروزش خوب است یا بد ؟ وی پس از بازگشتش گفت : بنظر می رسد خوب باشد . آنگاه پدرم یک اسکناس پنج تومانی ، که بهای دو بلیط لژ می شد ، به وی داد و گفت باهم به سینما بروید . با این که هردو خوشحال بودیم سید مهدی نگران مینمود و وقتی دلیلش را پرسیدم گفت : تخمه نداریم ! سینما بدون تخمه که مزٌه نمی دهد ؛ تازه جلوی مردم ! ؛ همه تخمه میخورند ... . یک تومان هم دادم تخمه خریدیم ...
نخستین فیلمی که دیدم فیلمی بود با بازی محمد علی فردین - آرمان - ویدا قهرمانی - و خلاصه ترکیب اصلی آن بیشتر از ارمنی ها که در آن زمان اقلیت ها بیشتر فیلم بازی می کردند و مسلمانان کمتر .... و امٌا از محمد علی فردین که 14 بهمن سالروز تولدش هست ( خدا بیامرزدش ) .
جوانی در آن زمان حدودا" سی ساله ، خوش چهره ، خوش اندام ، خوش اخلاق ، و به خصوص خوشبین ، راستگو  و درست کردار که همه اینها در ادبیات به معنی یک « شخصیٌت مثبت » یا به اصطلاح قهرمان است که می تواند الگوی تماشاگران ، به ویژه کودکان ، نوجوانان و جوانان در زندگیشان قرار گیرد : فرهنگساز مثبت
 نوشته من به همینجا ختم نمی شود ؛ سعادتی دست داد بقیه اش را هم مینویسم .
امٌا به راستی : 14 بهمن هم سالروز تولد شادروان محمد علی فردین است و هم سالروز تولد علی نصیریان ؛ میدانید چرا فردین را ترجیح داده ام و برای نوشتن انتخاب کرده ام ؟! ...
/ 1 نظر / 28 بازدید
هیچکس

والله با سینمای فیلم فارسی ( همان اسمی که به حق مرحوم کاووسی برای آن برگزید ) خیلی مشکل دارم و معتقدم چیز مصیبت باری بود در ورای این پهلوان پنبه بازیها در ورای این به اصطلاح فردین بازیها یک چیز گزنده ای یک جور لمپنیسم تهوع آوری توی ذوق میزد ، شاید بد نباشد فیلم جوجه فوکولی را ببینید تا بفهمید مقصودم چیست ( که قطعا دیده اید و مقصودم را میفهمید ) گمانم این است که از آن فیلم و چنان فرهنگی بایدم انقلاب تولید میشد